خـــوش اومــــــــــــدیـــــــــــــد
بروز رسانی 
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

‌ ‌ما ندانیم شب ظلمت چہ هست و صبح چیست


‌ما ندانیم شب ظلمت چہ هست و صبح چیست

چشم ما از دیدنِ سیماےجانان روشن است

ے

💞

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

‌ ‌چہ آتشے تو ڪہ در من همیشہ سوختہ اے


‌چہ آتشے تو ڪہ در من همیشہ سوختہ اے


بدون آن ڪہ از این سوختن برآید دود


ے

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

‌ ‌هر چند ڪہ از آینہ بےرنگ‌تر است


‌هر چند ڪہ از آینہ بےرنگ‌تر است

از خاطر غنچہ ها دلم تنگ‌تر است

بشڪن دل بینواے ما را اے عشق

این ساز شڪستہ اش خوش آهنگ‌تر است!

ے

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

‌ ‌آن‌چنان در قدمِ صبح نهادے عطرت


‌آن‌چنان در قدمِ صبح نهادے عطرت


ڪہ بہ بوے تو همہ گل‌هاے جهان برخاستند...




💞

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا


‌‌
و آنجا ڪہ

هیچ ڪس بہ یاد ما نیست

تو را عاشقانہ مے بوسم

تا با گرمے نفسهایم

بہ لبانت جان دهم



💞

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

‌ ‌نتوان یافت ڪہ این بوے تو یا رنگ من


‌نتوان یافت ڪہ این بوے تو یا رنگ من است


بس ڪہ اجزاے وجودم بہ تو آمیختہ اند!


ے
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

‌ تا برآید نفس از عشق دمے باید زد


تا برآید نفس از عشق دمے باید زد
بر سر ڪوے محبت قدمے باید زد

هر شب از دفتر سودا ورقے باید خواند
وز جفا بر دل پر خون رقمے باید زد

ے_ڪرمانے

💞

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

‌ ‌شبے پر ڪن از بوسہ ها ساغرم


‌شبے پر ڪن از بوسہ ها ساغرم


بہ نرمے بیا همچو جان در برم


ے

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

‌ در هوایت، چون شرر نبضِ نگاهم مےتپد


در هوایت، چون شرر نبضِ نگاهم مےتپد


طاقتِ نَظّاره رفت از ڪار، مےآیے بیا...


ے

💞

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

‌ در آتشِ خیال تو با خود قدم زدم


در آتشِ خیال تو با خود قدم زدم


دورانِ عاشقے بہ همین سادگے گذشت


ے

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید