لحظه  بروز رسانی 
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

اهل همت را نباشد تڪیہ بر بازوے ڪس

اهل همت را نباشد تڪیہ بر بازوے ڪس





خیمہ ے افلاڪ، بے چوب و طناب افتادہ است

ے_سرهندی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آوای باران
آروم و عادیآروم و عادی
آوای باران

اگر زشتی کند دنیا بیا تا مهربان باشیم. اگر پستی

اگر زشتی کند دنیا بیا تا مهربان باشیم. اگر پستی

اگر زشتی کند دنیا بیا تا مهربان باشیم...
اگر پستی کند با ما بیا تا مهربان باشیم...
اگر آرام جان باشد اگر بارش گران باشد ،،
اگر نا مهربان باشد بیا تا مهربان باشیم...

اگر دل را بیازارد سرش سنگ ستم بارد
و در او تخم غم کارد بیا تا مهربان باشیم...
اگر مهتاب شد پنهان اگر خورشید شد سوزان
اگر مشکل نشد آسان بیا تا مهربان باشیم...
اگر گلها ز هم پاشید ، دل دریاچه ها خشکید
و مرغان چمن کوچید بیا تا مهربان باشیم...

خوشی و غم نمی‌ماند ‌، زیاد و کم نمی‌ماند
چو دنیا هم نمی‌ماند بیا تا مهربان باشیم...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
❤ســـارا❤مدیرگروه بی تـــوهرگز*
❤ســـارا❤مدیرگروه بی تـــوهرگز*

عشق را بیمعرفت معنا مکن زر نداری مشت خود

عشق را بیمعرفت معنا مکن زر نداری مشت خود

عشق را بیمعرفت معنا مکن
زر نداری مشت خود را وا مکن

گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها زشت یا زیبا مکن

خوب دیدن شرط انسان بودن است
عیب را در این و آن پیدا مکن

دل شود روشن زشمع اعتراف
با کس ار بد کرده ای حاشا مکن

ای که از لرزیدن دل آگهی
هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن

زر بدست طفل دادن ابلهیست
اشک را نذر غم دنیا مکن

پیرو خورشید یا آئینه باش
هرچه عریان دیده ای افشا مکن

نظرات برای این پست غیر فعال است
fatemehمدیر هنرمند
مهربونمهربون
fatemehمدیر هنرمند

کاش در دهکده عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی

کاش در دهکده عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی

کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی یود
کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف تزین خاطره مهمانی بود
کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد
قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود
کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود
چه قدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها
دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود
کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد
و به یادش همه شب ماه چراغانی بود
کاش اسم همه دخترکان اینجا
نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود
کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود
کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
KOROSH
مشکوکمشکوک
KOROSH

در دل دردیست از تو پنهان که مپرس تنگ آمده

در دل دردیست از تو پنهان که مپرس
تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس
با این همه حال و در چنین تنگدلی
جا کرده محبت تو چندان که مپرس...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
KOROSH
مشکوکمشکوک
KOROSH

شبی که گیسوی اطفال خانه شانه نباشد همان شبی ست

شبی که گیسوی اطفال خانه شانه نباشد همان شبی ست

شبی که گیسوی اطفال خانه شانه نباشد
همان شبی ست که زهرا درون خانه نباشد

علی و فاطمه باشند توی ذهن خدا و-
برای خلقت هفت آسمان بهانه نباشد؟

میان این دو به خنده به گریه یا به گلایه
عبارتی نشنیدم که عاشقانه نباشد

خداچگونه بیاید پی جنازه ی عشقش
اگر مراسم تدفین تو شبانه نباشد؟!!

مزار مخفی زهراست هرکجا که هزاران
پرنده باشد و ردی از آب و دانه نباشد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
KOROSH
مشکوکمشکوک
KOROSH

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است!
اکسیرِ من! نه اینکه مرا شعر تازه نیست
من از تو می‌نویسم و این کیمیا کم است

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
KOROSH
مشکوکمشکوک
KOROSH

گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد / ماه در

گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد / ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد

چون به زیبایی تو حسرت ، عالم خوردند / برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
KOROSH
مشکوکمشکوک
KOROSH

حاصل خیره در آیینه شدن‌ها آیا دو برابر

حاصل خیره در آیینه شدن‌ها آیا

دو برابر شدن غصۀ تنهایی نیست ؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید