لحظه  بروز رسانی 
azam
azam

ای آنکه مرا برده ای از یاد کجایی؟ بیگانه شدی

ای آنکه مرا برده ای از یاد کجایی؟ بیگانه شدی

ای آنکه مرا برده ای از یاد کجایی؟
بیگانه شدی ، دست مریزاد کجایی؟

در دام توام ، نیست مرا راه گریزی
من عاشق این دام و تو صیاد کجایی؟

محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت
آوار غمت بر سرم افتاد ، کجایی؟

آسودگی ام، زندگی ام ، صبر و قرارم
در راه تو دادم همه بر باد ، کجایی؟

اینجا چه کنم از که بگیرم خبرت را ؟
از عشق تو و مهر تو فریاد ، کجایی؟

دانم که مرا بی خبری می کشد آخر
دیوانه شدم ، خانه ات آباد ، کجایی؟

مشاهده همه ی 3 نظر
azam
azam

دل در بر من زنده برای غم توست بیگانه ی

دل در بر من زنده برای غم توست بیگانه ی

دل در بر من زنده برای غم توست
بیگانه ی خلق و آشنای غم توست

لطفی است که میکند غمت با دل من
ور نه دل تنگ من ، چه جای غم توست

مشاهده همه ی 1 نظر
azam
azam

از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی

از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی

از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی

با چون منی به غیر محبت روا نبود



https://facenama.com/redirect.php?u...428503.mp3

مشاهده همه ی 4 نظر
azam
azam

بعضی آدمها را نمیشود داشت فقط میشود ی جور خاصی

بعضی آدمها را نمیشود داشت فقط میشود ی جور خاصی

بعضی آدمها را نمیشود داشت
فقط میشود ی جور خاصی دوستشان داشت
بعضی ها اصلا برای این نیستند ، که همیشه برای تو باشند ، یا تو برای آنها !
اصلا شاید به آخرش هم فکر نمیکنی...
آنها برای اینند که دوستشان بداری!
آن هم نه دوست داشتن معمولی، نه حتی عشق،...
یک جور خاص دوست داشتن که اصلا کم هم نیست...
این بعضی ها حتی وقتی کمرنگ هم میشوند ، باز هم در کنج دلت تا ابد یک جور خاص دوست داشته خواهند شد.

دلدادگــی
مشاهده همه ی 5 نظر
azam
azam

یا ز لبت کنم طلب ، قیمت خون خویشتن

یا ز لبت کنم طلب ، قیمت خون خویشتن

یا ز لبت کنم طلب ، قیمت خون خویشتن

یا به تو واگذارم این ، جسم به خون تپیده را

مشاهده همه ی 4 نظر
tanha
tanha

ای در این حادثه ها؛ نام تو آرامش من ای

.

ای در این حادثه ها؛ نام تو آرامش من
ای حواست به من و حالِ دل سرکش من!
ای خیال خوش لبخند تو؛ امنیت من…
ای تو همسایه و هم گریه و هم صحبت من

دلتنگ توام که به داد دلم برسی
تا عشق تو را نفسی، ندهم به کسی

دلتنگ توام؛ دلتنگ توام

من گمشده ام! تو مرا به خودم برسان…
تا با نفست بتپد، دل تنگ جهان
هی نبض زمان ای قلب جهان

قامت عشق؛ در آیینه ماه افتاده
بر دلم شوری از این عشق، به راه افتاده
میشود دور تر از چشم جهان دور تو گشت
ای که تنهایی تنها به تو باید برگشت…

دلتنگ توام که به داد دلم برسی
تا عشق تو را نفسی، ندهم به کسی

دلتنگ توام؛ دلتنگ توام

من گمشده ام! تو مرا به خودم برسان…

تا با نفست بتپد، دل تنگ جهان
هی نبض زمان ای قلب جهان

حجت اشرف زاده - دلتنگ توام

مشاهده همه ی 1 نظر