http://www.upsara.com/images/0vdj_11.gif

http://www.upsara.com/images/is7a_4.gif



.
.
.p5sl_2.gif
.
.
.
.


nodg_8.gif

lpse_10.gif
onr_90373254377419064608.gif



بروز رسانی 
mohamd
mohamd

به کسي که دوستش داري بگو که چقدر بهش علاقه داري

به کسي که دوستش داري بگو که چقدر بهش علاقه داري
و چقدر در زندگي براش ارزش قائل هستي

چون زماني که از دستش بدي
مهم نيست که چقدر بلند فرياد بزني
اون ديگر صدايت را نخواهد شنيد

پابلو نرودا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohamd
mohamd

تو که میدانی باید در سختی ها مقاوم باشی، چرا ناامید

تو که میدانی باید در سختی ها مقاوم باشی، چرا ناامید می شوی؟!...
تو که میدانی روزهای سخت نمی مانند چرا باز هم نگران و ناآرامی؟! ...
تو که بهتر از من می دانی ...،
پس چرا باز هم ...؟!
می دانم که می دانی،
اما دیگر، ولی و اما و اگر ندارد!
آرام و استوار به مسیرت ادامه بده ...
ذهن زیبایت، زندگی را زیبا خواهد کرد؛
آنگاه تو میان خوشبختی غرق خواهی شد،
آنقدر که هیچکس نتواند نجاتت دهد ...!
خیالت راحت،
من هم می دانم،
تو هم می دانی،
بی اما و اگر؛
خدا همیشه هست ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohamd
mohamd

مرا گویی: مشو غمگین، که غم‌خوارت شوم روزی

مرا گویی: مشو غمگین، که غم‌خوارت شوم روزی

ندانم آن، کنون باری، مرا غم خوار می‌داری

عراقی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohamd
mohamd

من اهل دوزخم ار بی تو زنده خواهم شد

من اهل دوزخم ار بی تو زنده خواهم شد

که در بهشت نیارد خدای غمگینم

سعدی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohamd
mohamd

ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست

ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست

جانم آن لحظه که غمگین تو باشم شادست

مولانا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohamd
mohamd

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

سعدی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohamd
mohamd

نگارا، از وصال خود مرا تا کی جدا داری؟

نگارا، از وصال خود مرا تا کی جدا داری؟

چو شادم می‌توانی داشت، غمگینم چرا داری؟

چه دلداری؟ که هر لحظه دلم از غم به جان آری

چه غم خواری؟ که هر ساعت تنم را در بلا داری

به کام دشمنم داری و گویی: دوست می‌دارم

چگونه دوستی باشد، که جانم در عنا داری؟

چه دانم؟ تا چه اجر آرم من مسکین بجای تو

که گر گردم هلاک از غم من مسکین، روا داری

بکن رحمی که مسکینم، ببخشایم که غمگینم

بمیرم گر چنین، دانم مرا از خود جدا داری

مرا گویی: مشو غمگین، که خوش دارم تو را روزی

چو می‌گردم هلاک از غم تو آنگه خوش مرا داری!

عراقی کیست تا لافد ز عشق تو؟ که در هر کو

میان خاک و خون غلتان چو او صد مبتلا داری

عراقی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohamd
mohamd

به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذرد

به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذرد

که ز جان در ره آن جان جهان می‌گذرد

از مقیم حرم کعبه نباشد کمتر

آنکه گاهی ز در دیر مغان می‌گذرد

نه ز هجران تو غمگین نه ز وصلت شادم

که بد و نیک جهان گذران می‌گذرد

دل بیچاره از آن بی‌خبر است ار گاهی

شکوه از جور تو ما را به زبان می‌گذرد

آه پیران کهن می‌گذرد از افلاک

هر کجا جلوه آن تازه جوان می‌گذرد

چون ننالم که مرا گریه کنان می‌بیند

به ره خویش و ز من خنده‌زنان می‌گذرد

هاتف اصفهانی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohamd
mohamd

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا

گذری کن که ز غم راهگذر نیست مرا

گر سرم در سر سودات رود نیست عجب

سر سودای تو دارم غم سر نیست مرا

ز آب دیده که به صد خون دلش پروردم

هیچ حاصل به جز از خون جگر نیست مرا

بی رخت اشک همی بارم و گل می‌کارم

غیر از این کار کنون کار دگر نیست مرا

محنت زلف تو تا یافت ظفر بر دل من

بر مراد دل خود هیچ ظفر نیست مرا

بر سر زلف تو زانروی ظفر ممکن نیست

که تواناییی چون باد سحر نیست مرا

دل پروانه صفت گر چه پر و بال بسوخت

همچنان ز آتش عشق تو اثر نیست مرا

غم آن شمع که در سوز چنان بی خبرم

که گرم سر ببرند هیچ خبر نیست مرا

تا که آمد رخ زیبات به چشم خسرو

بر گل و لاله کنون میل نظر نیست مرا

امیر خسرو دهلوی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mohamd
mohamd

عاشقت نشدم که ناچار باشم برای دوستت دارم

عاشقت نشدم

که ناچار باشم برای دوستت دارم هایم

مجوز بگیرم

دوستت دارم هایم را منتشر کنم

و بعد تصور کنم این شعر را

معشوقه‌ات برای تو می‌خواند...

لیلا کردبچه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید