لحظه  بروز رسانی 
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━

خدا! مهم نیـست در این زمین خاکـی

خدا! مهم نیـست در این زمین خاکـی

خدا!

مهم نیـست در این زمین خاکـی
چقدر تنها باشیـم
و چقدر حرفهایمـان
برای دیگران غیر قابل فـهم باشد و وقت انسانهـا برایمان کم
شکر که خدا هسـت و او جبران تمام دلتنگـی ها و مرهم تمام زخمهـاست
دلت را به خدا بسپار
او دریای بی کران مهربانی است.
.
.
.


الحمدُلله الّذی تَحبّبَ إلَیَّ وَ هُوَ غَنیٌّ عنّی

سپاس خدایی را که مرا دوست دارد
در حالی که از من بی نیاز است!

دعای_ابوحمزه

آوای زندگی
مشاهده همه ی 2 نظر
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━

بی‌آنکه بخواهم راهم به کوچه‌ی شما افتاده

بی‌آنکه بخواهم راهم به کوچه‌ی شما افتاده

بی‌آنکه بخواهم
راهم
به کوچه‌ی شما افتاده
عطرِ موهایت
بی‌حواس می‌کند
آدم را..


محبوبِ من !
بی_واسطه_دوستت_دارم

آرامِـ ــ دِل
مشاهده همه ی 1 نظر
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━

آن همه فریاد آزادی زدید فرصتی افتاد و زندانبان شدید

آن همه فریاد آزادی زدید فرصتی افتاد و زندانبان شدید

آن همه فریاد آزادی زدید
فرصتی افتاد و زندانبان شدید...


استاد _ هوشنگ _ ابتهاج

گروه سرای شادی
مشاهده همه ی 1 نظر
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━

گویی مردمان دیگری وارد کرده‌اند و ما در وطن بیگانه‌ایم

گویی مردمان دیگری وارد کرده‌اند و ما در وطن بیگانه‌ایم

گویی مردمان دیگری وارد کرده‌اند
و ما در وطن بیگانه‌ایم...

بهرام_بيضایی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━

گرچه انسانی را در خود کشته‌ام گرچه انسانی را در

گرچه انسانی را در خود کشته‌ام گرچه انسانی را در

گرچه انسانی را در خود کشته‌ام
گرچه انسانی را در خود زاده‌ام
گرچه در سکوتِ دردبارِ خود
مرگ و زندگی را شناخته‌ام،
اما میانِ این هر دو
ــ شاخه‌ی جدامانده‌ی من! ــ
میانِ این هر دو
من
لنگرِ پُر رفت‌وآمدِ دردِ تلاشِ بی‌توقفِ خویش‌ام.


احمد_شاملو

آرامشـــــــ عشــق
مشاهده همه ی 2 نظر
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━

آخرين لحظه تلخ ديدار سر به سر پوچ ديدم جهان

آخرين لحظه تلخ ديدار سر به سر پوچ ديدم جهان

آخرين لحظه تلخ ديدار
سر به سر پوچ ديدم جهان را
باد ناليد و من گوش كردم
خش خش برگ‌های خزان را
باز خواندی
باز راندی
باز بر تخت عاجم نشاندی
باز در كام موجم كشاندی
گر چه در پرنيان غمی شوم
سال‌ها در دلم زيستی تو
آه هرگز ندانستم از عشق
چيستی تو
كيستی تو

فروغ_جانم
«پوچ ــ دفتر عصیان»

مشاهده همه ی 3 نظر
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━

اگر قبل از اینکه دستشو لمس کنی، عاشق روحش شده باشی،

اگر قبل از اینکه دستشو لمس کنی، عاشق روحش شده باشی،

اگر قبل از اینکه دستشو لمس کنی، عاشق روحش شده باشی، اون عشق، واقعیه …


.
.
.

برکَن
دل از کسی
که دلش مایل تو نیست!!

طبیب_اصفهانی

مشاهده همه ی 2 نظر
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━

آدم ها بی خبر می روند، بی صدا، بدون

آدم ها بی خبر می روند، بی صدا، بدون

.
آدم ها بی خبر می روند، بی صدا، بدون هیاهو، طوری که آب در دل کسی تکان نمیخورد …
نه مثل قدیم جارچی ها در بوق و کرنا میکنند و بر طبل ها میکوبند که بدانید و آگاه باشید که کسی قصد رفتن دارد…
و نه مثل این روزها رسانه ها رفتن آدم ها را به چالش می کشند و از عواقبش به دیگران هشدار می دهند
فقط در یک صبح آفتابی یا شاید در غروبی که باران دل انگیزی میبارد یا یک شب پرستاره، یکدفعه میفهمی که دیگر یک نفر را کنارت نداری …
از فردایش هم دوباره آفتاب می آید، باران های دل انگیز می بارند، شب های پر ستاره
می آیند، درختها سرسبز می شوند، گل ها میرویند، فصل ها تغییر می کنند و هیچ اتفاقی در جهان متوقف نمیشود
فقط… تو تنهایی!
فقط تو، یک نفر را که فکر میکردی برای همیشه کنارت میماند از دست داده ای …
راستش آنهایی که زیادی خاطر جمع اند
آنهایی که فکر می کنند داشته هایشان همیشگی ست و یادشان رفته عشق مراقبت می خواهد …
در دوئل با زندگی اولین تیر را میخورند!

بـ ـزن بـ ـاران
مشاهده همه ی 4 نظر
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━
━═━⊰✹"وفا"✹⊱━═━

تو از خورشیدها آمده‌ای از سپیده‌دم‌ها آمده‌ای تو

تو از خورشیدها آمده‌ای از سپیده‌دم‌ها آمده‌ای تو

تو از خورشیدها آمده‌ای
از سپیده‌دم‌ها آمده‌ای
تو از آینه‌ها و ابریشم‌ها آمده‌ای.

در خلئی که نه خدا بود و نه آتش، نگاه و اعتمادِ تو را به دعایی نومیدوار طلب کرده بودم.

 جریانی جدی
در فاصله‌ی دو مرگ
در تهیِ میانِ دو تنهایی ــ
[نگاه و اعتمادِ تو بدین‌گونه است!]

شادیِ تو بی‌رحم است و بزرگوار
نفس‌ات در دست‌های خالیِ من ترانه و سبزی‌ست

من
برمی‌خیزم!
چراغی در دست، چراغی در دلم.
زنگارِ روحم را صیقل می‌زنم.
آینه‌یی برابرِ آینه‌ات می‌گذارم
تا با تو
ابدیتی بسازم.

احمد_شاملو
«باغ آینه ــ از دفتر باغ آئینه»

مشاهده همه ی 5 نظر