لحظه  بروز رسانی 
Saqar
Saqar

دوست داشتنت را می‌گذارم برای کلافگی‌هایم برای وقتی که آخرین

دوست داشتنت را می‌گذارم برای کلافگی‌هایم برای وقتی که آخرین

دوست داشتنت را می‌گذارم برای کلافگی‌هایم
برای وقتی که آخرین شماره‌ی دفترچه تلفنم جواب نمی‌دهد
می‌گذارمش برای وقتی ک هیچ گوشی برای شنیدن ندارم
برای آخرین قطار که رفته است
برای هق هق شبانه
برای پایانِ تلخِ یک رمانِ عاشقانه
برای هرچه اخبارِ بد که می‌شنوم
برای تمامِ نا امیدی‌های عالم
دوست داشتنت را امید میکنم و به خودم می‌دهم....
تا باور کنم
دنیا هنوز هم می‌تواند زیبا و دیدنی باشد
تا باور کنم چیزهایی که می‌بینم برای مرگم کافی نیست
اصلا دوست داشتنِ تــــــــــــــــــــــو تا هست،
چطور می‌شود غمگین بود، طاقت نداشت یا گذاشت و رفت؟

مشاهده همه ی 1 نظر
Maryam
Maryam

آمدی جانم به قربانت ولی بمان ماندنت آنقدر شیرین

آمدی جانم به قربانت ولی بمان ماندنت آنقدر شیرین

آمدی جانم به قربانت
ولی بمان
ماندنت آنقدر شیرین است
که تمامِ دیر آمدنت را یک تنه جبران میکند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Paria
Paria

تو را. از خاطرات چه کسی برداشته ام که

تو را. از خاطرات چه کسی برداشته ام که

تو را...
از خاطرات چه کسی برداشته ام
که سهمِ من نمی شوی؟
دنیا را ...
در مُشت های گره کرده ام می نشانم
و گلوله های خشم را
یکی یکی...
در سینه ام خالی می کنم
تقدیر را...
سرنوشت را...
هر چه که بی تو باشد را
نمی خواهم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Fariba
Fariba

کتاب هایم را ببند آن ها را مخوان. به جای

کتاب هایم را ببند آن ها را مخوان. به جای

کتاب هایم را ببند آن ها را مخوان.
به جای خواندن آن ها،
خط های دست وچهره ام را بخوان.
وقتی به چهره تو می‌نگرم،
مانند کودکی هستم
که شادمانه
به درخت کریسمس می‌نگرد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Zahra
Zahra

آدم هر چقدر هم که خودش را به کوچه ی

آدم هر چقدر هم که خودش را به کوچه ی

آدم هر چقدر هم که
خودش را به کوچه ی علی چپ بزند
هرچقدر هم که خودش را گرفتار کارهای روز مره کند
هرچقدر هم که از دلتنگ شدن فرار کند
آخر شب های لعنتی
دلتنگی پر رنگ میشود ...

مشاهده همه ی 1 نظر
Faridodin
Faridodin

حالا که از من دوری مراقبِ خودت باش مراقبِ

حالا که از من دوری مراقبِ خودت باش مراقبِ

حالا که از من دوری
مراقبِ خودت باش
مراقبِ اشک هایت که بی من نـریزند
مراقبِ دلت که بی من نگیرد
مراقبِ خنده هایت که بی من کسی نبیند
مراقبِ دست هایت باش
چشم هایت حتی
این ها همه اش امانت است
پیشِ تو
حالا که دستم از دست هایت کوتاست
آغوشم از آغوشت دور
مراقبِ بی قراری هایت باش
مبادا بی من کسی
آرامِ جانت شود
مبادا ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Sara
Sara

انگار . دستی نامرئی جلوی دهانم را گرفته‌است و نمی‌گذارد

انگار . دستی نامرئی جلوی دهانم را گرفته‌است و نمی‌گذارد

انگار ..
دستی نامرئی جلوی دهانم را گرفته‌است و نمی‌گذارد
حرفی بزنم!
حتـے واژه‌های درون ذهنم را..
می‌دزد و من را خالی‌تر از همیشه می‌کند...

مشاهده همه ی 1 نظر
elmira(دختر افغان ) فیسنما
elmira(دختر افغان ) فیسنما

به زن بودن خود افتخار کن که اگر نبود جنس

به زن بودن خود افتخار کن که اگر نبود جنس

به زن بودن خود افتخار کن
که اگر نبود جنس تو
سازی نبود تا نوازنده ای بنوازد
شعری نبود تا شاعری بسراید
و بومی که نقاشی بر روی آن نقشی بکشد
به زن بودن خود افتخار کن
که گلها، زیبایی خودرا
و عطرها شمیمشان را
مدیون تو هستند.
به زن بودن خود افتخار کن
که اگر نبود جنس تو
دنیا پر بود از زشتی و پلشتی.

۸ مارس روز جهانی زن گرامی

مشاهده همه ی 1 نظر