لحظه  بروز رسانی 
محمد
محمد

از تمام دارایی‌ها. یکی، دو گلدان شمعدانی دارم یک

از تمام دارایی‌ها..
یکی، دو گلدان شمعدانی دارم
یک جفت ماهی سرخ دارم
دوچرخه‌ای یادگار پدر بزرگ
یک مداد دندان زده، چند تا شعر
و تا دلت بخواهد «دوستت دارم»

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

چشمانت را می بوسم که گریسته اند برای عشق لبانت

چشمانت را می بوسم که گریسته اند برای عشق
لبانت را
که سکوت کرده اند برای عشق
و گونه هایت را
که از عشق داغ است
برای دل بی تابت اما چه می توانم کرد
جز دوست داشتن تو …

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

تو برایم میخندی و من هر بار میان خنده هایت

تو برایم میخندی و من
هر بار میان خنده هایت مطمئن تر میشوم
که تو را از روزِ ازل ' خدا '
برایِ من نقش زده بود
فقط برای خودم ..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

تـومالڪ تمـامِ احساسَم هـستی تـــمامِ عشــــقم تمــــامِ اِحـــساسِ دسـت

تـومالڪ تمـامِ احساسَم هـستی
تـــمامِ عشــــقم
تمــــامِ اِحـــساسِ دسـت نخـــورده ام
ڪـــه حاضر نیســـتم
حتـــی ذرهــــ ای اَز آنــ را
بــا هیچکـس تقـسیم ڪنــم
با هیچـڪس جــــز تــــو،
احســـاسم را با تــو تقســـیم نـــمی ڪنم
بلـــڪه آنــــ را به تــو تقدیــم می ڪنـــم
تمام عشـــقم را تمام احساســـم را...

مشاهده همه ی 1 نظر
محمد
محمد

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت‌وگوی تو خیزم به جست‌وجوی تو باشم

گروه سرای شادی
مشاهده همه ی 1 نظر
محمد
محمد

ﺩﯾﺪﯼ ﺍﯼ ﻣﺎﻩ ﮐﻪ ﺷﻤﻊ ﺷﺐ ﺗﺎﺭﻡ ﻧﺸﺪﯼ ﺗﺎ ﻧﮑﺸﺘﯽ

ﺩﯾﺪﯼ ﺍﯼ ﻣﺎﻩ ﮐﻪ ﺷﻤﻊ ﺷﺐ ﺗﺎﺭﻡ ﻧﺸﺪﯼ
ﺗﺎ ﻧﮑﺸﺘﯽ ﺯﻏﻤﻢ ﺷﻤﻊ ﻣﺰﺍﺭﻡ ﻧﺸﺪﯼ
ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩﻡ ﮐُﺸﺖ
ﮐﻪ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺭ ﺯ ﺩﺷﻮﺍﺭﯼ ﮐﺎﺭﻡ ﻧﺸﺪﯼ
ﺭﻭﯼ ﺑﺮ ﺗﺎﻓﺘﯽ ﻭ ﭘﺸﺖ ﻭﭘﻨﺎﻩ ﺩﻝ ﻣﻦ
ﻧﺸﺪﯼ ﮐﺰ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ، ﺭﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺁﺭﻡ ﻧﺸﺪﯼ
ﺯﺍﺭﯾﻢ ﺩﯾﺪﯼ ﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﻐﺎﻓﻞ ﮐﺮﺩﯼ
ﮐﻪ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺭ ﺯ ﺣﺎﻝ ﺩﻝ ﺯﺍﺭﻡ ﻧﺸﺪﯼ
ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﮕﺸﺘﯽ ﯾﺎﺭﻡ ؟
ﯾﺎ ﺑﺪﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﻏﻢ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﺸﺪﯼ
ﯾﺎﺩ ﺁﻥ ﻋﻬﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﻟﯽ ﻭ ﯾﮏ ﺟﻬﺘﯽ
ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺩﻭﺭ ﺯ ﺁﻏﻮﺵ ﻭ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﻧﺸﺪﯼ
ﮔﻔﺘﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺩﻝ ‏«ﮔﻠﭽﯿﻦ‏» ﺑﯽ ﻣﻦ
ﭼﻪ ﮐﻨﻢ، ﻣﺎﯾﻪ ﯼ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﻗﺮﺍﺭﻡ ﻧﺸﺪﯼ
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﻣﯽ ﭘﺮﻭﺭﻡ ﺍﻧﺪﺭ ﺩﻝ ﺗﻨﮓ
ﮔﺮ ﭼﻪ ﻋﻤﺮﯼ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻢ ﻭﯾﺎﺭﻡ ﻧﺸﺪﯼ

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

دلم تا عشق‌باز آمد در او جز غم نمی‌بینم دلی

دلم تا عشق‌باز آمد در او جز غم نمی‌بینم
دلی بی‌غم کجا جویم که در عالم نمی‌بینم

دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمی‌آید
دمم با جان برآید چون که یک همدم نمی‌بینم

مرا رازی‌ست اندر دل ، به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی‌بینم

قناعت می‌کنم با درد چون درمان نمی‌یابم
تحمل می‌کنم با زخم چون مرهم نمی‌بینم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد

*بر چرخِ فلک مَناز ڪه ڪَمَر شِڪَن است* *بررنگِ لباس

*بر چرخِ فلک مَناز ڪه ڪَمَر شِڪَن است*
*بررنگِ لباس مَناز ڪه آخر ڪفن است*

*مغرور مشو ڪه زندگے چند روز است*
*در زیرِ زمین شاه و گدا یک رَقَم است*

نبض احساس
مشاهده همه ی 1 نظر
محمد
محمد

سلام 🌸شروع هفته تون عالی

سلام


🌸شروع هفته تون عالی

💖ان شاءالله
🌸بهترین هفته
💖بهترین موفقیت ها
🌸بهترین لحظه ها
💖بهترین عبادتها
🌸بهترین کسب و کار
💖بهترین پیشرفت ها
🌸و بهترین زندگی را داشته باشید
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
روز جدیدی است که یک صفحه خالی آماده برای نوشتن آن وجود دارد، نوشتن متن در آن صفحه بر عهده توست.
تامیتوانی زیبایی،حس مثبت،خوبی،شادی وهرچیز خوب بنویس


صبح زیباتون بخیر

لاله های سرخ
مشاهده همه ی 1 نظر
محمد
محمد

دلبرم باشی جهانــــــــــم را فدایـت می ڪنم با نگاهی

دلبرم باشی جهانــــــــــم را
فدایـت می ڪنم
با نگاهی از تــ❣ـــو جانـــــم
رافدایت می ڪنم
بیخیال زهره و ڪیـــــوان و
ڪل ڪهڪشان
ماه من شـــــو آسمانـــــم را
فدایت می ڪنم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید