لحظه  بروز رسانی 
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

من هنوز داشتم باهات حرف می‌زدم که رفتی، هنوز داشتم می‌گفتم

من هنوز داشتم باهات حرف می‌زدم که رفتی، هنوز داشتم می‌گفتم
....

من هنوز داشتم باهات حرف می‌زدم که رفتی، هنوز داشتم می‌گفتم چی دوس دارم و از چی بدم میاد
تازه اول راه بودیم، تازه داشتم میشناختمت و تازه داشتی یاد میگرفتی وقتی از خواب بیدار میشم نباید ازم توقعِ لبخند داشته باشی
تازه داشتیم به اونجا میرسیدیم که توو یه لیوان یا از یه نِی آبمیوه بخوریم
تازه داشت سایزِ لباست دستم میومد که بدونِ اینکه باشی اون چیزی که دلم میخواد برات بخرم
تازه داشتی متوجه میشدی که وقتی میگم: حوصله ندارم ولم کن، باید بچسبی بهم و نذاری حتی یه ثانیه تنها بمونم
تازه قرار بود باهم بریم سفر، میخواستم چمدونِ دونفره ببندم
بستنِ چمدونِ دو نفره خیلی جذابه، مثلا کنار شومیزای گل گلی شلوارکای چهار خونه هست و کنار جورابای طوسی و مشکی پاپوشای قزمز و صورتی
میدونی به سن نیست
به مدت نیست
اینکه چن ماه باشه یا چن سال
ما تازه اولاش بودیم
هنوز خیلی کارا نکرده بودیم
هنوز تو چشمای پف آلود منو بلافاصله بعد از خواب ندیده بودی
هنوز من به خاطر خر و پف کردنت بالشو نذاشته بودم رو گوشام
هنوز...
من داشتم باهات حرف میزدم که رفتی
راستی حواست پرتِ چی شد؟
دلت دنبالت کی رفت؟
اصن چرا رفتی؟

مشاهده همه ی 3 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........
نه، اشتباه نمیدیدم
...

...



نه، اشتباه نمیدیدم
گرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اشتباه میبینید!
اما نه!
خودش بود
داشت شانه به شانه غریبه ای راه می آمد!
نه برای او
برای من غریبه بود
اما دستانش را نگرفته بود
آخر با من که بود دستم را ول نمیکرد که، خیس میشد دستمان اما ول کنیم؟ عمرا!
صورتش ذوق نداشت، آرایش داشت، موهایش را هم رنگ کرده بود...موهایش....موهایش باشد برای بعد، حرف دارم!
آرایش داشت اما صورتش سرد بود، خیره بود
راستش با من که به خیابان میزدیم چشم و ابرویش شلوغ میکردند، صورتش با دماغ و گوش و پلک و ابرو همه با هم میخندیدند
اما ساکت بود، خیره بود
این خستگی از پشت آرایش غلیظ اش داد میزد
معلوم بود روزی هزار و صد بار کسی نمیگوید ای به قربان آن چشمان مورب ات
گیسو نمیبافد وُ رژ بیرون زده ازگوشه ی لبش را پاک نمیکند
وسط جمع چشم غره نمیرود که دکمه ی مانتوات را ببند، آرام بخند...آخرش هم بگوید میخواستی انقدر خوشگل نباشی...به من چه !؟
نه این یارو مال این حرف ها نبود
عزیزم این یارو اصلا دستهایت را وسط خیابان به صورتش نزدیک کرده و بو کشیده !!؟
این یارو ؟
مردک تا چشمش به برجستگی زنی میخورد کم میماند دندان روی لب بکشد!
حق داری دستانش را نگیری!
من خیلی پسر بوقی بودم!
در اوج تنهاییمان حتی به لب هایش یورش نمیبردم
ها چرا
چند باری فقط قطرات باران را از روی لب هایش نوشیدم
نوشیدن که هوس نداشت
مستی داشت ولی هوس نه!
اما بوسیدن لب هوس داشت و اعوذبالله مِن هوس! با من که بود فقط پیشانی اش را میبوسیدم.
پیشانی اش آرام وملایم!
انقدر آرام که چشمانش را باز نمیکرد و میگفت تمام شد؟!
میگفتم آری بانو تمام شد
تنها چیزی که در صورتش یافتم همان بوسه های پیشانی بود و لاغیر!
رد بوسه ام را جا گذاشته بودم و ای لعنت بر من!
لعنت که مسیرم به این خیابان افتاد و دل جفتمان ریش شد!
دید مرا که ای کاش نمیدید!
دید که دارم شانه به شانه ی دیگری راه می آیم
دید که خال لب دارد
دید که گردنبند فیروزه ای انداخته
دید که چقدر شبیه خودش است!
و دید که دستانش را نگرفته ام!
شاید من هم یکی بودم مثل همان مردک!
مثل تمام یارو های شهر!
راستش
مردها
فقط یک بار میتوانند آن همه دیوانه باشند.
موهایش؟!
هیچ...موهایش را کوتاه کرده بود
آخر میدانست
فقط من میتوانم دو ساعت وقت بگذارم و آن موهای بر هم ریخته و فرفری را مرتب کنم !!
مردها ؟!
مردها فقط یک بار جنون را زندگی میکنند
جنون؟
نمیدانم
شاید تو را دیدن و دوستت دارم نگفتن هم جنون باشد
دوستت دارم ؟!
آسمان که بدون باران نمیشود!
باران ؟!
خاطره
خاطره ؟!
بوی موی تو
بویِ مویِ تو هر چند کم پشت، خیابان را برداشته بود!

مشاهده همه ی 6 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

چطوریه که من هوس پاییز کردم؟! هوس راه رفتن رو

چطوریه که من هوس پاییز کردم؟! هوس راه رفتن رو
گل یا پوچ ...

چطوریه که من هوس پاییز کردم؟!
هوس راه رفتن رو برگا و شنیدن صدای له شدنشون؟
که قد یه خیابونو باهات بیام اما حرف نزنیم غرق بشیم تو بودن هم،
یواشکی هی نگام کنی تا قند تو دلم آب بشه،
سوز پاییز بشینه به جونم بهونه بده به تو تا بغلم کنی، آروم موهامو بزنی پشت گوشم تو فاصله نیم سانتی برام زمزمه کنی
مهم نیست چی میگی مهم اینه هستی بغلم کردی و من دارم به صدات گوش میدم
مهم اینه بارون بزنه عطر موهامو بذاره رو شونه هات
عطر تنتو جا بذاره رو تن من...
دلم پاییز می خواد که زودی هوا تاریک بشه گم بشیم
تو سیاهی شب هیچکی نتونه پیدامون کنه
یلدا بشه هرشبش با تو،
نه یه دقیقه یه عمر کش بیادو تموم نشه!
دلم هوای سرد می خواد با دستای تو
که یادم بره نوک انگشتام یخ زده و نمیشه تکونش داد
که شال گردنتو جدا کنی بندازی دور گردن من، محکمش کنی که رد بوسه هام روی رج به رجش بمونه برای شبای تنهاییت...
دلم بدجوری هوس پاییز کرده با تو...!!

مشاهده همه ی 34 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

اگه الان اینجا بودی برات شعر میخوندم میخوندم:

اگه الان اینجا بودی برات شعر میخوندم میخوندم:
...

اگه الان اینجا بودی
برات شعر میخوندم
میخوندم:
در لباس آبی از من بیشتر دل می‌بری‌
آسمان وقتی که می‌پوشی کبوتر می‌شوم‌
بعد میخندیدی میگفتی: من چی بپوشم که از نظر تو دلبر نباشم؟!
اگه الان اینجا بودی بازم واست لوس میشدم و هی میپرسیدم
_اگه حرف بودم؟
+عشق!
_اگه شهر بودم؟
+مالدیو
_اگه ....
اگه الان اینجا بودی، بازم یهو میپریدم بغلت و سرمو فرو میکردم تو گردنت و تو دلم بغض میکردم... تموم بغض ها و اشکهامو تو آغوشت از یاد میبردم....
اگه الان اینجا بودی، چشمهام از ته دل میخندیدن...
اگه الان اینجا بودی، خم میشدی موهامو بوس میکردی و میخوندی یار جون جونی، تو دیگه مالِ منی!
اگه الان اینجا بودی، بهم نگاه میکردیم و میگفتیم:
تو از کجا پیدات شد!
...اهنگ کی بهتر از تو با نوازنندگی و صدای گرم و دلنشین دوست عزیزم@ali_sheyton۸

مشاهده همه ی 32 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

بارالهی اجلم را تو به تاخیر انداز

بارالهی اجلم را تو به تاخیر انداز

بارالهی

اجلم را تو
به تاخیر انداز

چند روزی است
دلم تنگ محرم شده است

مشاهده همه ی 12 نظر
rozhan
rozhan

تـــــــــــــاوان با صـــدای ؏ــــــلے اڪبر رضایے همون آوای فیس خودمون

تـــــــــــــاوان با صـــدای ؏ــــــلے اڪبر رضایے همون آوای فیس خودمون
Tavan

تـــــــ{-113-}ــــــاوان با صـــدای ؏ــــــلے اڪبر رضایے همون آوای فیس خودمون داغ داغه آهنگش، با ا؏ـماق جـــان بشنویدو لـــذت ببرید{-102-}

مرسے ؏ـلے مث همیشه ؏ـالــــے بود صدات{-64-}
خوب دوستان گلــ{-41-}ـــم حالا نوبت ماست ڪه ازش حمایت ڪنیم تا ڪارش دیده بشه و خستگیش رفـ؏ شه فقط ڪافیه ڪه پستو نشـــر بزنید و دوستاتونو خطاب بزنیدمچڪــــرم{-124-}
@mastemast

مشاهده همه ی 380 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

من برگشتم به همون خیابون نگو دوره، نگو نیومدم

من برگشتم به همون خیابون نگو دوره، نگو نیومدم
...

من برگشتم به همون خیابون
نگو دوره، نگو نیومدم
من تو خیالم هنوز اونجام هنوز عطر بارونو نفس می کشم
مچاله میشم تو کاپشنی که چند سایز برام بزرگ تره و یه جوری نگاهت می کنم که انگار می دونم تا ته این خیابونو برم دیگه بر نمی گردم بهش
برنمی گردم به تو...
من تو همون خیابونم ولی یه فصل زرده،
یه دل تنگه که نشسته شاید سایه ی خیالت، هوایی عطر بارونش بشه
دوباره گمم کنه تو یه لبخند، تو یه نگاهی که سخت کنده شد
می دونی!
بازم بهار میشه،
دوباره مثل همون شب بارون میزنه،
شاید بازم دونفر بی صدا بهم دل بدن
ولی خدا می دونه به من و این خیابون بدون تو قراره چی بگذره...!!

مشاهده همه ی 29 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

من همان راز مگوی تو ام همان که پنهانم کرده

من همان راز مگوی تو ام همان که پنهانم کرده

من همان راز مگوی تو ام
همان که پنهانم کرده ای در چشم هایت
دهانت را محکم بسته ای که
از زبانت جاری نشوم
می ترسی از اینکه بر ملا شوم
از اینکه دوباره تکرارم کنی
شاید از خاطره ها می ترسی
از اینکه تعدادشان روز به روز زیاد تر شوند
و جایی که من نیستم حالت را بگیرد
دلهره داری که نباشم
بروم و تنها بمانی
شاید تو یک روز سر دلت را برای نوه ات باز کردی
وقتی موهایش را می بافی
پرت می شوی به من، خودت را لا به لای موهای من پیدا می کنی
لابه لای عطر نفس هایم
تپش قلبم
مجبور می شوی به من برگردی
و تکرارم کنی
بارها و بارها
موهایش را که بافتی چانه ات را لمس می کنی
همانجایی که من امانت گرفته بودمش
که بوسه هایم را آنجا می گذاشتم
در چشم هایش نگاه که می کنی
یک دختر ساده اما شیطان را می بینی
که هوس کرده در بالکن
موهای تازه بافته شده اش را باز کند و به دست باد بدهد
و توئی که این صحنه را تاب نمی آوری
از پشت بغلش می کنی
می گویی:
نکن جانم
یک شهر را با عطر موهایت دیوانه نکن.
تو می توانستی مرا در این روزهای بی حوصلگی ات هنوز هم داشته باشی
اگر آشکارم می کردی
اگر شجاعتش را می داشتی
من کنارت بودم
با همان عاشقانه های
خصوصی دونفره مان
من همان راز مگویم
که با هیچ نگفتی...!!

مشاهده همه ی 24 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

میدونی دلبر نبودنت سخته؛ رفتنت سخته، نداشتنت

میدونی دلبر نبودنت سخته؛ رفتنت سخته، نداشتنت
.....

میدونی دلبر
نبودنت سخته؛
رفتنت سخته،
نداشتنت سخته،
اصلا زنده بودنِ منِ بی تو خیلی سخته...
اما میدونی چی بیشتر از همه دیوونم میکنه؟!
دوست دارم بدونم الان "جانِ دلم" گفتنات مالِ کیه!؟
میدونی، هنوزم دلم میخاد هی اسمتو صدا کنم
تو هم هی از تهِ دل بگی : "جانِ دلم" !
بخندم بگم: هیچی، فقط میخاستم صدات کنم...
یه لبخند اطمینان بخش بزنی و بگی: یادت نره جانِ دلم هام فقط مال توئه ها،
فقط مال تو!!
دلبر....
بهم بگو جانِ دلم گفتن هات هنوزم فقط مال منه!؟

مشاهده همه ی 4 نظر
رویا...........
آروم و عادیآروم و عادی
رویا...........

هرکسی در دلش کوچه ای دارد که بعد از

هرکسی در دلش کوچه ای دارد که بعد از

هرکسی در دلش کوچه ای دارد
که بعد از سال ها هنوز خاطراتش چنگ
میزند گلویش را....

مشاهده همه ی 9 نظر