لحظه  بروز رسانی 
سینا
آروم و عادیآروم و عادی
سینا

قسم به خوبی حالم، شبی که می‌آیی قسم به شعر

قسم به خوبی حالم، شبی که می‌آیی
قسم به شعر و ترانه، شب و هم‌آوایی

قسم به تلخی دوری، به واژه برگرد
به زجر و صبر و تحمل، به این شکیبایی

به سیل خاطره‌ها و عبور حسرتها
به وسعت دل تنگ و به عمق تنهایی

قسم به لحظه نابی که فاصله طی شد
به شور و شوق من و تو،در اوج شیدایی

قسم به بکری آغوشمان، به ایجازش
به بوسه‌های مداوم، سکوت رویایی

که زنده‌ام به هوایت، فقط همین و همین
که بی تو ذوق ندارم به هیچ دنیایی

بیا و با دل تنگم کمی مدارا کن
بخوان ، بخوان غزلم را، بگو که می‌آیی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سینا
آروم و عادیآروم و عادی
سینا

قسم به خوبی حالم، شبی که می‌آیی قسم به شعر

قسم به خوبی حالم، شبی که می‌آیی
قسم به شعر و ترانه، شب و هم‌آوایی

قسم به تلخی دوری، به واژه برگرد
به زجر و صبر و تحمل، به این شکیبایی

به سیل خاطره‌ها و عبور حسرتها
به وسعت دل تنگ و به عمق تنهایی

قسم به لحظه نابی که فاصله طی شد
به شور و شوق من و تو،در اوج شیدایی

قسم به بکری آغوشمان، به ایجازش
به بوسه‌های مداوم، سکوت رویایی

که زنده‌ام به هوایت، فقط همین و همین
که بی تو ذوق ندارم به هیچ دنیایی

بیا و با دل تنگم کمی مدارا کن
بخوان ، بخوان غزلم را، بگو که می‌آیی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سینا
آروم و عادیآروم و عادی
سینا

کاش آن کس که به تو حق قضاوت می داد

کاش آن کس که به تو حق قضاوت می داد
به من سوخته دل فرصت صحبت می داد

چه نیازی است به خون خواهی دشمن وقتی
به گنهکاری ما دوست شهادت می داد

دل بریدی ز من و عهد شکستی، آری
عشق هرجا که نباید به تو جرات می داد

تا پر و بال بگیری و به جایی برسی
چه کسی بیشتر از من به تو فرصت می داد؟

هرکه از نام تو پرسید همین را گفتم
گل سرخی که فقط بوی نجابت می داد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سینا
آروم و عادیآروم و عادی
سینا

ز شراب بوسه های تو هنوز مستِ مستم تو ببین

ز شراب بوسه های تو هنوز مستِ مستم
تو ببین چقدر مستم، که سبوی مِی شکستم

چو لبان بوسه خواهت اثر ِ شراب دارد
دل اگر به مِی ببندم به خدا که پَستِ پَستم

پس از این کسی نبیند به کفم پیالۀ مِی
دگرم به مِی چه حاجت چو گرفته ای تو دستم

بخدا که جان مایی مرو از تنم تو ای جان
که ز بودِ توست بودم که ز هستِ توست هستم

بنگر ز فرط مستی ره خانه را ندانم
تو بیا بگیر دستم که دگر ز پا نشستم

به کف صبا میفشان سر زلف شام رنگت
که به تار تار ِ مویت همه عمر خویش بستم

مکنم تو منع زاهد پس از این ز مِی پرستی
نگهش مِی و لبش مِی چه کنم که مِی پرستم




❤❤

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سینا
آروم و عادیآروم و عادی
سینا

ز شراب بوسه های تو هنوز مستِ مستم تو ببین

ز شراب بوسه های تو هنوز مستِ مستم
تو ببین چقدر مستم، که سبوی مِی شکستم

چو لبان بوسه خواهت اثر ِ شراب دارد
دل اگر به مِی ببندم به خدا که پَستِ پَستم

پس از این کسی نبیند به کفم پیالۀ مِی
دگرم به مِی چه حاجت چو گرفته ای تو دستم

بخدا که جان مایی مرو از تنم تو ای جان
که ز بودِ توست بودم که ز هستِ توست هستم

بنگر ز فرط مستی ره خانه را ندانم
تو بیا بگیر دستم که دگر ز پا نشستم

به کف صبا میفشان سر زلف شام رنگت
که به تار تار ِ مویت همه عمر خویش بستم

مکنم تو منع زاهد پس از این ز مِی پرستی
نگهش مِی و لبش مِی چه کنم که مِی پرستم




❤❤

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سینا
آروم و عادیآروم و عادی
سینا

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند
تا فراموش شود یاد تو هرچند نشد

من دهان باز نکردم که نرنجی از من
مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سینا
آروم و عادیآروم و عادی
سینا

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز من وا مکن

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز من
وا مکن چشمت که تا افشا نگردد راز من

تیر مژگانت نمی دانی که با قلبم چه کرد
آن کمان ابروی تو هر دم کند با من نبرد

خال مه رویت زند آتش به جان و هستی ام
آمدی گشتی دلیل عشق و این سرمستی ام

سرخوشم زان لحظه ای را شانه بر مویت زنم
هر دم آهنگی ز دل با تار گیسویت زنم

رخنه کردی در دل و در دین و جان و پیکرم
دوست دارم دم به دم آن روی ماهت بنگرم

دست دنیا بوسم و خاکم به پای سرنوشت
مرحبا بر آنکه تقدیرم به پای تو نوشت........؟

🌹🕊🌹

مشاهده همه ی 5 نظر