افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
ملنا
ملنا

مسافر بی بدرقه من
اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم ،
باز به غیرت چشمانم
که آبی پشت سرت ریختند

مشاهده همه ی 3 نظر
ملنا
ملنا

”باختم‏”‏ تا دلخوشت کنم ؛
بدان برگ برنده ات سادگیم نبود .. دلم بود !

مشاهده همه ی 2 نظر
ملنا
ملنا

ﺷﺐ ﺍﺳﺖ ﮐﻠﻨﺠﺎﺭ ﻣﯿﺮﻭﻡ …
ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﻬﺎﯾﻢ …
ﺑﺎ ﻗﻠﺐِ ﻟِﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ …
ﺑﺎ ﻏُﺮﻭﺭِ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﻡ …
ﺳﺮﺍﻏﺶ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻡ …
ﻧﮕﯿﺮﻡ .. ﺑﮕﯿﺮﻡ ..
ﻧﮕﯿﺮﻡ …
ﻧﺰﺩﯾﮏِ ﺻﺒﺢ ﺍﺳﺖ …
ﺩﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺯﺩﻡ …
ﻣﺸﺘﺮﮎِ ﻣﻮﺭﺩِ ﻧﻈﺮ ﺩﺭ ﺣﺎﻝِ ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ !!

مشاهده همه ی 1 نظر
ملنا
ملنا

بعضی از اشیا حس دارند …
گریه می کنند …
مثل بالش من …
هر شب غرق اشک است !

مشاهده همه ی 1 نظر
an-ho:مدیرگروه موفقیت ما : گلخونه: تو تنهایی تنهای تنها شدم
ورزشکارورزشکار
an-ho:مدیرگروه موفقیت ما : گلخونه: تو تنهایی تنهای تنها شدم

من دیوانه ان لحظه ای هستم که تو دلتنگم شوی....... 


محکم در اغوشم بگیری و شیطنت وار ببوسیم..... 


و من نگذارم..... 


عشق من بوسه با لجبازی بیشتر میچسبد....!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فرهاد
ورزشکارورزشکار
فرهاد
79904877164492666038.jpg

.....

عشق من وتــــــو
مشاهده همه ی 2 نظر
فرهاد
ورزشکارورزشکار
فرهاد
05.jpg

خدایا

من اینجا دلم سخت معجزه میخواهد

و تو انگار

معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا ...!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ReZa
ناراحتناراحت
ReZa



عیب نداره ...
عیب نداره که " تنهایی "...
عیب نداره که شبا بدون " شب بخیر " می خوابی ...
عیب نداره که جمله ی "دوستت دارم " رو نمیشنوی ...
عیب نداره که دلش دیگه برات " تنگ " نمیشه ...
عیب نداره حرفاتو باید تو تختت با " خودت " بزنی ...
عیب نداره زیره بارون بدون اون ، باید " تنها " خیس شی ...
عیب نداره که کسی نیست " درد " هاتو بهش بگی ...
عیب نداره گلم ، " خــدا بــزرگــه " اونم تنهاست ، بدون شب بخیر می خوابه ، دوستت دارم های تورو میشنوه و دلش برات تنگ میشه !
حرفاتو به اون بزن ، زیره بارون باهاش قدم بزن ، به خودش قسم به درد و دلت گوش میده !!

{-74-}{-77-}

مشاهده همه ی 28 نظر
ALI
آروم و عادیآروم و عادی
ALI


purple sparkly divider


دختر داييم ٤ سالشه اومده ميگه :
باست نقاشي تشيدم !
من : عزيزم بده ببينم !
دختر داييم : منو دوس دالي ؟؟
من : معلومه جيگر !
دختر داييم : خيل خوب ! اين تويي،اينام منم ... اينم بچه هامونن !

purple sparkly divider


بچه هم بچه های قدیم !!

مشاهده همه ی 2 نظر
、`☂`、 یـــــار بــــارانـی `☂`、
ناراحتناراحت
、`☂`、 یـــــار بــــارانـی `☂`、

چقد خوب میشد زندگی آسون بود. به همین آسونی که الآن بود. نه نگرانی داشتیم از آینده، نه پشیمونی بابت اشتباهات گذشته. هیچ و هیچ. فقط ما بودیم و خودمون. اما حیف...جدی حیفه که وقتی چشممونو باز میکنیم، اولین چیزی که میگیم، اینه که "وای دیرم شد!". یا "وای خواب موندم". چقدر حیف. چقدر بد. چی میشد صبح که پا میشی، ببینی عزیزترین کست کنارت خوابه. ببینیش و با دیدنش لبخندی ناخودآگاه رو لبات بشینه. جدی چی میشد؟ چی میشد وقتی دیرت شده...بگی مهم نیست...عوضش بیشتر عزیزمو میبینم. چی میشد بری صبحانه رو آماده کنی، و وسط کارت، ببینی اون با موهای ژولیده و نامرتب، با چهره ای خواب آلود و بانمک، از اتاق بیاد بیرون...و تو بهش سلام کنی. چی میشد جدی اینهمه آرامش بود؟ چی میشد وقتی میخواستی از خونه بری بیرون به سمت شرکت، اون میگفت صبر کن با هم بريم. چی میشد تو راه باهم حرف میزدیم؟ چی میشد بهش میگفتی مواظب خودت باش و با اینکه میگفت هستم...اما با نبودش قلبت تاپ تاپ بزنه؟ چی میشد بعد از ظهر زنگ میزد میگفت كارم تموم شده دارم میرم خونه...زود بیا عزیزم"؟ و با همین تماس و شنیدن صداش، ناخودآگاه تا آخر روز لبخندی رو لبات میموند و دلت شاد میشد؟ چی میشد دیگه توپید نای رئیست برات مهم نبود...بداخل

اقیای همکارات برات مهم نبود...نگاه هيچ كس رونمیدیدی...چی میشد که همه چیز انقدر خوب بود؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید