لحظه  بروز رسانی 
محمد
محمد

اول صبح لبت هست عسل یعنی چه؟

اول صبح لبت هست عسل یعنی چه؟


تن من پیش تو فهمید بغل یعنی چه!
میدهی بوسه پس از بوسه پس از بوسه چه خوب

به من آموخته ای رد و بدل یعنی چه!

ســـرای دوستی ها
مشاهده همه ی 1 نظر
محمد
محمد

زندگی چیست خیالی خوابی دفتری درج در او هر بابی

زندگی چیست خیالی خوابی
دفتری درج در او هر بابی

گاه سرگرم خیالی بودن
گاه در بند جمالی بودن

دل سپردن به پری رخساری
شدن افسونی افسونکاری

لذت عشق چشیدن چندی
محنت هجر کشیدن چندی

با غم و درد هم اغوش شدن
شعله ور گشتن و خاموش شدن

قصه سوختن و ساختنی
غصه بیهوده جان باختنی

اشک و اه از اثر لبخندی
رشته بگسیختنی پیوندی

انچه زین زندگی القصه بجاست
انچه مطلوب همه لطف خداست

انچه باقیست به عالم عشق است
انچه فانی نشود هم عشق است

ســـرای دوستی ها
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

هر گاه که یادت در آغوش لحظه هایم به رقص در

هر گاه که یادت در آغوش لحظه هایم به رقص در می آید

قلبم با لهجه ی شیرین سکوت ، فقط تو را می خواند

تو را می خواهم با تمام قلب و روحم

تو را که از من با من مهربانتری

تو را که در چارچوب نگاهت مهربانی قاب شده است

و با هر لبخندت ، هزاران پروانه ی شوق در دلم به پرواز در می آیند

ســـرای دوستی ها
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

️ای نسخه نامه الهی که تویی ای آینه جمال شاهی

️ای نسخه نامه الهی که تویی
ای آینه جمال شاهی که تویی

بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

ســـرای دوستی ها
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

خود را به خدا بسپار، چون اوست که بی رنگ است

خود را به خدا بسپار، چون اوست که بی رنگ است
چون وادی عشق او دور از همه نیرنگ است

خود را به خدا بسپار، آن لحظه که تنهایی
آن لحظه که دل دارد از تو طلب یاری

خود را به خدا بسپار، همراه سراسر اوست
دیگر تو چه می‌خواهی! بهر طلب از دوست

ققنــــــــوس عــــــــــشق
مشاهده همه ی 1 نظر
محمد
محمد

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی نروم

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

«شــب» را دوسـت دارم برایِ غرق شدن درآغوش

«شــب» را دوسـت دارم برایِ

غرق شدن درآغوش تویی که

قشنگترین شب بخیر دنیای منی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

بگو چگونه بميرمت كه اينگونه در من نفس مي كشي

بگو چگونه بميرمت
كه اينگونه در من نفس مي كشي
بگو چگونه وابسته ي بودنت نباشم
كه اينگونه زندگي ام را با من قدم مي زني
و خنده ات را بيخ گوشم جا مي گذاري
بگو چگونه در تو حبس نباشم
كه اينگونه در من جاري هستي
تو بگو چگونه ترسِ از دست دادنت را نداشته باشم
كه اينگونه با تو حالم خوب است...

گروه سرای شادی
مشاهده همه ی 2 نظر
محمد
محمد

بگذار دلتنگت شوم گاه به گاهی بگذار از یادت بسازم

بگذار دلتنگت شوم گاه به گاهی
بگذار از یادت بسازم تکیه گاهی

بگذار خوابت را ببینم گه گداری
یا لااقل عکست بماند یادگاری

بگذار با رویای تو بیدار باشم
بگذار از احساس تو سرشار باشم

بگذار هر جا عطر یادت هست باشم
بگذار از عطر خیالت مست باشم

بگذار در راه عبورت خاک باشم
بگذار از عشق تو، سینه چاک باشم

بگذار باشم تا ابد چشم انتظارت
تا می تپد قلبم ، بمانم بی قرارت

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

❤نگاهت که می کنم ❤چیزی مرا از " نداشـتـن " ها

❤نگاهت که می کنم ❤چیزی مرا از " نداشـتـن " ها جدا می کند ❤با تـــو که می خـندم ❤قفل های این روزها باز می شوند ❤چه خوش اتفاقی ست ❤بــا تـــو بــودن.... ❤عاشقانه که صدایم می کنی ❤نامم دل انگیــزترین آوای دنیــا را به خود می گیرد

ققنــــــــوس عــــــــــشق
مشاهده همه ی 1 نظر