لحظه  بروز رسانی 
Naznin
خوشحالخوشحال
Naznin

عادت نداشت توی اینستاگرامش مطلبی پست کند یا عکس ِشخصی یا

عادت نداشت توی اینستاگرامش مطلبی پست کند یا عکس ِشخصی یا هرچیزِ دیگری...
حتی پروفایلش هم عکسی نداشت
و به یک اسم و فامیل اکتفا کرده بود...
یک جوری که انگار نه انگار دنبالش میکنی، برایِ همین اصلا عادتِ چک کردنِ صفحه اش را نداشتم...
چنـد روزِ پیش یک اعلانی آمد بالای صفحه یِ گوشی ام که"بیا فلانی اولین پستش را در اینستاگرام گذاشته و..."
تویِ این چندماهی که از رفتنش گذشته بود
یک بار هم تویِ صفحه اش نرفته بودم
دست هایم یخ کرد و احساس کردم فشارِ خونم بالا و پایین شد....
سریع رفتم تویِ صفحه اش و گزینه بلاک را زدم و تمام
خوبیِ اینترنتِ ضعیف همین است که هنوز عکسش باز نشده کار تمام شد....
راستش
از بچگی ترسـو بودم
از موقعیت هایی که پذیرفتنش برایم دشوار بود میترسیدم و تا حدِ امکان فرار میکردم....
ترسیدم عکسش بازشود و دو نفری باشد، یا شعرِ عاشقانه ای حتی، که قطعا مخاطبش منِ فراموش شده نیستم...
یا اصلا عکسِ خودش باشد پشتِ میزِ کارش با همان اخمِ جذابِ دلبـرَش....
ترسیدم عنانِ اختیار از کف داده و برایش کامنت بگذارم"چشم و ابرویِ خشن از بس که می آید به تـو، گاهی آدم عاشقِ نامهربانی میشود...."
ادمِ هنوز عاشق مگر عقل تویِ کله اش است؟
خلاصه که
یک اعلانِ کوچک از یک برنامه یِ بی ملاحظه
کلِ زحماتم را برای فراموش کردنش بربادِ فنـا داد...
همان لحظه
اینستاگرام را برایِ همیشه حذف کردم تا هر روز نمیرم و زنده نشوم....
راستی نامهربانِ رفته
این خاطره هارا بلدی چطور حذف میکنند؟
_

مشاهده همه ی 2 نظر
Naznin
خوشحالخوشحال
Naznin

چقدر بده شب تا صبح باهات حرف بزنه از

چقدر بده شب تا صبح
باهات حرف بزنه
از غم هاش بگه
خوشحالياش بگه
قصه هاش بگه
از شب ناارومياش بگه
چقدر سخته
كه عاشقش باشي
ديوونه اش باشي
واز همه وحشتناك تره اينه
كه ازت بخواد باهاش باشي و بشي همه چيش
اما بگي نميتونم...
چقد بده نتوني
همدردش باشي
همراهش باشي
يارش باشي
چقدرسخته بخواي وبتوني داشته باشي اما نتوني داشته باشيش...
چقدر بده😔😓
H❤️

نظرات برای این پست غیر فعال است
Naznin
خوشحالخوشحال
Naznin

واقعاً من نميفهم بعضيااااا واقعاً متوجه نميشن پيام ندين يني چي

واقعاً من نميفهم بعضيااااا واقعاً متوجه نميشن پيام ندين يني چي ياخودشون و ميزنن به اون راه....پياااام ندين لطفاً

مشاهده همه ی 5 نظر
Naznin
خوشحالخوشحال
Naznin

همه كه تُ ندارن.دلشون به چي خوشه پس؟❤️😊

همه كه تُ ندارن...دلشون به چي خوشه پس؟❤️😊

مشاهده همه ی 7 نظر
Naznin
خوشحالخوشحال
Naznin
والا😐🙄😂❤️

والا😐🙄😂❤️

مشاهده همه ی 9 نظر
آرامـــ❤ــــ
آرامـــ❤ــــ
جانِ جانان ...

بشنوید ...

🎼🎶🎧

نظرات برای این پست غیر فعال است
Naznin
خوشحالخوشحال
Naznin

يادت باشه اونهايى كه گفتن نميتونى انجامش بدى ، دارن نگاهت

يادت باشه اونهايى كه گفتن نميتونى انجامش بدى ، دارن نگاهت

يادت باشه اونهايى كه گفتن نميتونى انجامش بدى ، دارن نگاهت ميكنن !

(قشنگ بود دوسش داشتم زياد!)

مشاهده همه ی 12 نظر
Naznin
خوشحالخوشحال
Naznin

سرش را به نشانه ی تاسف تکان داد و گفت، آنقدر

سرش را به نشانه ی تاسف تکان داد و گفت، آنقدر به پنهانی دوست داشتنش
ادامه دادم …
آنقدر حرفم را در سینه نگه داشتم و دم نزدم، که برای همیشه از دستش دادم!
آن روزها فکر می کردم از ما بهتران است، فکر می کردم اگر بگویم همان دوستی ساده ی مان هم از بین می رود.
راستش من از "نه شنیدن" می ترسیدم…
اما می دانی، بعد از او سالهاست به این فکر می کنم که اگر پشت آنهمه ترس یک "آری" بود که می توانست زندگیم را تغییر دهد چه ؟
اگر بعد از شنیدن حرف هایم برای همیشه همراهی ام می کرد چه ؟
و می دانی فکر کردن به اینها چقدر از نداشتنش تلخ تر است؟
من دوستش داشتم …
شرايطشو نداشتم
فرصتش را هم داشتم
اماجراتش را نداشتم!
صدایش را صاف کرد و ادامه داد:
عاشق شدن که فقط دوست داشتن نیست، عاشقی که می گذارد عشق و علاقه اش حیف شود به چه دردی میخورد ؟ هر وقت کسی را دوست داشتی و شهامت ابرازش را هم داشتی آنوقت درست است… به این فکر کن که جواب هر چه باشد تکلیفت را با دلت روشن می کند …
باور کن "نه شنیدن" به اندازه ی یک عمر ماندن در تردید، ترسناک نیست …
از دست و پا زدن در مرداب بلاتکلیفی
بدتر نیست…
من ترسیدم …
و به زندگی باختم!
اما، تو نترس رفیق
تو نباز

مشاهده همه ی 3 نظر
Maha
مهربونمهربون
Maha

اگه وقتي ميخنده خوشگل تر ميشه؛ اگه لباسش خيلي بهش

اگه وقتي ميخنده خوشگل تر ميشه؛
اگه لباسش خيلي بهش مياد
اگه صداش بي نظيره
اگه خوب شرايط بحراني رو كنترل ميكنه
اگه بهتون آرامش ميده
اگه مي تونه غافلگيرتون كنه
اگه مهربونه،
اگه ماهه،
اگه خوبه،
اگه دست هاشو دوست داريد...
بهش بگيد ... خب؟
بهش بگيد ... دير ميشه

مشاهده همه ی 4 نظر