لحظه  بروز رسانی 
SAMIAR
خوشتیپخوشتیپ
SAMIAR

سلام به دوستان.یه تصویر ذهن منو درگیر کرده.می خوام بدونم برای

سلام به دوستان.یه تصویر ذهن منو درگیر کرده.می خوام بدونم برای

سلام به دوستان.یه تصویر ذهن منو درگیر کرده.می خوام بدونم برای یک صحنه از فیلم یا نه؟چون که چهره تصویر شبیه کامرون دیاز بازیگر هالیوودیه.مننونمیشم اگه کمک کنید برای فهمیدن این موضوع

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید

می گن شبا فرشته ها از آرزوی آدماقصه می گن واسه

می گن شبا فرشته ها از آرزوی آدما
قصه می گن واسه خدا
خدا کنه همین حالا رویای تو هرچی باشه گفته بشه پیش خدا


مشاهده همه ی 2 نظر
رضا
رضا

مردها، این پسرکوچولوهای ریش‌دارهیچ‌وقت موجودات پیچیده‌ای نبوده‌اندپیچیده‌ترین‌شان نهایتا س

مردها، این پسرکوچولوهای ریش‌دارهیچ‌وقت موجودات پیچیده‌ای نبوده‌اندپیچیده‌ترین‌شان نهایتا س

مردها، این پسرکوچولوهای ریش‌دارهیچ‌وقت موجودات پیچیده‌ای نبوده‌اندپیچیده‌ترین‌شان نهایتا سیگار می‌کشند و می‌نویسند یا رییس‌جمهور می‌شونداما زن که نمی‌شوند…مردها موجودات قدرتمندی هستندهرچقدر محکم در آغوش بگیری‌شان اذیت یا تمام نمی‌شوندزورشان به در کنسروها، وزنه های سنگین و غُرغرهای زنانه خوب می‌رسدتازه پارک دوبل‌شان هم بهتر است…مردها پسربچه هایی قوی‌انداما نه آن‌قدر قوی که بی‌توجهی را تاب بیاورند!نه آن‌قدر قوی که بدون «دوستت دارم»های زنی شب راحت بخوابند!نه آن‌قدر قوی که خیال فردای بچه‌ها از پای درشان نیاورد!نه آن‌قدر قوی که زحمت نان پیرشان نکند!مردها پسربچه‌هایی قوی‌اندکه اگر در آغوش‌شان نگیری و ساعت‌ها پای پرحرفی‌های پسرکوچولوی درون‌شان ننشینیترک می‌خورندو آن‌قدر مغرورند که اگر این ترک هزاربار هم تمام‌شان کند، آخ نگویند...فقط بمیرند!آن‌هم طوری که آب از آب تکان نخورد و مثل همیشه از سرکار برگردند و شام بخورند…فقط پسرکوچولوی سربه‌هوای درون‌شان را می‌برند گوشه‌ای از وجودشان دفن می‌کنندو باقی عمر را جلوی تلویزیونپشت میز اداره یا دخل مغازهدر حسرتش می‌نشینند.هوای «پسرکوچولوهای ریش‌دار» زندگی‌تان را داشته باشیدآن‌ها راه زیادی را از پسربچگی‌شان آمده‌اندتا مرد رویاها باشند.دنیا بدون «دوستت دارم» با صدایی مردانهجای ناامن و ترسناکی ست…دنیا بدون صاحبان کفش‌های ۴۲ و بزرگ‌ترردپای خوشبختی را کم دارد...

مشاهده همه ی 719 نظر
SAMIAR
خوشتیپخوشتیپ
SAMIAR

بايد باور کنيم تنهایی تلخ‌ترين بلاي بودن نيستچيزهاي بدتري هم

بايد باور کنيم تنهایی تلخ‌ترين بلاي بودن نيستچيزهاي بدتري هم


بايد باور کنيم

تنهایی تلخ‌ترين بلاي بودن نيست
چيزهاي بدتري هم هست،

روزهاي خسته‌اي
که در خلوت خانه پير مي‌شوی
و سال‌هايي
که ثانيه به ثانيه از سر گذشته است

تازه پي مي‌بريم
که تنهايي
تلخ‌ترين بلاي بودن نيست
چيزهاي بدتري هم هست

دير آمدن و رفتن او
زود آمدن ندیدن او
عطر تنش را حس کنی
جای خالیش روی صندلی
گردی که گرفته قلبم را

تنهایی تلخ ترین بلای بودن نیست
شبی که صبح شده است
اشکی که خشک شده است
صبحی که درد شده است

چیزهای بدتری هم هست
ثانیه های که می گذرد 
و تو به سکوت های خود می اندیشی
و می بینی سکوت بوده است همه ثانیه ها
و تو خالی شده ای از همه ی حس ها



مشاهده همه ی 2 نظر
SAMIAR
خوشتیپخوشتیپ
SAMIAR

ما كه سنمون قد نميده ولي ميگن دوره ي جنگ

ما كه سنمون قد نميده ولي ميگن دوره ي جنگ


ما كه سنمون قد نميده ولي ميگن دوره ي جنگ خونه ها "پناهگاه"داشتن.
مثلا بابا تعريف مي كنه ميگه مي رفتيم زير زمين.
يا تو كوهها معمولا يه ساختمونايي مي سازن كه كوهنوردا اگه با بوران و بهمن مواجه شدن خودشونو برسونن به اون ساختمونا!
یا دولت برای مواقع لزوم جاهایی برای سرپناه مردم ساخته.
اين كلمه ي لعنتي"پناهگاه" خيلي به دل مي شينه!
يعني ميخوام بگم هر آدمي بايد تو زندگيش يه پناهگاهي داشته باشه. دوست داشتم پناهگاه من  خلاصه بشه تو یه لبخند،تو چشمایی که نمی فهمی جهان غرق در آن است یا تو، حرفایی که مثل نسیم تو دشت که لاله های وحشی رو می رقصونه تو رو هم به وجد بیاره.نمی دونم ولی هنوز نتونستم بهش بفهمونم که امن ترین جای دنیا بودن کنار تو. داره منو دیوونه می کنه این که نتونستم اینو بهش ثابت کنم.
نمی دونم شما هم ازین پناهگاه ها دارین یا نه.نمی دونم برای شما کجا ممکنه اون جای امن باشه شونه های یه دوست ، آغوش گرم کسی که دوسش داری یا
اتاق خوابت که پر شده از خاطرات،یا دستای پینه بسته ی پدرت یا بوسه آسمانی مادرت یا هر چیزی که آرامش میده بهت.
مي دوني!؟وقتی که از  همه ي سختيا و زشتياي زندگي روزمره به پناهگات رو مياری.وقتي مي رسی بهش انگار كه زمان واست ديگه معني نداره!انگار فقط و فقط تو هستی و سکوت اطرافت .ميتونی خودت باشی.ميتونی از روياهات لذت ببری.می تونی یه معنی دوباره بدی به زندگی.همه ی ما آدما نیاز داریم به این پناهگاه،شاید اون وقت بتونیم با خیال راحت پلک روی پلک بذاریم و از ته دل احساس خوشبختی کنیم.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
abtin
abtin

مایکل کورلئونه(آل پاچینو): پدرم پیشنهادی بهش داد که نتونه رد کنه

مایکل کورلئونه(آل پاچینو): پدرم پیشنهادی بهش داد که نتونه رد کنه.

کی آدامز(دایان کیتون): چه پیشنهادی؟

مایکل: بهش گفت یا باید امضاش پای ورقه باشه یا مغزش!

مشاهده همه ی 7 نظر

تصاویر رمانتیک , نوشته های عاشقانه و مفهومی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید