لحظه  بروز رسانی 
Paiz
Paiz

قــلم در پنــجة من نخلِ ســـرما خـــرده را ماند

قــلم در پنــجة من نخلِ ســـرما خـــرده را ماند
دوات از خشــــک مــغزي ها دهانِ مرده را ماند
نه پيـــوندي به ديــروزي نه امــيدي به فردائــي
دل بـــي حاصل من شـــهر طـوفان برده را ماند
تکانـــي هــــم نخورد از آهِ آتشـــبارِِ مظـــلومان
دلِ سختِ ستمگر سـنگِ پيکان خورده را مـاند
گـــل عشـــــقم که بود از نـــوبهار آرزو خنـــدان
کنــون در پــاي جـــانان غنچــــة پـژمرده را ماند
ســــر بيدرد کز شــتور تمــــنا نيســـتش بهــره
بشـــاخ زنـــدگــــانـي ميـتتوة افســـرده را ماند
ز بس در هر چه ديدم داشت رنگِ رنج و آزاري
جهان در چشــم من يکســــر دل آزرده را ماند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Paiz
Paiz

نالــــه به دل شــــد گره، راه نیستان کجاست؟ سینه به‌

نالــــه به دل شــــد گره، راه نیستان کجاست؟
سینه به‌ من شد قفس،طرف بیابان کجاست؟
در تــف ایــن بـادیــه، ســــوخـت ســـراپـا تـنـم
مــزرعم آتـش گرفت، نـم‌نـم باران کـــجاســت؟
خــــوب و بـــد زندگــــی، بر ســـر هــم ریخـتند
تا کنـــد از هـــم جدا، بازوی دهقان کجاسـت؟
در تـَف ایــــن بادیــه، ســـــوخت ســـراپا تنــم
مزرعــــم آتـــش گرفت، نم‌نم باران کـجاسـت؟
اشــــک در آبم نشــــانــد، آه به بـادم ســــپرد
عقل به بندم فكند، رخنه‌ی زندان کجاست؟...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Paiz
Paiz

با خلق نکو بزی که زیور این است در آیینه

با خلق نکو بزی که زیور این است
در آیینه جمال ، جوهـر این اســت
آن قطرهء اشـکی که بریزد بر خاک
بردار که گنج لعل و گوهر این است

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Paiz
Paiz

ای غره به اینکه دهر فرمانبر توســت وین ماه و

ای غره به اینکه دهر فرمانبر توســت
وین ماه و ستاره و فلک چاکر توست
ترســــم کــــــه ترا چــاکـر خود پندارد
آن مورچگان که رزقشان پیکر توست

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Paiz
Paiz

بداغ نامــرادی ســـوختــم ای اشـــک طوفانــــی به تنگ آمد دلــــــم

بداغ نامــرادی ســـوختــم ای اشـــک طوفانــــی
به تنگ آمد دلــــــم زين زندگی ای مرگ جولانی
در اين مکـــتب نميـــدانم چــه رمز مهملم يــارب
که نی معنی شدم، نی نامه و نی زيب عنوانی
از اين آزادگـــــی بهتر بود صد ره به چشــــم من
صــــدای شـــــيون زنجـــير و قــــيد کنج زندانــی
به هر وضعيکه گردون گشت کام من نشد حاصل
مگر اين شــــام غم را مرگ ســــازد صبح پايانی
جوانی سلب گشــت و حيف کآمال جوانی هــم
يکــــايک محو شــــد مانـــند اعـــلام پريشــــانی
زيک جو مــنت ايـــن ناکســـــان بردن بود بهــــتر
که بشکافم بمشکل صخره ســـنگی را بمژگانی
گناهــــم چيسـت، گردونم چــــــرا آزرده مـــيدارد
ازين کاســه گدا ديگر چه جســتم جز لب نانــی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Paiz
Paiz

گیرم که همه عیب و هجایـم گوینــد از من چــه

گیرم که همه عیب و هجایـم گوینــد
از من چــه زدود
گـــیرم که همـــه راه ثنایــــم پوینـــد
بر من چــه فزود
آن شاخ شکوفه در چمن می خندد
بی منــت کــس
گلــــهای بهار از زمـــین می رویـــند
بی گفت و شنود

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Paiz
Paiz

کشتند بشر را که سیاست این است کردند جهان تبه

کشتند بشر را که سیاست این است
کردند جهان تبه که حکمت این اسـت
در کســوت خـــیرخواهی نــوع بشـــر
زادند چه فتنه ها که مهارت این است

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Paiz
Paiz

زندگي در بردگي شرمندگي است معنــي آزاد بودن زندگــي است

زندگي در بردگي شرمندگي است
معنــي آزاد بودن زندگــي است
ســر كه خـــم گردد به پاي ديگــران
بر تن مــــردان بــود بــار گــران
بندة حق در جهـــان آزاده اســت
مســت وي فارغ زجام و باده است

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Paiz
Paiz

الهی ! اشک چشمی، سوز آهی فروزان خاطــری، روشن نگاهــــی

الهی ! اشک چشمی، سوز آهی
فروزان خاطــری، روشن نگاهــــی
زهرسو بسته شـــــد درهای امید
کلیدی ، رخنه ئی ، راهی پناهی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Ava
Ava

مادرم فرشته است ولی هیچوقت ندیدم پرواز کند

مادرم فرشته است ولی هیچوقت ندیدم پرواز کند

مادرم فرشته است
ولی هیچوقت
ندیدم پرواز کند
زیرابه پایش من را
بسته بود
برادرم را
پدرم را
وهمه ی زندگیش را..
مادر..!
چقدر دنیایت
عاشقانه و زیباست

مشاهده همه ی 3 نظر