لحظه  بروز رسانی 
Mobina tehrani
Mobina tehrani
مشاهده همه ی 2 نظر
Mobina tehrani
Mobina tehrani

 ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی !

 ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی ! غذایت را سرد می خوری !
ناهار ها نصفه شب ، صبحانه را شام !
لباسهایت دیگر به تو نمی آیند، همه را قیچی می زنی !
ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی !
شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد !
تنهائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست ، روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد . . .



577357_218916661544196_100002775900212_2

مشاهده همه ی 1 نظر
Mobina tehrani
Mobina tehrani

دفتر شعرهایم را سفید می گذارم بی تو بودن نوشتن

دفتر شعرهایم را سفید می گذارم

بی تو بودن نوشتن ندارد

درد دارد ...

سـرابـــــ
مشاهده همه ی 5 نظر
Mobina tehrani
Mobina tehrani

خدایا ! آرزوی من ماندن اوست ! اما اگر آرزوی او

خدایا !

آرزوی من ماندن اوست !

اما اگر آرزوی او ...

رفتن من است ...

آرزوی او را برآورده کن !

من دیگر آرزویی ندارم !

Image result for ‫مرسی که هستی کنارم دوست من‬‎


سـرابـــــ
مشاهده همه ی 4 نظر
Mobina tehrani
Mobina tehrani

گاه که دلم میگیرد به غروب پنجره  اتاق خاطراتم خیره می‌شوم

گاه که دلم میگیرد

به غروب پنجره  اتاق خاطراتم خیره می‌شوم

گاه که دل تنگ می‌شوم

به نظاره عمق خود می‌روم

آنگاه که تنهایی مرا فتح می‌کند

تنها، به خودم سفر می‌کنم

کاش می‌دانستم دلیل این همه دلتنگی و بی‌قراری چیست

شاید تو بدانی

فقط شاید !

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Mobina tehrani
Mobina tehrani

ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ و فلک

ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ و فلک

هر که از دیـــده مان رفت ز خــــــاطر بـــبریم

یا که چون فصل خزان آمد وگل رفت به خواب

دل به عشـــــــــق دگری داده از آنــجا برویم

وسعت دیده ما خــــــــاک قدم های تـــو بود

خاک زیر قـــــدمت را به دو دنــــــــیا نــدهیم

مشاهده همه ی 1 نظر
Mobina tehrani
Mobina tehrani

تو نیستی که ببینی  چگونه عطر تو در عمق لحظه ها

تو نیستی که ببینی

 چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست

  چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست

 چگونه جای تو در جان زندگی سبز است

تمام گنجشکان

 که درنبودن تو

 مرا به باد ملامت گرفته اند

 ترا به نام صدا می کنند

 تو نیستی که بیبنی چگونه می گردد

 نسیم روح تو در باغ بی جوانه من

 چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید

 به روی لوح سپهر

 ترا چنانکه دلم خواسته است ساخته ام

 چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر

 هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر

 به چشم همزدنی

 میان آن همه صورت ترا شناخته ام

 به خواب می ماند

 تنها به خواب می ماند

 چراغ آینه دیوار بی تو غمگینند

 تو نیستی که ببینی

 چگونه با دیوار

 به مهربانی یک دوست از تو می گویم

 تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار

 جواب می شنوم

 تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو

 به روی هرچه درین خانه ست

 غبار سربی اندوه بال گسترده است

 تو نیستی که ببینی دل رمیده من

 بجز تو یاد همه چیز را رهاکرده است

 غروب های غریب

 در این رواق نیاز

 پرنده سکوت و غمگین

مشاهده همه ی 2 نظر
Mobina tehrani
Mobina tehrani

همیشه فکر می کردم اگه یه روز نباشی می میرم اما

همیشه فکر می کردم اگه یه روز نباشی می میرم

اما من نمردم من داغون شدم 

خیلی دلم می خواد بگم فراموشت کردم 

ولی واقعیت اینه که نمی تونم فراموشت کنم .

خیلی دلم می خواد خوابتو ببینم ولی از وقتی که رفتی خواب به چشام نمیاد 

کاش اینجا بودی می دیدی چقدر دوستت دارم

مشاهده همه ی 2 نظر
Mobina tehrani
Mobina tehrani

تو مرا می‌فهمی من تو را می‌خوانم و همین ساده ترین

تو مرا می‌فهمی

من تو را می‌خوانم

و همین ساده ترین قصه یک انسان است

تو مرا می‌خوانی

من تو را ناب‌ترین شعر زمان می‌دانم

و تو هم می‌دانی

تا ابد در دل من می‌مانی

دلدادگـــی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید