لحظه  بروز رسانی 
محمد
محمد

یک جهان قاصدک ناز به راهت باشد بوی

یک جهان قاصدک ناز به راهت باشد

بوی گل ، نذر قشنگی نگاهت باشد

و خداوند شب و روز و تمام لحظات

با همه قدرت خود پشت و پناهت باشد

مشاهده همه ی 1 نظر
محمد
محمد

به دلم گفتم اگر دور شود محبوبم ناشکیبا به قفس

به دلم گفتم اگر دور شود محبوبم
ناشکیبا به قفس مثل تو سر می‌کوبم
بر زمین جاذبه و جذب، فراوان دیدم
نیست چیزی که بدون تو کند مجذوبم
وای! شب‌گریه اگر جای من آرامت کرد
آه! اگر آینه تلقین بکند من خوبم!
نگرانم که پیامی ندهی صبح شود
ای به‌هم ریختنت ساعتِ خوابآشوبم!
من خرابِ تواَم ای لذّتِ مشروع و هنوز
حدّ ندارد به من این مستیِ نامشروبم
جرعه‌ای خواستم از یادِ تو بیرون بروم
از تب و تابِ تو انداخت به تاب و توبم!
با سوادی که ندارم، به تو ایمان دارم
تو ببخشا به مسلمانیِ نامکتوبم
داد دیوانگی‌ام پند؛ که چون می‌تازم
سنگ اگر سرزنشم کرد نیفتد چوبم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

تو نیکویی کن و در دجله انداز که ایزد در

تو نیکویی کن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز

که پیش از ما چو تو بسیار بودند
که نیک‌اندیش و بدکردار بودند

بدی کردند و نیکی با تن خویش
تو نیکوکار باش و بد میندیش

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

تا در ره عشق آشنای تو شدم با

تا در ره عشق آشنای تو شدم

با صد غم و درد مبتلای تو شدم

لیلی‌وش من به حال زارم بنگر

مجنون زمانه از برای تو شدم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

مـــــــــن زخمــــــــهای بـــــے نظیری به تـــــن دارم اما تـــــــــــو مهــــربان

مـــــــــن زخمــــــــهای بـــــے نظیری به تـــــن دارم
اما تـــــــــــو مهــــربان تــــرینشان بودی
عمیــــــــق تــــرینشان
عــــزیــــــــــز تـــرینشان
بعــد از تـــــــ ـــو آدم ها
تنها خــــــــراش های کوچکـــــے بودند بــر پوستـــــم
که هیچ کـــــــدامشان به پای تـــــ ــــــو نـــــــــرسیــدند
به قلبــــــــــم نـــــــرسیدند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

دل را به یک نگاه چه ارزان فروختم آغاز

دل را به یک نگاه چه ارزان فروختم
آغاز را به نقطه ی پایان فروختم

وقتی به یک نگاه دلم از پی تو رفت
گلخنده را به دیده ی گریان فروختم

یک باغ پر شکوفه ی سرسبز مست را
بی فکر عاقبت به نیستان فروختم

گل قطره های اشک عیان کرد راز دل
بعد از شبی که دل به تو پنهان فروختم..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

اسمم به نام تـــــو، عشقم به ياد تـــــو،

اسمم به نام تـــــو،
عشقم به ياد تـــــو،

-جسمم براي تـــــو،

-جانم فداي تــــــو،

-روحم كنار تــــــو

اما زندگيم مال خودم

چون زندگيم تـــــویـــــی
‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‎‌‌

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

گفـتـــــن "دوســــــــــتـــــــــــــت دارم" . سه

گفـتـــــن
"دوســــــــــتـــــــــــــت دارم" ...


سه ثــــانیــه طول میـــکشد
توضیح دادنش سه ساعت
و ثابت کردنش یـــک عمر...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

بوسه ازلب های شیرینت نصیبم میکنی؟ لا به لای

بوسه ازلب های شیرینت نصیبم میکنی؟
لا به لای دست های خود اسیرم میکنی؟

عشق را در بین موهای تو من گم کرده ام
دست هایم را میان گیسوانت می کنی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

آمده ای که راز من بر همگان بیان کنی؟ وان

آمده ای که راز من بر همگان بیان کنی؟
وان شهِ بی نشانه را جلوه دهی نشان کنی؟

دوش خیال مست تو آمد و جام بر کفش
گفتم: مِی نمی خورم گفت: مکن، زیان کنی!

گفتم: ترسم اَر خورم شرم بپّرد از سرم
دست برم به جعد تو، بز ز من کران کنی

دید که ناز می کنم، گفت: بیا عجب کسی!
جان به تو روی آورد، روی بدو گران کنی؟

با همگان پلاس و کم با چو منی پلاس هم
خاصبک نهان منم، راز ز من نهان کنی؟

گنج دل زمین منم، سر چه نهی تو بر زمین؟
قبله آسمان منم، رو چه به آسمان کنی؟


مشاهده همه ی 1 نظر