افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
بروز رسانی 
آسید محسن
آسید محسن

انسان، با نيّت خوب و اخلاق خوب، به تمام آنچه در جستجوى آن است، از زندگى خوش و امنيت محيط و روزى زياد، دست مى يابد.
امام علی (ع)

.
.
مگه از زندگی چی میخوایم؟؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آسید محسن
آسید محسن

همه ی ما در جبر زمانه خود هستیم جبر آدم های اطرافمون ،حرکت کردن بعضی وقتا سخت میشه خیلی سخت،کاهی وقتا ی حرف ساده آدم رو از درون میپاشه میپاشه و نابود میکنه،محسن مواظب حرف زدنت باش.
محسن تو مثل بقیه نباش.دلم میخواست سوای از دیگران زندگی کنم سوای از مردم و آدم های اطرافم به زندگی نگاه کنم.همیشه میخواستم همیشه میخواستم...
اما
الان که به اینجا رسیدم میبینم هدفم از زندگی رو کلا گم کردم
دچار پوچی مفرط با طعم سیگار شدم.
نمیدونم چرا؟؟
چرا چرا چرا
تا این حرفا رو پیش ی آدم دیگه میزنی میگه برو بشین قرآن بخون برو نماز بخون برو فلان کن برو خودتو عوض کن...
قرآن هم خوندیم تفکر کردیم،نماز هم خوندیم تفکر کردیم اما داره حالم از این حرفای مزخرف به هم میخوره که فقط کور کورانه دستور دینی میدن نسخه ی دینی میپیچن برا ادم.
انگار گیر افتادم توی منجلاب .

مشاهده همه ی 1 نظر
آسید محسن
آسید محسن

ناصر داداش تو واقعا موهات اینطوره یا اینطورشون کردی؟

مشاهده همه ی 1 نظر
آسید محسن
آسید محسن

آهنگ پروفایلت قشنگه.عکس پروفایلتم خوبه.پستاتون هم معلومه چطور آدمی هستین.
همه درد و مرگ دارن.همه،اینجا میایم که شاید بتونیم دق و دلیمون رو خالی کنیم.تنهایی مون رو گریه کنیم.دلمون رو خوش کنیم.اما خبری نیست.

مشاهده همه ی 1 نظر
آسید محسن
آسید محسن

زندگی تکراره مکرراته،هر روز مثل هر روز مثل دیروز امروز مثل دیروز فردا مثل امروز و فرداهای دگر هم.شاید ی آهنگ بتونه این یکنواختی رو به هم بریزه.
"شاید"
  اگه این یکنواختی اسمش زندگیه
من مرگ رو طلب میکنم.

اگه امام زمان هم بیاد باز هم جنگ هست باز هم خونریزی هست باز هم بدبختی هست باز هم کمی هست انقدری کمی هست که هیچ چیز چشم آدما رو پر نمیکنه
عمر ما کوتاست،خیلی کوتاه،خیلی خیلی کوتاهه.
دلم تنگ شده برای یکم بی هوا بودن

مشاهده همه ی 3 نظر
tahora
آروم و عادیآروم و عادی
tahora

نمیدانم چه مرگش شده این روزها
 هی میلرزد...
 وقتی صبح با صدایی بیدار می شوم و میدوم سمت پنجره زنِ همسایه کیف شوهرش را گرفته و مرد پاشنه ی کفشش را بالا میکشد کیف و آغوش را با هم میدهد
 بی انصاف میلرزد میلرزد ...
وقتی ظهر میروم برایِ خودم سیگار بگیرم و کنجِ غربتِ پارک دودش کنم زن شامی اش را لقمه میکند و مرد برایش نوشابه باز میکند خنده هایشان کفترها را میپراند
 بی انصاف میلرزد میلرزد...
 وقتی شب خودم را به رخوت کاناپه تکیه میدهم هی کانال عوض میکنم هی زن نگاهش در نگاهِ مرد گره می خورد و هی مرد گره را کور میکند و هی گارگردانِ لعنتی کات نمیدهد
 بی انصاف میلرزد میلرزد...

 تنها که باشی دلت حتی از دیدنِ یک " جفت " کفش هم میلرزد !


سمانه سوادی

مشاهده همه ی 3 نظر
tahora
آروم و عادیآروم و عادی
tahora

از بس که خدا عاشق نقاشی بود
                                         هر فصل به روی بوم یک چیز کشید



یک بار ولی گمان کنم شاعر شد
                                         یک گوشه دنج رفت و پائیز کشید




.دختر پاییز

مشاهده همه ی 1 نظر