بروز رسانی 
رسول / الله بخش
آروم و عادیآروم و عادی
رسول / الله بخش

ای باغ گل خجل از زلف عنبرین بویت

ای باغ گل خجل از زلف عنبرین بویت

ای باغ گل خجل از زلف عنبرین بویت

ای دیده دوستان آواره آن زلف عنبرین بویت

در دشت و صحرا گل و بلبل مست

اندر آن زلف عنبرین بویت

رسول الله بخش

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
رسول / الله بخش
آروم و عادیآروم و عادی
رسول / الله بخش

با حس ویرانی بیا تا بشکند دیوار من چیزی نگفتن

با حس ویرانی بیا تا بشکند دیوار من چیزی نگفتن

با حس ویرانی بیا تا بشکند دیوار من
چیزی نگفتن بهتر از تکرار طوطی وار من

بی جستجو ایمان ما از جنس عادت می شود
حتی عبادت بی عمل وهم سعادت می شود

با عشق آنسوی خطر جائی برای ترس نیست
در انتهای موعظه دیگر مجال درس نیست

کافر اگر عاشق شود بی پرده مومن می شود
چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن می شود

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
رسول / الله بخش
آروم و عادیآروم و عادی
رسول / الله بخش

من گرفتار آن زلف عنبرین بویم من اسیر ناله های

من گرفتار آن زلف عنبرین بویم من اسیر ناله های

من گرفتار آن زلف عنبرین بویم
من اسیر ناله های آن زلف عنبرین بویم
که گیسوان تورا چنین آشفته بافته جانا
من خود خواهم بافت آن را چون اسیر آن زلف عنبرین بویم
یار کو دیار کو دل دیوانه کو جام و باده ساقی کو
من خمار همیشگی آن زلف عنبرین بویم
مجنون چو جنون عشق دید دیوانه شد
من از جنون عشق گذشتم و تشنه آن زلف عنبرین بویم
ز عاشق عاشقی باید ولی جانان من
من عاشق دیوانه آن زلف عنبرین بویم
...رسول الله بخش...

مشاهده همه ی 2 نظر
رسول / الله بخش
آروم و عادیآروم و عادی
رسول / الله بخش

من به خیالی مست خواهم شد من به نگاهی مست

من به خیالی مست خواهم شد من به نگاهی مست

من به خیالی مست خواهم شد
من به نگاهی مست تر خواهم شد
من به ترجمان نگاه تو خیره ام هر دم
من به گمانم مست خواهم شد
گر فتار آن جام و پیمانه ام هر شب
آری من از آن جام و پیمانه سر زلف تو مست خواهم شد
زلف تو چون جام باده نابیست در کشاکش درد
من به سر زلف تو آویخته از پریشانی اش مست خواهم شد
به دریا چه حاجت است این تن آلوده به می
به سر زلف تو پاک خواهم شد و به باده تو مست خواهم شد
....رسول الله بخش...

مشاهده همه ی 2 نظر
رسول / الله بخش
آروم و عادیآروم و عادی
رسول / الله بخش

مرا گویی که رایی من چه دانم چنین

مرا گویی که رایی من چه دانم چنین

مرا گویی که رایی من چه دانم

چنین مجنون چرایی من چه دانم

مرا گویی بدین زاری که هستی

به عشقم چون برآیی من چه دانم

منم در موج دریاهای عشقت

مرا گویی کجایی من چه دانم

مرا گویی به قربانگاه جان‌ها

نمی‌ترسی که آیی من چه دانم

مرا گویی اگر کشته خدایی

چه داری از خدایی من چه دانم

مرا گویی چه می جویی دگر تو

ورای روشنایی من چه دانم

مرا گویی تو را با این قفس چیست

اگر مرغ هوایی من چه دانم

مرا راه صوابی بود گم شد

ار آن ترک ختایی من چه دانم

بلا را از خوشی نشناسم ایرا

به غایت خوش بلایی من چه دانم

شبی بربود ناگه شمس تبریز

ز من یکتا دو تایی من چه دانم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
رسول / الله بخش
آروم و عادیآروم و عادی
رسول / الله بخش

مِي و ميخانه مست و مِي کشان مست زمين مست

مِي و ميخانه مست و مِي کشان مست زمين مست

مِي و ميخانه مست و مِي کشان مست
زمين مست و زمان مست آسمان مست
نسيم از حلقه زلف تو بگذشت
چمن شد مست و باغ و باغبان مست
تا زدم يک جرعه مي از چشم مستت
تا گرفتم جام مدهوشي ز دستت
شد زمين مست، آسمان مست
بلبلان نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست
تو زمزمه ي چنگ و عود مني
تو باده ي جام و سبوي مني
نغمه خفته در تار و پود مني
مايه هستي و هاي و هوي مني
گرچه مست مستم، نه مي پرستم
به هر دو جهان مست عشق تو هستم
تا من چشم مست تو ديدم
ز ساغر عشقت دو جرعه چشيدم
شد زمين مست، آسمان مست
بلبلان نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید