افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
هلیا
مهربونمهربون
هلیا

سلام به همه ی دوستانه گلم

میخام ازتون یه خاهشی کنم یکی ازدوستام ناراحتی قلبی داره ازقرارمعلوم حالش بدترشده ازتون خاهش میکنم براش دعاکنید....

مشاهده همه ی 10 نظر
هلیا
مهربونمهربون
هلیا

اول دکتر چندتا سوزن میزنه به لثه تون ، بعد اون مته رو میگیره دستش

بعضی وقتا ، از شدت درد دسته های صندلی رو محکم فشار میدیم و اشک تو چشامون جمع میشه

چرا نمیزنین تو گوشش ؟ چرا داد و بیداد نمیکنید ؟ اینهمه درد رو تحمل کردید ، اینهمه سوزن و آمپول و مته و انبر و ... ، خب اعتراض کنید بهش !

چرا اعتراض نمیکنید ؟

تازه ! میخواهیم بیاییم بیرون ، میپرسیم آقای دکتر ! نوبت بعدی کی هستش ؟؟؟

نمیخوای خدا رو اندازه " دندانپزشک " قبول داشته باشی ؟

به دکتر اعتراض نمیکنیم چون میدونیم این درد فلسفه داره و باعث بهبود ما میشه

خدا هم حکیمه ، وقتی درد و رنجی رو توی زندگی ما فرستاد ، ازش تشکر کنیم و بگیم نوبت بعدی کی هستش ؟ رنج بعدی ؟ درد بعدی ؟

مدرک خدا رو قبول نداری ؟؟؟

اون خیلی وقته خداست ...

مشاهده همه ی 4 نظر
هلیا
مهربونمهربون
هلیا

الاغ گفت : علف آبی ست

گرگ گفت : نه سبز است

رفتند پیش سلطان جنگل و ماجرای اختلاف خود راگفتند

شیر گفت : گرگ را زندانی کنید ؟

گرگ گفت : مگر علف سبز نیست ؟

شیر گفت : سبزه ! ولی دلیل زندانی شدن تو بحث کردنت با الاغه ...

خلاصه دوست من !

با الاغ جماعت بحث نکن

مشاهده همه ی 4 نظر
هلیا
مهربونمهربون
هلیا

طرف برادرشو نصیحت میکرده میگه وقتی ازدواج کردی اقتدار داشته باش،مثل من.
دیشب به زنم گفتم باید ساعت یازده آ ب گرم باشه،اونم آ بو گرم کرد.داداشش گفت ساعت یازده آ ب گرم میخواستی چکار؟
گفت آ خه پوستم حساسه نمیتونم با آب سرد ظرف بشورم

{-18-}                                                                                                               {-18-}

مشاهده همه ی 6 نظر
هلیا
مهربونمهربون
هلیا

☜ﺩﺧــﺘــﺮ ﺟــﻨــﺪﻩ ﺭﻭ ﺑـــُﮑــﻦ☞♂
✔✘ﺍﻣــﺎ ﺩﺧــﺘــﺮﯼ ﺭﻭ ﺟــﻨـــﺪﻩ ﻧـَـﮑــــﻦ✔✘
✘داداش من✘
☜بہ حرمت اسم مردے کھ روته 
↙ اجازه نده واسه ارضاى شهوتت با آیندھ و احساس یہ دختر بازى شه ↗
←اون به مرد بودنت نیاز داره نه نر بودنت→
(سلامتیه عشقای پاک نه هوس های شاد...)

مشاهده همه ی 5 نظر
هلیا
مهربونمهربون
هلیا

یه دخترو پسر کنار هم بودن یهو پسره میزنه زیر گریه...

دختره میگه چرا گریه میکنی؟

-پسر:کاش کور بودم دیروز با اون پسره نمیدیدمت...

-دختر:پسرخالم بود...

-پسر:اِ پس چرا دستشو گرفته بودی؟؟؟

-دختر:چون مثل داداشمه!!!

-پسر:پس چرا رفتی خونشون؟؟؟

-دختر:خب رفتم خونه ی خالم دیگه...

-پسره:تا حالا نمیدونستم داداش من پسر خاله ی تو میشه!!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Møhï
عصبانیعصبانی
Møhï

من♥ﺍَﮔـــﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨین تَنهام!! ♥ ✘فقط ﺁﺩﻡ شناسﺷُـــــــــــــــﺪﻡ. .✘ ↯ ﺗُﻮﺑـــــﻪ ﮐَﺮﺩﻡ...؟!؟ که دورخودم یه خط قرمز بکشم↯ 
↶ﻧﻪ ﻋــــَﻮَﺽ ﺷـــــــــــــــُﺪﻡ↷
 ↡ﻧﻪ ﺳـَـــﺮﻡ ﺷُﻠﻮﻏـــــــــــــــِــــﻪ
↡ نه کلاس ملاسی درکاره
✧ﻧﻪ ﺩِﻟﻢ ﺟﺎیي ﮔــــﯿﺮکـَـــــﺮﺩﻩ✧
 ♥ﻧﻪ ﺩَﻟﯿﻞ ﺧﺎﺻـــــــــــي ﺩﺍٰﺭم♡ 
♝ﻓﻘَــﻂ I ﻧَﺪﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﯾﮑــــــــــــــــي ﺍِﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻡ ﺍﻋﺼﺎﺑﻤــــﻮﺧُـــــــــــــــﻮﺭﺩ ﮐُﻨــــﻪ. .♝
♞ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﮔﻨـــــــــــــــــــﺪ ﺑﺰﻧﻪ ﻭ ﺑـــﺮﻩ. .♞ . ♥
✘آره تنهــــــــــــــــــــــــــــــام.،.،.
✘مثل همیشه فقط باخدام ...
↯فقط همَـــــــین↯

مـاه و ماهی
مشاهده همه ی 4 نظر
هلیا
مهربونمهربون
هلیا
jokland-810051376178094.0686.jpg

دیوونگی یعنی:

عکسشو تو گوشیت هی نگاه کنی ، واسه بار هزارم

انگار تا حالا ندیدیش !...

بوسش کنی محکم ، مثه دیوونه ها !!

بگی خو آخه دلم همش یه ذره میشه برات...!

بغض کنی و اشکات بریزه...

شمارشو با ذوق بگیری شاید اینبار جوابتو داد...

شاید با مهربونی بگه: جـــــونــــم ؟ !!

شاید ..... شاید ..... شاید .....

همین شاید گفتنات...

بازم همین صدای مسخره تو گوشت می پیچه:

" مشترک مورد نظر پاسخگو نمی باشد "

لــــطـــفـــا مُــــجـــددا بِــــمــــیــــریــــد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید