لحظه  بروز رسانی 
KARN
شیطونشیطون
KARN

در حدیث آمد که خلاق مجید خلق عالم را

در حدیث آمد که خلاق مجید خلق عالم را سه گونه آفرید یک گروه را جمله عقل و

در حدیث آمد که خلاق مجید خلق عالم را سه گونه آفرید
یک گروه را جمله عقل و علم و جود آن فرشته است و نداند جز سجود
نیست اندر عنصرش حرص و هوی نور مطلق زنده از عشق خدا
یک گروه دیگر از دانش تهی همچو حیوان از علف در فربهی
او نبیند جز که اصطبل و علف از شقاوت غافل است و از شرف
و آن سوم هست آدمیزاد و بشر از فرشته نیمی و نیمش ز خر
نیم خر خود مایل سفلی بود نیم دیگر مایل علوی شود
تا کدامین غالب آید در نبرد زین دوگانه تا کدامین برد نرد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
KARN
شیطونشیطون
KARN

پاییز آمده‌ست که خود را ببارمت پاییز لفظ دیگر «من دوست

پاییز آمده‌ست که خود را ببارمت پاییز لفظ دیگر «من دوست دارمت»

بر باد می‌دهم همه بود خویش را یعنی ترا... به دست خودت می‌سپارسمت

باران بشو، ببار به کاغذ، سخن بگو وقتی که در میان خودم می‌فشارمت

پایان تو رسیده گل کاغذی من حتی اگر که خاک شوم تا بکارمت

اصرار می‌کنی که مرا زودتر بگو گاهی چنان سریع که جامی‌گذارمت

پاییز من، عزیزِ غم‌انگیزِ برگ‌ریز یک روز می‌رسم... و ترا می‌بهارمت

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
KARN
شیطونشیطون
KARN

تمامِ خانه، پیچِ کوچه ها، طولِ خیابان را

تمامِ خانه، پیچِ کوچه ها، طولِ خیابان را ... به یادت کوه ها و دشت ها را و بیابان را ... ب

تمامِ خانه، پیچِ کوچه ها، طولِ خیابان را ...
به یادت کوه ها و دشت ها را و بیابان را ...

برایِ دیدنِ چشمت، دلم تنگ است و دنیا تنگ...
شبیهِ برّه ای کوچک که گُم کرده ست چوپان را...

خدا با دیدنِ چشمانِ اشک آلودِ من امروز... -
برایِ حسِ همدردی فرستاده ست باران را..

نه آغوشی، نه حتی پاسخِ گرمِ سلامم...، آه...
چگونه حس نباید کرد سرمایِ زمستان را؟!..

من از آدابِ مهمانداری ات چیزی نمی دانم..
ولی در شهرِ من رسم است، می بوسند مهمان را..

میانِ بازوانت خلوتِ امنی فراهم کن..
برایم فاش کن آن عشقِ پنهان در گریبان را..

تو بینِ خواب هایم با پرستو کوچ خواهی کرد..
و من از صبح تا شب، یکّه و تنها کلاغان را...!!
.

فاطمه سلیمان پور

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
KARN
شیطونشیطون
KARN

سهمِ باد و باران‌ند؛ برگ و شاخه‌های خشک!

سهمِ باد و باران‌ند؛ برگ و شاخه‌های خشک! آبرویِ پاییزند؛ این انارهایِ سُرخ!

سهمِ باد و باران‌ند؛
برگ و شاخه‌های خشک!
آبرویِ پاییزند؛
این انارهایِ سُرخ!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
KARN
شیطونشیطون
KARN

سهمِ باد و باران‌ند؛ برگ و شاخه‌های خشک!

سهمِ باد و باران‌ند؛ برگ و شاخه‌های خشک! آبرویِ پاییزند؛ این انارهایِ سُرخ!

سهمِ باد و باران‌ند؛
برگ و شاخه‌های خشک!
آبرویِ پاییزند؛
این انارهایِ سُرخ!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
KARN
شیطونشیطون
KARN

غربت امان عقربه ها را بريده است. هر ثانيه

غربت امان عقربه ها را بريده است.. هر ثانيه به ساعـت ناكوك خيره ام.. مثل لباس پهن شده روي بند ر
غربت امان عقربه ها را بريده است..

هر ثانيه به ساعـت ناكوك خيره ام..

مثل لباس پهن شده روي بند رخت..

با باد در نــــبرد و گلاويز گــــيره ام..



اميد صباغ نو

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
KARN
شیطونشیطون
KARN

دمی بنه قدمت را کنار من بنشین مجال دم نبود

دمی بنه قدمت را کنار من بنشین

مجال دم نبود

چای کیسه ای

دارم ..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید