لحظه  بروز رسانی 
مریم
مریم

سلام دوستان خوبم از همتون به خاطر مهربونیتون ممنونم.براتون دعا

سلام
دوستان خوبم از همتون به خاطر مهربونیتون ممنونم.براتون دعا میکنم همیشه زندگیتون سرشار از عشق و شادی و سلامتی باشه و امیدوارم زندگیتون پر از لحظات خدایی باشه.
تقریبا سه سال و اندی  هست که عضو فیس هستم. دوستان مهربون و خوب زیاد بودند .از همشون ممنونم که تو این مدت بهم سر میزدند و با لایک و بازنشر حضورشون رو نشون میدادند.
اما گله دارم.
گله دارم از کسانی که ندانسته قضاوتم کردند و بی دلیل بهم تهمت زدند و توهین کردند و هر چی که لایق خودشون بود نثار من کردند.
با وجود اینکه متاهل بودم و فرزند داشتم واسه گذروندن وقت بیکاری اومدم فیس .
:فقط برای گذروندن وقت.:

اما متاسفانه بعضی ها باورشون بر اینه که اگه کسی شوهر و فرزند داره حق نت اومدن نداره.چون اگه بیاد فقط واسه خیانت میاد
من واقعا ناراحتم و دلم شکسته از قضاوت نا بجا
کاش اونقدری که به نفس خودشون اهمیت میدادند به چیزهای دیگه هم بها میدادند.

نمیدونم چی بگم یا چجوری بگم فقط همینقدر میدونم با وجود همه مشکلاتی که دارم شوهر و بچه هامو خیلی خیلی دوست دارم

از همه دوستان خواهش میکنم که منو حلال کنند اگه باعث ازار و اذیت کسی شدم
منو ببخشید و برام دعا کنید
واسه همیشه میرم دعا کنید دیگه گذرم به نت نیفته

می گویم سلام ، هیچکس جوابم را نمی دهد

پس خدانگهدار می گویم شاید از سر اتفاق

یک نفر دست هایش تکان بخورد



اس ام اس هاي زيبا براي خداحافظي

مشاهده همه ی 51 نظر
مریم
مریم

اگر به خانه‌ ی من آمدی /برایم مداد بیاور؛

اگر به خانه‌ ی من آمدی /برایم مداد بیاور؛ مداد سیاه می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم و یک ضربدر ،ر

اگر به خانه‌ ی من آمدی /برایم مداد بیاور؛ مداد سیاه
می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم
و یک ضربدر ،روی قلبم
تا به جرم زیبایی و هوس در قفس نیفتم.
اگر به خانه‌ ی من آمدی برایم یک پاک کن بیاور
باید لب‌هایم را پاک کنم
تا کسی به هوای سرخی‌شان، سیاهم نکند.
یک بیلچه می خواهم تا غرایزم را از ریشه درآورم
شخم بزنم وجودم را
بدون این‌ها گویا مستقیم به بهشت می‌روم!
یک تیغ بده موهایم را از ته بتراشم،
سرم هوایی بخورد
و بی‌واسطه ی روسری فکر کنم...
نخ و سوزن هم بیاور، زبانم را بدوزم به سق
تا فریادم بی صدا شود.
یک قیچی بیاور ،تا خودم را سانسور کنم
پودر رختشویی هم می خواهم ، برای شست و شوی مغزی!
لازم است مغزم را پهن کنم روی بند
تا فکرم را باد ببرد به جایی که عرب نی می اندازد.
می‌دانی...باید واقع‌بین تر هم بود؛
صداخفه ‌کن می خواهم
تا وقتی به جرم عشق و انتخاب
با برچسب فاحشه سنگین می شوم
بغضم را خفه کنم!
یک کپی از هویتم هم می‌خواهم
برای وقتی که برادران دینی به قصد ارشاد، تحقیرم می‌کنند
به یاد بیاورم کیستم؟!
اگر جایی دیدی حقی می‌فروشند
برایم بخر، بیاور تا در غذا بریزم
ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران
حقم را بخورم!
سر آخر اگر پولی برایت ماند
یک پلاکارد بخر
بیاویزم به گردنم
و رویش با حروف درشت بنویسم:
من یک انسانم؟!
من هنوز یک انسانم
من هر روز یک انسانم!

مشاهده همه ی 2 نظر
مریم
مریم

نمی دانم چه می خواهم خدایا به دنبال چه می گردم

نمی دانم چه می خواهم خدایا
به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جوید نگاه خسته من
چرا افسرده است این قلب پر سوز
ز جمع آشنایان می گریزم
به کنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگی ها
به بیمار دل خود می دهم گوش
گریزانم از این مردم که با من
 به ظاهر همدم ویکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند
از این مردم که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که درخلوت نشستند
مرا دیوانه ای بد نام گفتند
دل من ای دل دیوانه من
که می سوزی از این بیگانگی ها
مکن دیگر ز دست غیر فریاد
خدا را بس کن این دیوانگی ها

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مریم
مریم

13543087351.jpg

مشاهده همه ی 4 نظر
مریم
مریم

غروب جمعه دلم بوی یار می گیرد افق افق دل من

غروب جمعه دلم بوی یار می گیرد
افق افق دل من را غبار می گیرد
نه با زیارت یاسین دلم شود آرام
نه با دعای سماتم قرار می گیرد
نوای ندبه صبحم هنوز ورد لب است
که نغمه عشراتم به بار می گیرد
دل صنوبریم زین هوای مه آلود
نه از فراق که از انتظار می گیرد
به گوش منتظران گو که صبح نزدیک است
اگر چه شب ز رفیقان دمار می گیرد
جمال یار چو خورشید عالم افروز است
حجاب نفس تو را زان نگار می گیرد
تمام دلخوشیم یک نگاه کوچک اوست
ز چیست یار من از من کنار می گیرد

مشاهده همه ی 2 نظر
مریم
مریم

چرا غروب جمعه دلگیر است؟ از یکی از بزرگان اهل

چرا غروب جمعه دلگیر است؟
از یکی از بزرگان اهل معنی پرسیدم: علت این که عصرهای جمعه دل انسان می‌گیرد و غمگین می‌شود چیست؟ فرمود:«چون در آن لحظه قلب مقدّس امام عصر (ارواحنافداه) به سبب عرضه‌ی اعمال انسان‌ها، ناراحت و گرفته است، آدم و عالم متأثر می‌شوند. او قلب و مدار وجود است.»

1_naiamadi.jpg

مشاهده همه ی 5 نظر
مریم
مریم

جـــمعه که مــــی آیـــد هـــــرجـــمعه که مــــی آیـــدو می رود

جـــمعه که مــــی آیـــد
جـــمعه که مــــی آیـــد

هـــــرجـــمعه که مــــی آیـــدو می رود دلم میگیرد
تقــــــویم دلم بـــــه جمـــعه می رسد دلم میگیرد
تکــــرار همیـــــن قــصه ننـوشته عصر جمعه است
این حــــالــت دلگـــــیر همـــــین که بد دلم میگیرد
این حس عجیب مطــلقا دست خودم نیست ولی
هرکــس ســــخن از هجر تو مــــی زند دلم میگیرد
شرمندگی بعد گناهم به خدا یک سر و سری دارد
هــــــر دفـــــعه دلــت همین که بشکند دلم میگیرد
هـــــــرجمــــعه دعای ندبه یـــک خط غزل و آخر کار
نام تـــــو به لــــب هــــمین که می برد دلم میگیرد
خورشید ورای ابر غفــــــلت دل من حساس است
باران که به پنــــــجره, به شیـــــشه زد دلم میگیرد
هــــــر روز دلم به جمـــــعه وصل خوش است و اما
هر جمــــعه که مـــــــی آید و مـــی رود دلم میگیرد

مشاهده همه ی 3 نظر