اینقدر از عشق وعاشقی گفتیم که دق کردیم

بیایید با هم یکم بخندیم
بروز رسانی 
دینا
دینا

مےترسم از آن روز ڪہ من را نپذیرے…

مےترسم از آن روز
ڪہ من را نپذیرے…

من باشم ودست دگرے
…"باز"… بگیرے

این دلھره
افتاده بہ جانم ڪہ مبادا

یڪ روز ببینم
ڪہ از این غمزده سیرے

یڪ روز ببینم
ڪہ ازاین غمزده سیرے

❤️❤️

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
دینا
دینا

اقای عزیز خانم گرامی دوست خوب من هم وطن عزیز

اقای عزیز خانم گرامی دوست خوب من هم وطن عزیز

طلا نخر
دلار نخر
سکه نخر
مواد غذایی رو احتکار نکن

باورتون میشه تولید پوشک امسال دوبرابر شده ولی چون ماها خارج نیازمون پوشک میخریم و احتکار میکنیم پوشک کم شده

هموطن احتکار نکن کشورت رو نابود نکن فکر نکن سکه میخری ارزش پولت حفظ میشه کنارش صدبرابر ضرر میکنی



پیامبر (ص) در حدیثی می‌فرمایند: هر کس گندمی را به قصد گران شدن آن، 40 روز احتکار کند، از خدا بَری و خدا از او بَری است

دیگه خود دانید

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
دینا
دینا

توی قصابی بودم که یه خانم پیر اومد تو مغازه و

توی قصابی بودم که یه خانم پیر اومد تو مغازه و یه گوشه ایستاد. یه آقای جوان خوش تیپی هم اومد تو گفت: «آقا ابراهیم، قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم.»
آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش. همینجور که داشت کارشو انجام میداد رو به پیرزن کرد گفت: «شما چی میخواین مادر جان؟»
پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: «لطفاً به اندازه همین پول گوشت بدین آقا.»
قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد و گفت: «پونصد تومان! این فقط آشغال گوشت میشه مادر جان.»
پیرزن یه فکری کرد و گفت: «بده مادر، اشکالی نداره، ممنون.»

قصاب آشغال گوشت های اون آقا رو کند و گذاشت برای اون خانم. اون آقای جوان که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد رو به خانم پیر کرد و گفت: «مادر جان اینا رو واسه سگتون میخواین؟»
خانم پیر رنگش پرید و سرخ و سفید شد و با صدای لرزان نگاهی به اون آقا کرد و گفت: «سگ؟!»
آقای جوان گفت: «بله، آخه سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز میخوره، سگ شما چجوری اینا رو میخوره؟!»
خانم پیر با بغض و خجالت گفت: «میخوره دیگه مادر، شکم گرسنه سنگم میخوره.»
آقای جوان گفت: «نژادش چیه مادر؟»
خانم پیر گفت: «بهش میگن توله سگ دو پا. اینا رو برای بچه هام میخوام آبگوشت بار بذارم، خیلی وقته گوشت نخوردن!»

با شنیدن این جمله اون جوون رنگش عوض شد. یه تیکه از گوشت های فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشت های اون خانم پیر. خانم پیر بهش گفت: «شما مگه اینارو برای سگتون نگرفته بودین؟» جوون گفت: «چرا مادر »
خانم پیر گفت: «بچه های من غذای سگ نمیخورن مادر»
بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و آشغال گوشت هاش رو برداشت و رفت.

چه زیبا گفت فروغ فرخزاد :

اگر مستضعفی ديدی ،
ولی از نان امروزت
به او چيزی نبخشيدی ،
به انسان بودنت شک کن!
اگر چادر به سر داری ،
ولی از زير آن چادر
به يک ديوانه خنديدی
به انسان بودنت شک کن!
اگر قاری قرآنی ،
ولی در درکِ آياتش
دچارِ شک و ترديدی ،
به انسان بودنت شک کن!
اگر گفتی خدا ترسی ،
ولی از ترس اموالت
تمام شب نخوابيدی ،
به انسان بودنت شک کن!
اگر هر ساله در حجّی ،
ولی از حال همنوعت
سوالی هم نپرسيدی ،
به انسان بودنت شک کن!
اگر مرگِ کسی ديدی ،
ولی قدرِ سَری سوزن
ز جای خود نجنبيدی ،
به انسان بودنت شک کن .

مشاهده همه ی 1 نظر
دینا
دینا

سلام گوگ کرومم دچار مشکل شده وقتی روش کلیک میکنم یا

سلام گوگ کرومم دچار مشکل شده وقتی روش کلیک میکنم یا صفحه سیاه وسفید میاد درواقع صفحه کاملا خالیه چطور میشه درستش کرد ممنون راهنمایی کنید

مشاهده همه ی 9 نظر
hana-afzali
hana-afzali

بهتر از این جمله پیدا نکردم براتون آرزو کنم

بهتر از این جمله پیدا نکردم
براتون آرزو کنم
هیچ راه نجاتی برايتان نباشد
وقتی غــرق در
خوشبختی هستید
روز و روزگار بر وفق مرادتون

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سناتور رضا
خوشحالخوشحال
سناتور رضا
نخند

نخند.....

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ALireza Mani(گُذر اَز تو نَتوانم)
آروم و عادیآروم و عادی
ALireza Mani(گُذر اَز تو نَتوانم)

آرزوی هفتگی من اینه:به طرف بگم جدا شیم ؛بعدبزنه زیرگریه و

آرزوی هفتگی من اینه:به طرف بگم جدا شیم ؛بعدبزنه زیرگریه و

آرزوی هفتگی من اینه:

به طرف بگم جدا شیم ؛بعد

بزنه زیرگریه و بگه این ظلم رو در حق من نکن؛ بیا بغلم....

 .

.

ولی همیشه از شانس بده من ؛ طرف میگه اوکی هرجور راحتی...

{-87-}

مشاهده همه ی 58 نظر