با هوای آلوده تهران کاری ندارم


ما به هوای رفیقامون نفس میکشیم

بروز رسانی 
#´*ملکه مهربانو*`#
آروم و عادیآروم و عادی
#´*ملکه مهربانو*`#

می توان عاشق بود به همین آسانی . من

می توان عاشق بود
به همین آسانی ..
من خودم
چندسالی ست که عاشق هستم
عاشق برگ درخت
عاشق بوی طربناک چمن
عاشق رقص شقایق درباد
عاشق گندم شاد!
آری
میتوان عاشق بود
مردم شهر ولی میگویند
عشق یعنی رخ زیبای نگار!
عشق یعنی خلوتی با یک یار!
یابقول خواجه، عشق یعنی لحظه ی بوس و کنار!
من نمیدانم چیست
اینکه این مردم گویند..
من نه یاری نه نگاری نه کناری دارم…
عشق را اما من،
باتمام دل خود میفهمم!
عشق یعنی رنگ زیبای انار..

مشاهده همه ی 2 نظر
ALireza Mani(گُذر اَز تو نَتوانم)
آروم و عادیآروم و عادی
ALireza Mani(گُذر اَز تو نَتوانم)

ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ حافظ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از دنیا می‌رود

ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ حافظ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از دنیا می‌رود

ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ حافظ

ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از دنیا می‌رود ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯار ﺑﻪ ﻓﺘﻮﺍﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ می‌ریزند ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻓﻦ ﺟﺴﺪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﻼﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ، به این ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﺍﺏ‌ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﯽ‌ﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ.
ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ برمی‌خیزند. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮ ﻭ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺯﯾﺎﺩ، ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ می‌دهد ﮐﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺎﻝ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ.
ﮐﺘﺎﺏ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ می‌دهند ﻭ ﺍﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ‌می‌کند ﻭ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ‌می‌شود:

«ﻋﯿﺐ ﺭﻧﺪﺍﻥ ﻣﮑﻦ ﺍﯼ ﺯﺍﻫﺪ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺳﺮﺷﺖ
ﮐﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﮔﺮﺍﻥ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﻮﺷﺖ
ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﮑﻢ ﻭ ﮔﺮ ﺑﺪ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺵ
ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﺩِﺭﻭَﺩ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﻪ ﮐﺸﺖ
ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻃﺎﻟﺐ ﯾﺎﺭﻧﺪ ﭼﻪ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﻭ ﭼﻪ ﻣﺴﺖ
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﭼﻪ ﮐﻨﺸﺖ»

ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺣﯿﺮﺕ ﺯﺩﻩ می‌شوند ﻭ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﯾﺮ می‌افکنند. ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻓﻦ پیکر حافظ انجام می‌شود ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺎﻓﻆ «ﻟﺴﺎﻥ ﺍﻟﻐﯿﺐ» ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪ.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ALireza Mani(گُذر اَز تو نَتوانم)
آروم و عادیآروم و عادی
ALireza Mani(گُذر اَز تو نَتوانم)

گفته مي‌شد: « هر كه با ما نيست با ما دشمن

گفته مي‌شد: « هر كه با ما نيست با ما دشمن است

گفتم: آري، اين سخن فرموده اهريمن است!

 

اهل معنا ، اهل دل ، با دشمنان هم دوستند،

اي شما ، با خلق دشمن!  قلب تان از آهن است؟!

مشاهده همه ی 59 نظر
ALireza Mani(گُذر اَز تو نَتوانم)
آروم و عادیآروم و عادی
ALireza Mani(گُذر اَز تو نَتوانم)

ای در دل من میل و تمنا،همه تو! وندر سر من

ای در دل من میل و تمنا،همه تو! وندر سر من

ای در دل من میل و تمنا،همه تو!

وندر سر من مایه سودا،همه تو!


هر چند به روزگار در می نگرم

امروز همه تویی و فردا همه تو

مولانا

مشاهده همه ی 33 نظر
ALireza Mani(گُذر اَز تو نَتوانم)
آروم و عادیآروم و عادی
ALireza Mani(گُذر اَز تو نَتوانم)

به نام آن‌که هنر را آفرید من ضمن قدردانی از مسئولین

به نام آن‌که هنر را آفرید من ضمن قدردانی از مسئولین

به نام آن‌که هنر را آفرید

من ضمن قدردانی از مسئولین کشور و سفارت فرانسه، به احترام مردم هنرپرور و هنردوست ایران، به نام حسین علیزاده قناعت کرده، تا آخر عمر به آن پیشوند یا پسوندی نخواهم افزود. در آخر ضمن تبریک به تمام بزرگان ایران و جهان که نشان با ارزش شوالیه را دریافت کرده‌اند، خود را بی‌نیاز از دریافت هر نشانی دانسته، همچنان اندر خم کوی دوست و به شوق عشق تا آخر عمر خواهم ایستاد.


حسین علیزاده (زاده ۱ شهریور ۱۳۳۰) آهنگ‌ساز، پژوهش‌گر،ردیف‌دان و نوازنده تار و سه‌تار ایرانی و نامزد دریافت ۳ جایزه گرمی است.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ALireza Mani(گُذر اَز تو نَتوانم)
آروم و عادیآروم و عادی
ALireza Mani(گُذر اَز تو نَتوانم)

ديدم آن ليلاي شورانگيز صحرا زاد را تازه مي فهم

ديدم آن ليلاي شورانگيز صحرا زاد را
 تازه مي فهم

ديدم آن ليلاي شورانگيز صحرا زاد را


تازه مي فهم چرا

مجنون بيابانگرد بود

...

مشاهده همه ی 9 نظر