افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
بروز رسانی 
عیسی قجاوند
عیسی قجاوند

به گزارش افکارنیوز، این شورا درنهایت با کشاندن جلسات به واپسین روزهای سال، میزان افزایش حقوق سال جدید میلیون‌ها مشمول قانون کار را تصویب و اعلام می‌کند. توجیه دولت از کشیده شدن بحث افزایش حقوق کارگران به اواخر اسفند این است که جلوی تورم ناشی از افزایش دستمزدها در شب عید گرفته شود. طبق آخرین آماری که مرکز آمار ایران اعلام کرده، تصمیمات ماه‌های آینده شورای عالی کار در زندگی بیش از 23 میلیون نفر شاغل کشور در سال آینده تأثیر‌گذار خواهد بود که غیرمستقیم، حدود 50 میلیون نفر از جمعیت کشور را شامل می‌شود.

ماده 41 قانون کار که درباره افزایش حقوق و دستمزد سالانه کارگران است، افزایش‌های هر سال را با دو مبنا مورد تاکید قرار داده که یکی، توجه به نرخ تورم و دیگری تعیین دستمزدی است که تأمین کننده معیشت خانوار 4 نفره باشد؛ با این حال مقامات کارگری می‌گویند در تعیین دستمزدها هیچ گاه به قانون عمل نشده و دولت‌ها همیشه با دخالت مستقیم در تعیین مزد، مصوبات مصلحتی را جایگزین اجرای قانون کرده‌اند. کارگران می گویند سال‌ها به دلیل جنگ تحمیلی، بعدها به دلیل سازندگی، سپس بهانه اجرایی شدن هدفمندی یارانه‌ها، تحریم‌ها و .... دستمزدهای آنها رشد واقعی سالانه را نداشته و این مساله باعث بروز شکاف عمیقی در تأمین مخارج زندگی آنها شده تا جایی که جمعیت چند ده میلیونی کارگری کشور، ضعیف‌ترین گروه به لحاظ کسب درآمد بوده و زندگی اغلب آنها دچار چالش‌های اقتصادی است.

با این که نمایندگان کارگران و کارفرمایان در جلسات متعددی درباره افزایش دستمزدها رایزنی و گفتگو می‌کنند، اما این دولت است که به عنوان کارفرمای بزرگ در پایان کار وارد شده و به صورت دستوری نسبت به افزایش دستمزدها تصمیم گیری می‌کند، با این حال دولت‌ها همواره ایفای چنین نقشی را کتمان می‌کنند.

نگاهی به روند افزایش حقوق‌ها در سال‌های گذشته نیز نشان می‌دهد به دلیل تصمیم گیری‌های مصلحتی به جای اجرای قانون، همواره افزایش حقوق و دستمزد کارگران با فاصله معناداری نسبت به تورم کمتر بوده است. فقط در سال گذشته که نرخ تورم به میزان 15درصد در بهمن ماه اعلام شده بود، افزایش دستمزدها به میزان 17 درصد در نظر گرفته شد که این موضوع با مانور تبلیغاتی وسیعی از سوی دولت اعلام شد، اما واقعیت پنهان چیز دیگری است.

باید گفت سال‌ها تعیین حداقل دستمزدهایی کمتر از نرخ تورم و بدون توجه به لزوم تأمین کننده بودن مزد در معیشت خانوار، باعث شده تا متوسط دریافتی فعلی نیروی کار کشور با هزینه‌ها و مخارج، دستکم 50 تا 70 درصد فاصله داشته باشد.

با وجود تبلیغات فراوانی که دولت در سال گذشته درباره تعیین حداقل مزد کارگران بالاتر از نرخ تورم و شکسته شدن طلسم افزایش حقوق‌ها زیر تورم به راه انداخته بود، اما حداقل دستمزد سال 95 کارگران ماهانه فقط 812 هزار تومان است.

متوسط دریافتی اغلب مشمولان قانون کار در سال 95 نیز از یک میلیون و 350 هزار تومان تا نهایتاً یک و نیم میلیون تومان بیشتر نیست و با این ارقام، زندگی خانوار کارگری به ویژه در کلانشهرها با چالش‌های جدی مواجه خواهد بود. نمایندگان کارگری با انتقاد از بن بستی که سالیان متمادی در زمینه افزایش حقوق واقعی کارگران ایجاد شده، می گویند با 812 هزار تومان و یا نهایتاً یک و نیم میلیون تومان حتی نمی‌توان 10 روز از ماه را سپری کرد و از این بابت کارگران با تنگناهای فراوانی روبه‌رو هستند.

نگاهی به روند افزایش حقوق‌ها در سال‌های گذشته نیز نشان می‌دهد که به عنوان نمونه در سال 94 با وجود نرخ تورم 34.7 درصدی پایان سال 93، فقط 25 درصد افزایش حقوق اتفاق افتاد و یا با وجود نرخ تورم 30.5 درصدی پایان سال 92، افزایش حقوق سال 93 به میزان 25 درصد بود.

این کسری‌های هرساله در افزایش حقوق‌ها باعث شد تا با وجود عبور مخارج ماهیانه زندگی د

لینک مستقیم
کاربری در لیست بازنشر کنندگان این پست نیست.
کاربری در لیست دوستداران این پست نیست.
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
عیسی قجاوند
عیسی قجاوند

سال دیگر وضعیت چه خواهد شد؟


جدول تغییرات مزد سال 95 کارگران (ارقام به تومان)

حداقل دستمزد ماهیانه۸۱۲۱۶۴حق مسکن ماهیانه (به شرط تصویب)۴۰۰۰۰حق بن نقدی (بدون افزایش)۱۱۰۰۰۰حق اولاد- یک فرزند۸۱۲۱۶حق اولاد- دو فرزند۱۶۲۴۳۲حق سنوات روزانه (بدون افزایش)۱۰۰۰حداقل مزد روزانه۲۷۰۷۲مجموع دریافتی افراد مجرد۹۷۲۱۶۴مجموع دریافتی افراد متاهل با یک فرزند۱۰۵۳۳۸۰مجموع دریافتی افراد متاهل با دو فرزند۱۱۳۴۵۹۶

سال دیگر وضعیت چه خواهد شد؟

آقای رئیس جمهور اگر دستت میرسد کاری بکن...

در برنامه توسعه ششم از هر آنچه که بخواهید
صحبت به میان آمد جز کار و کارگر.

ما کارگران سفره دلمان را برای چه کسی بگشاییم؟
چرا کسی به فکر ما نیست؟

با حلوا حلوا کردن که دهان شیرین نمی شود؟

به قول خود و کارشناسانتان؛ رقم هزینه سبد خانوار یک خانواده کارگری
در سال 1395 دو میلیون و هشتصد هزار تومان و در سال

آینده این رقم چیزی بالای سه میلیون تومان برآورد شده است.
با توجه به میزان درآمد ماهیانه یک خانوار کارگری،
این یعنی هر خانوار کارگری در ایران ماهیانه دو میلیون تومان کم آورده و 

لینک مستقیم
کاربری در لیست بازنشر کنندگان این پست نیست.
کاربری در لیست دوستداران این پست نیست.
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
عیسی قجاوند
عیسی قجاوند

سال دیگر وضعیت چه خواهد شد؟


جدول تغییرات مزد سال 95 کارگران (ارقام به تومان)

حداقل دستمزد ماهیانه۸۱۲۱۶۴حق مسکن ماهیانه (به شرط تصویب)۴۰۰۰۰حق بن نقدی (بدون افزایش)۱۱۰۰۰۰حق اولاد- یک فرزند۸۱۲۱۶حق اولاد- دو فرزند۱۶۲۴۳۲حق سنوات روزانه (بدون افزایش)۱۰۰۰حداقل مزد روزانه۲۷۰۷۲مجموع دریافتی افراد مجرد۹۷۲۱۶۴مجموع دریافتی افراد متاهل با یک فرزند۱۰۵۳۳۸۰مجموع دریافتی افراد متاهل با دو فرزند۱۱۳۴۵۹۶

سال دیگر وضعیت چه خواهد شد؟

آقای رئیس جمهور اگر دستت میرسد کاری بکن...

در برنامه توسعه ششم از هر آنچه که بخواهید
صحبت به میان آمد جز کار و کارگر.

ما کارگران سفره دلمان را برای چه کسی بگشاییم؟
چرا کسی به فکر ما نیست؟

با حلوا حلوا کردن که دهان شیرین نمی شود؟

به قول خود و کارشناسانتان؛ رقم هزینه سبد خانوار یک خانواده کارگری
در سال 1395 دو میلیون و هشتصد هزار تومان و در سال

آینده این رقم چیزی بالای سه میلیون تومان برآورد شده است.
با توجه به میزان درآمد ماهیانه یک خانوار کارگری،
این یعنی هر خانوار کارگری در ایران ماهیانه دو میلیون تومان کم آورده و 

مقروض می شود. این رقم ضرب در 12 می شود:
بیست و چهار میلیون تومان ناقابل.


حال یک کارگر بخت برگشته در ایران این عقب افتادگی را چگونه جبران کند؟
سال آینده نیز به همین منوال...

چرا نوبت کارگران و حق وحقوقشان که می شود
توپ را به میدان کارفرما می اندازید؟

چرا کارفرمایان باید در رابطه به حقوق کارگران تصمیم بگیرند؟

شاید با افزایش و یکسان سازی حقوق هزینه های تولید بالا رفته و کارفرما
متحمل ضرر و زیان شود، اما کارگر چه کناهی دارد؟

کارگر چگونه از پس هزینه های زندگی برآید؟
این همه ضرر و زیان را کارگر چگونه جبران کند؟

چرا کسی به داد این قشر از جامعه نمی رسد؟ قشری که بالغ بر
40 میلیون نفر از جمعیت ایران را شامل می شود.

شما فکر می کنید با این حقوق از بین 38 قلم کالای
ضروری یک خانوار کارگری چند قلم را می توان تهیه کرد؟

در نظام کار و کارگری هیچ چیزی عادلانه نیست...؟


لینک مستقیم
کاربری در لیست بازنشر کنندگان این پست نیست.
کاربری در لیست دوستداران این پست نیست.
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
عیسی قجاوند
عیسی قجاوند
گور خواب

وقتی که یک قبر می شود
منزلگاهت و آسمان خدا سقف بالای سرت

دیگر از خدا چه می خواهی...؟

خدا را شکر که همین گور های خالی وجود دارد
تا کسی در آن شبی را به صبح برساند و کمی بیاساید.

چه احتیاجی به سرپناه آنچنانی...؟
خدا بیامرزد پدر و مادر شهردار و پرسنل شهرداری را

که در این سرمای جانسوز به فکر مردم هستند.
خدا بیامرزد آن مسئولی را که از دل و جان برای مردم مایه می گذارد.

و خدا بیامرزد پدر و مادر آن دولت مردی را که...

حال که به رایگان سرپناهی می سازید و منزلگاهی مهیا می سازید،
پس چرا برایش سقفی نمی سازید؟

نمی گویید خدای ناکرده هوا بس ناجوانمرده سرد است و...؟
فکر نمی کنید که خانه باید در داشته باشد و

یکی دو پنجره و سقفی که خانه را از گزند باد و طوفان و غیره در امان بدارد؟

مقوله دور از ذهنی نیست که شما فراموش کرده اید.
حتی یک کودک خردسال نیز میداند که یک خانه

بدون سقف و دودکش خانه نیست.
چرا که در بطن نقاشی های او خانه ای را می بینید که:

علاوه بر سقف و در و پنجره راه فراری برای دود (دودکش) نیز وجود دارد.
و این خانه در سرزمینی سبز و خرم و آباد واقع شده

که در آن نزدیکی رودی در جریان است و خورشید در اوج آسمان
نورافشانی می کند.

وفتی که زمین خدا را متری خدا تومان میفروشند،
وقتی که اجاره ها هر ساله سر به فلک می کشد و هیچ

کس مسئول این امر نیست،
وقتی که یک کارگر به زور ماهی یک میلیون تومان درآمد دارد،

وقتی که هزینه های روزمره سر به فلک می کشد و
دخل و خرج ها با هم نمی خواند،

وقتی که یک کارمند در طی سی سال خدمت به اندازه خرید یک
خانه درآمد کسب نمی کند چه برسد به پس انداز برای خرید یک سرپناه،

وقتی که طرح مسکن مهر و اجتماعی با شکست مواجه می شود،

مسلم است که:
کارتون خوابی به گور خوابی مبدل می گردد و گور منزلگاه دنیا و آخرت بشر می شود.

خلاصه چه جای غم و غصه...؟

همه از اوییم و به سوی او باز می گردیم.

جای اول و آخر هر کس همین جاست،
پس چه لزوم که برای خود در این دنیا منزلگاهی بسازیم...؟



برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
عیسی قجاوند
عیسی قجاوند
با سلام و درود
 

شب یلدای امسال هم مثل شب یلدای 
سالهای گذشته اومد و رفت.

فرق این شب یلدا با بقیه شب یلداهای گذشته
تو تکرار اون طی دو شب بود و درک زیبای یگانه دخترم آیلین از این شب.

آخه هشتم این ماه سه سالش تموم میشه.
تازه فهمیده که شبی هم به اسم شب یلدا داریم،

که از بقیه شب های سال کمی بزرگتره.
تازه به این درک رسیده که ما ایرانیا جشنی به همین نام داریم.

چه خوبه که بچه هامونو هر چه بیشتر با این جشن ها آشنا کنیم.
چرا که بچه ها خیلی زود درک می کنن و به یاد می سپارن.

همین طور که تم تبلت بچه هامون با تغییر فصل تغیر شکل میده
و زمستونی میشه بیایید ما هم صفحه و حافظه ذهن بچه هامونو به روز کنیم.

قبل از اینکه جشن کریسمس و بابا نوئل جای خیلی چیزهای دیگرو بگیره...

بابایی تولدت مبارک باشه عزیزیم

زندگیت پر از جشن های خوب و شاد باشه

اللهی همیشه زندگیت سبز و خرم باشه

غم نبینی و غمات مال من باشه

بازم تولدت مبارک باشه عزیزم

مشاهده همه ی 2 نظر
عیسی قجاوند
عیسی قجاوند
هوا بس ناجوانمردانه آلوده است

روز جمعه مراسم ختم مادری در اصفهان برگزار شد
که نزدیک به صد سال و اندی امر کرده بود.

واعظی در این مراسم گفت:
دلیل مرگ و میر را در کهولت سن دنبال نکنید.

اگر می گویند فلانی مرد، نگویید او که عمرش را کرده بود.
چرا که 60 سال و 70 سال عمری نیست؟

علت مرگ را جستجو کنید. بفهمید فلانی برای چه مرد.
یا به چه علتی فوت شد.

ام اس علت مرگ زودرس اصفهانی هاست.
سرطان ریه جان مردم را می گیرد.
آلوده بودن محصولات کشاورزی به سموم گوناگون و آبیاری آنها با
پسماند فاضلاب شهری مردم را به کشتن میدهد،
والا انسان قابلیت گذران عمر زیاد را دارد. 

پر واضح است که آلودگی هوا گلوی شهروندان اصفهانی و سایر 
هموطنانمان را به گرمی و سختی می فشارد.

اما با توجه به اهمیت این موضوع، کماکان سرمان را چون کبک
زیر برف کرده و عوض حل مسئله، صورت مسئله را 
پاک میکنیم.

هر موقع هوا آلوده می شود، ماسک به صورت میزنیم.
یا سری تکان می دهیم و از کنار این مسئله به سادگی می گذریم.

بجای یافتن راه حلی عاجلانه طرح زوج و فرد خودروها را دور میزنیم و ماشین دیگری 
برای خود و خانواده می خریم.

تا همسر و فرزندانمان لب باز می کنند به فکر 
خریدن یک خودروی جدید می افتیم.

قدیما در هر کوچه شاید تعداد اندکی خودرو قابل رویت بود،
اما حالا چه؟ در هر خانه چند خودرو می بینیم.

طبیعتا کسی که چند خودرو دارد متحمل هزینه می شود،پس 
اگر خودروی پدر خانواده مطلوب و ایده آل است

که نیست، بقیه خودروها به طبع از کیفیت بسیار پایینی برخوردارند.

حجم بالای خودروهای بی کیفیت وطنی
نا مطلوب بودن و استاندارد نبودن بنزین مصرفی
عدم رعایت استانداردهای جهانی در ساخت و تولید خودروهای داخلی
نازل بودن قیمت بنزین و به خصوص گازوئیل
عدم واردات خودروهایی با استانداردهای جهانی
نبود سوخت پاک و خودروهای هیبریدی
استفاده از موتورسیکلت های بی کیفیت با سوخت فسیلی
نبود فرهنگ استفاده از دوچرخ و گران بودن موتور سیکلت های برقی
بی کفایتی و بی توجهی مسئولان دولتی
فرهنگ رایج چشم و همچشمی
ازدیاد کارخانه ها و فرسوده و قدیمی بودن دستگاه های تولیدی

دلایلی هستند که محیط زیست را به خطر می اندازند و
بر منابع خاکی، آب و غیره هوایی را که استنشاق

می کنیم را به شدت آلوده می سازد.
پس آلودگی هواست که جان می گیرد نه کهولات سن...

پس بیایید
به هر عشقی که در راهپیمایی بزرگ اربعین حسینی،
سالار شهیدان کربلا و یاران باوفایش
مشاهده همه ی 4 نظر
عیسی قجاوند
عیسی قجاوند
جایگاه داشتن یک سرپناه در هرم مازلو
در بلندترین نقطه هرم قرار داره. چرا؟ 

چون یکی از نیازهای اولیه بشر می باشد.
بطوریکه انسان های اولیه نیز به اهمیت این موضوع پی برده بودند و 

بخاطر همین موضوع بود که غارنشین شدند.
اما چه ساده و بی آلایش یک سرپناه به وجود می آمد.

با یکجا نشینی بشر و ساخت سرپناه به صورت امروزی، کار انسان کمی سخت شد.
بطوریکه داشتن یک سرپناه در این زمانه 

به یک معظل بزرگ مبدل گشته است. زیرا زمین خدا را باید متری خدا تومان بخری.
چه بسا برای خیلی از بنده های خدا این مهم نیز محال است.

چراکه نه قدرت خرید زمین را دارند و نه توانایی ساخت آنرا.
چه برسد به اینکه برای خود کاخی از رویاها بسازند.

خدایا چرا زمینت را که آدم و حوا به راحتی در آن سکنی گزیدند به قیمت خدا تومان میفروشند؟

چرا بسیاری از بندگانت از این نعمت محرومند و برخی دیگر
در استخر شیر غوطه می خورند؟
چرا؟ چرا زندگی با بندگانت چنین می کند؟ و چرا...؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید