لحظه  بروز رسانی 
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

جان پس از عمری دویدن لحظه‌ای آسوده بود عقل

جان پس از عمری دویدن لحظه‌ای آسوده بود عقل

جان پس از عمری دویدن
لحظه‌ای آسوده بود
عقل سرپیچیده بود از
آنچه دل فرموده بود
عقل با دل روبه‌رو شد
صبح دلتنگی بخیر !
عقل بر میگشت راهی را
که دل پیموده بود
"فاضل نظری"
........
https://hw3.cdn.asset.aparat.com/apar..._81320.mp4

مشاهده همه ی 11 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

و پنهان کردنِ آسمان پشت میله‌های قفس آسان نیست

و پنهان کردنِ آسمان پشت میله‌های قفس آسان نیست

و پنهان کردنِ آسمان
پشت میله‌های قفس
آسان نیست !... ^_^ ❤


http://dl.rasanejavan.com/rasane/13...520128.mp3
...........
من که نیستم...
اما خودت حواست باشد...
قبل ازخواب خودت را بارها ببوسی.. .
خودت را نوازش کنی ....
آرام با موهای نرم خودت بازی کنی تا خوابت بگیرد.. .
آرام مژه های خودت را...
آن جادوهای بیصدای مهلک را ، ببوسی... .
آرام دست بکشی روی کتف برهنه خودت و از بوی تنت..
عطر گندم خام - مست شوی.. .
که نفسهای خودت را بشماری تا صبح ...
آرام زیر گوش خودت شعر بخوانی ...
آرام کف دستهای خودت را ببوسی..
آن نرمه های خواستنی معطر عزیز را.. .
من که نیستم... ،
یادت باشد وقتی خوابی به خودت مسیج بدهی و..
قربان صدقه خودت بروی ،...
صبح که بیدار شدی ببینی و دلت گرم شود ....
یادت باشد این شبهای دزد پاییز روی خودت پتوی نازک بیندازی.. سرما نخوری یک وقت ، من نیستم مراقبت باشم ....
من که نیستم ....
اما خودت حواست باشد از بودن کنار خودت لذت ببری... .
از هر ثانیه اش.. .
از هر نفسش ...
از هر اتفاق ساده اش ..
از هر حرفش ...
من که نیستم ...

من یك گوشه دیگر دنیا سرگرم زوالم... : )
این شبها ، خودت حواست باشد مبتلای خودت باشی ......

+خوشبحال دنیا که تو رو داره...
خوشبحال خودت که در کنار خودتی..

++ اهنگ : ) آخ اهنگ...

مشاهده همه ی 20 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

غروب مهمه، دریا مهمه، دوییدن لب دریا با کسی

.....

غروب مهمه،
دریا مهمه،
دوییدن لب دریا با کسی که دوستش داری مهمه،
چون تو مهمی....!
من از بچگیم فقط با خونواده و مامان بزرگ / پدربزرگ اومدم لب دریا...
هیچوقت ناراحت نبودم، لب دریا تنها نموندم،
تا حالا بغض نداشتم، دلم برای کسی تنگ نشده، غصه نبوده توو دلم، عکس یادگاری زیاد گرفتم، خوشحال بودم همیشه...!
عکسِ کارتِ نامزدی مامان و بابام منو یاد همینجا میندازه،
سمت راست تصویر دریا آرومه و خورشید داره غروب میکنه، دستاشون توو دست همدیگه اس و به سمت خورشید حرکت می‌کنند...
به اصطلاح عکاسی میگن عکس ضد نور،
سوژه های ما تاریک می‌شوند چون به سمت نور حرکت می‌کنند...✨
لب ساحل کنارت میدوویدم، برمیگشتم به امن ترین و خوشحال ترین نقطه زندگیم نگاه میکردم....
ساحلِ امنِ آرومِ من ❤

مشاهده همه ی 31 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

تواِ لعنتی؛ خوب میدونستی برای اینکه زندگی یکی بعد رفتنت

تواِ لعنتی؛ خوب میدونستی برای اینکه زندگی یکی بعد رفتنت
....

تواِ لعنتی؛
خوب میدونستی برای اینکه زندگی یکی بعد رفتنت دیگه پا نگیره باید چیکار کنی...
خوب میدونستی که ساعت دو ظهر وقتِ دوستت دارم گفتنه
نه یک شب،
که دوستت دارمِ دو ظهر وسطِ اون همه شلوغی فرقش با باقی دوستت دارما فرقه زمینِ تا آسمون...
تو خوب میدونستی که باید دستشو بگیری بذاری رو سینت،
بذاری حس کنه صدای قلبتو با کفِ دستاش
بعد آروم تو فاصله یک سانتیش یه جور که نفسات بخوره تو صورتش بگی که نباشی این صدا رو کف دستای هیچکس لمس نمیکنه دیگه...
تو خوب میدونستی
باید تو مریضی یکیو بغل کنی،
تو مریضی صورتشو با دستات قاب بگیری و بگی که چشماش بهترین پرتره ی دنیاست...
تو خوب میدونستی وقتی رو موهای از بارونِ خیسِ یکی داغی لباتو بذاری
و به جایِ خودت به فکر نلرزیدن تن اون باشی،
کارشو تموم کردی...
تو خوب میدونستی موقعی که آدم سرشو میندازه پایین و با دستاش بازی میکنه
فقط نیاز داره به یه گرما،یه امنیت و یه حصار که دور تا دور تنشو محاصره کنه...
تو خوب میدونستی برای کشتن حس من چیکار کنی،
برای دیگه نچسبیدن دوستت دارم به دل و جونم،
برای دیگه نلرزیدن دلم از تپشای قلب کسی،
برای دوباره دیوونه ی چشمای کسی نشدن...
تو خوب میدونستی برای تموم کردنِ آرامش گرفتن از امن شونه های یکی باید چیکار کنی...
تو همه چیو خوب میدونستی
و من نمیدونستم که
اونایی که همه چیو خوب بلدن
رفتنو از همه بهتر بلدن...

مشاهده همه ی 29 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

خواستم شبت رو بخیر کنم بغض گلوم رو گرفت، تعدادش

خواستم شبت رو بخیر کنم بغض گلوم رو گرفت، تعدادش

خواستم شبت رو بخیر کنم
بغض گلوم رو گرفت، تعدادش از دستم در رفته اما تو شبای زیادی رو
بی من خوابیدی
من ولی نه
هیچ کدوم از شبایی که نبودی بخیر نشده
تا صبح با دلتنگی ات حرف زدم
گله کردم از تنهایی هام،
اشک ریختم از حسرت نبودنت
ولی نمیشه،
نمیشه تو این تاریکی گشت و پیدات کرد
نمی تونم حالیت کنم دل تنگ صداتم
دلتنگ اینکه بگی
تاریکی ترس نداره تا وقتی من هستم...
این شبا تاریکی از هرچیزی وحشتناک تره
نیستی که نترسم
نیستی که به بهونه ترسو بودنم بیام تو بغلت
امشب باز این لعنتی زد به سرش که بهت بگه
هنوز عطر موهام رو بوش نکردی چطوری خوابت برد؟
هنوز یه دل سیر به چشمام نگاه نکردی که دلت آروم بگیره
اما ترسیدم
از اینکه تموم این شبا، یکی هست تا حواسش به خستگی و بی خوابی تو باشه
یکی که دل نگرونی های منو از یاد تو برده،
من دلم می خواد دلتنگ بمونم
اما باد به گوشم نرسونه
دستات قفل شده تو خرمن موهای کسی...!!

مشاهده همه ی 21 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

به خودم که اومدم دیدم یکی دقیقا وسط زندگیم وایستاده

به خودم که اومدم دیدم یکی دقیقا وسط زندگیم وایستاده

به خودم که اومدم دیدم یکی دقیقا وسط زندگیم وایستاده
همونجا که روزمرگی پدرمو در آورده بود
که گیج و منگ بودم
یکی اومدکه بشه شب و روزم
پنجره رو می بست می گفت سوز میاد تنها باشی قلبت یخ می کنه
اومد که تنها نباشم
تا خود صبح حرف می زد برام
تا خود صبح صداش می پیچید تو گوشم
یه جورایی شد خود من
یادته؟
من با تو خیابون به خیابونُ گشتم
کافه به کافه خاطره ساختم
حتی وقتی نبودی رفتم سراغ خیالت
می دونی آدم کارش برسه به اینکه با خیال طرف حرف بزنه یعنی چی؟
انقدر سرگرم خیالت شدم که سر برگردوندم دیدم داری میری!
جا خوردم؟
نه زیاد، مدلت از همون اول مدل موندن نبود اما من دلم خواست دل بدم
مثل اومدنت بی خبر و یهویی نرفتی
داشتی رفتن رو به خوردم می دادی،
مثل وقتی به یکی زهرمار میدی بخوره
میدونه تلخه اما مجبوره
مجبور بودم
نشستم قدمات رو شمردم
یک، دو، سه، چهار، پنج
برو تا وقتی نتونم بشمارم..
تا حالا با یه اسمی که از یه آدم مونده نشستی درد و دل کنی؟
دیدم داری میری ها ولی خب نمی شد کاری کرد
تو از اوناش بودی که یهو تو زندگی یه نفر پیداشون میشه،که زیر و رو می کنن
که میان بد عادتشون می کنن
بعد آروم آروم میرن
زندگی لعنتی من داشت یه جوری می گذشت اما تو اومدی
عادتم دادی که داشته باشمت،
انقد داشتمت که به مغز دیوونه ام نرسید شاید بری
حالا هم انقدر ندارمت که بازم مغز دیوونه ام داره میگه نکنه بیاد؟!
مسخره است نه؟!
تو که شبا تو سقف اتاق شکل لبخند نکشیدی
تو که از پشت گوشی چشماشو نبوسیدی که راحت بخوابی
زندگی من قبل اومدنت صبح هاش شب می شد
شباش صبح
زندگی من بعد تو صبح هاش شب میشه
اما شباش...
لعنتی شباش...!!

مشاهده همه ی 22 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

من هنوز داشتم باهات حرف می‌زدم که رفتی، هنوز داشتم می‌گفتم

من هنوز داشتم باهات حرف می‌زدم که رفتی، هنوز داشتم می‌گفتم
....

من هنوز داشتم باهات حرف می‌زدم که رفتی، هنوز داشتم می‌گفتم چی دوس دارم و از چی بدم میاد
تازه اول راه بودیم، تازه داشتم میشناختمت و تازه داشتی یاد میگرفتی وقتی از خواب بیدار میشم نباید ازم توقعِ لبخند داشته باشی
تازه داشتیم به اونجا میرسیدیم که توو یه لیوان یا از یه نِی آبمیوه بخوریم
تازه داشت سایزِ لباست دستم میومد که بدونِ اینکه باشی اون چیزی که دلم میخواد برات بخرم
تازه داشتی متوجه میشدی که وقتی میگم: حوصله ندارم ولم کن، باید بچسبی بهم و نذاری حتی یه ثانیه تنها بمونم
تازه قرار بود باهم بریم سفر، میخواستم چمدونِ دونفره ببندم
بستنِ چمدونِ دو نفره خیلی جذابه، مثلا کنار شومیزای گل گلی شلوارکای چهار خونه هست و کنار جورابای طوسی و مشکی پاپوشای قزمز و صورتی
میدونی به سن نیست
به مدت نیست
اینکه چن ماه باشه یا چن سال
ما تازه اولاش بودیم
هنوز خیلی کارا نکرده بودیم
هنوز تو چشمای پف آلود منو بلافاصله بعد از خواب ندیده بودی
هنوز من به خاطر خر و پف کردنت بالشو نذاشته بودم رو گوشام
هنوز...
من داشتم باهات حرف میزدم که رفتی
راستی حواست پرتِ چی شد؟
دلت دنبالت کی رفت؟
اصن چرا رفتی؟

مشاهده همه ی 58 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........
نه، اشتباه نمیدیدم
...

...



نه، اشتباه نمیدیدم
گرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اشتباه میبینید!
اما نه!
خودش بود
داشت شانه به شانه غریبه ای راه می آمد!
نه برای او
برای من غریبه بود
اما دستانش را نگرفته بود
آخر با من که بود دستم را ول نمیکرد که، خیس میشد دستمان اما ول کنیم؟ عمرا!
صورتش ذوق نداشت، آرایش داشت، موهایش را هم رنگ کرده بود...موهایش....موهایش باشد برای بعد، حرف دارم!
آرایش داشت اما صورتش سرد بود، خیره بود
راستش با من که به خیابان میزدیم چشم و ابرویش شلوغ میکردند، صورتش با دماغ و گوش و پلک و ابرو همه با هم میخندیدند
اما ساکت بود، خیره بود
این خستگی از پشت آرایش غلیظ اش داد میزد
معلوم بود روزی هزار و صد بار کسی نمیگوید ای به قربان آن چشمان مورب ات
گیسو نمیبافد وُ رژ بیرون زده ازگوشه ی لبش را پاک نمیکند
وسط جمع چشم غره نمیرود که دکمه ی مانتوات را ببند، آرام بخند...آخرش هم بگوید میخواستی انقدر خوشگل نباشی...به من چه !؟
نه این یارو مال این حرف ها نبود
عزیزم این یارو اصلا دستهایت را وسط خیابان به صورتش نزدیک کرده و بو کشیده !!؟
این یارو ؟
مردک تا چشمش به برجستگی زنی میخورد کم میماند دندان روی لب بکشد!
حق داری دستانش را نگیری!
من خیلی پسر بوقی بودم!
در اوج تنهاییمان حتی به لب هایش یورش نمیبردم
ها چرا
چند باری فقط قطرات باران را از روی لب هایش نوشیدم
نوشیدن که هوس نداشت
مستی داشت ولی هوس نه!
اما بوسیدن لب هوس داشت و اعوذبالله مِن هوس! با من که بود فقط پیشانی اش را میبوسیدم.
پیشانی اش آرام وملایم!
انقدر آرام که چشمانش را باز نمیکرد و میگفت تمام شد؟!
میگفتم آری بانو تمام شد
تنها چیزی که در صورتش یافتم همان بوسه های پیشانی بود و لاغیر!
رد بوسه ام را جا گذاشته بودم و ای لعنت بر من!
لعنت که مسیرم به این خیابان افتاد و دل جفتمان ریش شد!
دید مرا که ای کاش نمیدید!
دید که دارم شانه به شانه ی دیگری راه می آیم
دید که خال لب دارد
دید که گردنبند فیروزه ای انداخته
دید که چقدر شبیه خودش است!
و دید که دستانش را نگرفته ام!
شاید من هم یکی بودم مثل همان مردک!
مثل تمام یارو های شهر!
راستش
مردها
فقط یک بار میتوانند آن همه دیوانه باشند.
موهایش؟!
هیچ...موهایش را کوتاه کرده بود
آخر میدانست
فقط من میتوانم دو ساعت وقت بگذارم و آن موهای بر هم ریخته و فرفری را مرتب کنم !!
مردها ؟!
مردها فقط یک بار جنون را زندگی میکنند
جنون؟
نمیدانم
شاید تو را دیدن و دوستت دارم نگفتن هم جنون باشد
دوستت دارم ؟!
آسمان که بدون باران نمیشود!
باران ؟!
خاطره
خاطره ؟!
بوی موی تو
بویِ مویِ تو هر چند کم پشت، خیابان را برداشته بود!

دلداده همیــشگیـ
مشاهده همه ی 30 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

چطوریه که من هوس پاییز کردم؟! هوس راه رفتن رو

چطوریه که من هوس پاییز کردم؟! هوس راه رفتن رو
گل یا پوچ ...

چطوریه که من هوس پاییز کردم؟!
هوس راه رفتن رو برگا و شنیدن صدای له شدنشون؟
که قد یه خیابونو باهات بیام اما حرف نزنیم غرق بشیم تو بودن هم،
یواشکی هی نگام کنی تا قند تو دلم آب بشه،
سوز پاییز بشینه به جونم بهونه بده به تو تا بغلم کنی، آروم موهامو بزنی پشت گوشم تو فاصله نیم سانتی برام زمزمه کنی
مهم نیست چی میگی مهم اینه هستی بغلم کردی و من دارم به صدات گوش میدم
مهم اینه بارون بزنه عطر موهامو بذاره رو شونه هات
عطر تنتو جا بذاره رو تن من...
دلم پاییز می خواد که زودی هوا تاریک بشه گم بشیم
تو سیاهی شب هیچکی نتونه پیدامون کنه
یلدا بشه هرشبش با تو،
نه یه دقیقه یه عمر کش بیادو تموم نشه!
دلم هوای سرد می خواد با دستای تو
که یادم بره نوک انگشتام یخ زده و نمیشه تکونش داد
که شال گردنتو جدا کنی بندازی دور گردن من، محکمش کنی که رد بوسه هام روی رج به رجش بمونه برای شبای تنهاییت...
دلم بدجوری هوس پاییز کرده با تو...!!

مشاهده همه ی 41 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

اگه الان اینجا بودی برات شعر میخوندم میخوندم:

اگه الان اینجا بودی برات شعر میخوندم میخوندم:
...

اگه الان اینجا بودی
برات شعر میخوندم
میخوندم:
در لباس آبی از من بیشتر دل می‌بری‌
آسمان وقتی که می‌پوشی کبوتر می‌شوم‌
بعد میخندیدی میگفتی: من چی بپوشم که از نظر تو دلبر نباشم؟!
اگه الان اینجا بودی بازم واست لوس میشدم و هی میپرسیدم
_اگه حرف بودم؟
+عشق!
_اگه شهر بودم؟
+مالدیو
_اگه ....
اگه الان اینجا بودی، بازم یهو میپریدم بغلت و سرمو فرو میکردم تو گردنت و تو دلم بغض میکردم... تموم بغض ها و اشکهامو تو آغوشت از یاد میبردم....
اگه الان اینجا بودی، چشمهام از ته دل میخندیدن...
اگه الان اینجا بودی، خم میشدی موهامو بوس میکردی و میخوندی یار جون جونی، تو دیگه مالِ منی!
اگه الان اینجا بودی، بهم نگاه میکردیم و میگفتیم:
تو از کجا پیدات شد!
...اهنگ کی بهتر از تو با نوازنندگی و صدای گرم و دلنشین دوست عزیزم@ali_sheyton۸

دلداده همیــشگیـ
مشاهده همه ی 46 نظر