لحظه  بروز رسانی 
Sorya
Sorya

ولنتاین ، سپندارمذگان ، یا هر روزِ عشقِ دیگری و به

ولنتاین ، سپندارمذگان ، یا هر روزِ عشقِ دیگری و به

ولنتاین ، سپندارمذگان ، یا هر روزِ عشقِ دیگری و به هر فرهنگی ؛ فرقی نمی کند
بد نیست گاهی ، به هر بهانه ای یادمان بیُفتد که "عشق" ، اتفاقی مقدس است
بد نیست یادمان باشد ؛ که عزیزانمان ، فقط به دوست داشتنِ دلیِ ما نیاز ندارند
باید ابراز کرد ...
باید با رفتاری ، کلامی ، لبخندی ، هدیه یا شاخه گلی ؛ دوست داشتنی بودنِ آدم ها را یادشان آورد
که میزانِ هیچ علاقه و خواستنی ، حدس زدنی و هیچ دوست داشتنی ، ناگفتنی نیست
دوست داشتن ها را باید گفت ، قبل از آنکه دیر شود ...
اگر کسی را دوست داری ، همین امروز هرجور شده اثباتش کن
کمک کن بوته ی بی پناهِ عشق ، نمیرد
که بدونِ عشق ؛ خیابان ها سرد و غمگین
و آدم ها شبیهِ ربات می شوند

مشاهده همه ی 2 نظر
حمید
حمید

موهایت را کنار بزنی یا نزنی چه فرقی می کند؟

موهایت را کنار بزنی یا نزنی چه فرقی می کند؟

موهایت را کنار بزنی یا نزنی
چه فرقی می کند؟
ماه یا ماه گرفتگی
هر دو زیباست...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Nastaran
Nastaran

هنر زندگی، درک این نکته است که چگونه می

هنر زندگی، درک این نکته است که چگونه می

هنر زندگی،
درک این نکته است که
چگونه می توان کمی لذت برد
و مقدار زیادی تحمل کرد...
گاهی دلمان گرفت
ازآنهایی که در دلمان بودند
ازحرفهایی که زدند
و نتوانستیم جواب بدهیم..
نه اینکه بلد نبودیم
انگار چیزی در قلبمان
نمی گذاشت
چیزی به اسم حرمت
دلمان گرفت ازمعرفتشان

مشاهده همه ی 2 نظر
Aida
Aida

آدمها براے هم مثل یڪ کتابند وقتے به آخرِش مےرسند،میرن

آدمها براے هم مثل یڪ کتابند وقتے به آخرِش مےرسند،میرن

آدمها براے هم مثل یڪ کتابند
وقتے به آخرِش مےرسند،میرن سراغ یه کتاب دیگه....
یادمون باشہ همدیگرو زود ورق نزنیم

مشاهده همه ی 1 نظر
Farah
Farah

بزرگش کرده اند عشق رامیگویم یک عزیزم صبح بخیر

بزرگش کرده اند عشق رامیگویم یک عزیزم صبح بخیر

بزرگش کرده اند
عشق رامیگویم
یک عزیزم صبح بخیر
یک "داری میری بیرون خودتُ بپوشون، هواسرده" گفتن
یک "چایی میخوری واست بریزم" پرسیدن
اصلا کار سختی نیست...
فقط باید آدمی را پیدا کرد که لایق شنیدنش باشد...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Behroz
Behroz

تو از نَســــل لِـــــیلیب تو از جِنـــس شــــیرینَی تو

تو از نَســــل لِـــــیلیب تو از جِنـــس شــــیرینَی تو

تو از نَســــل لِـــــیلیب
تو از جِنـــس شــــیرینَی
تو دُخــــــتری…
با تمام حساســـیت های دُخترانه ات
با تَلنگری بارانـــ میشوی
با جُـــــمله ای رام میشوی
با کَلـــمه ای عــــــاشق میشوی
با پُــــــشت کردنی ویــــــران میشوی
به راحَتی وابَــــــسته میشوی
با پیــــــروزی به اُوج میرسی
هنوز هم باعروسک هایت حرف میزنی
هنوز هم برایشان لالایی میخوانی
هنوز هم با مداد رنگی رویاهایت رابه تصویر میکشی

اری تو دخترم از نسل لیلی از جنس شیرین...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Mitra
Mitra

بزرگش کرده اند عشق رامیگویم یک عزیزم صبح بخیر

بزرگش کرده اند عشق رامیگویم یک عزیزم صبح بخیر

بزرگش کرده اند
عشق رامیگویم
یک عزیزم صبح بخیر
یک "داری میری بیرون خودتُ بپوشون، هواسرده" گفتن
یک "چایی میخوری واست بریزم" پرسیدن
اصلا کار سختی نیست...
فقط باید آدمی را پیدا کرد که لایق شنیدنش باشد...

مشاهده همه ی 1 نظر
Avaz
Avaz

من دلم برای دوران رفاقت های غیر مجازی تنگ شده

من دلم برای دوران رفاقت های غیر مجازی تنگ شده

من دلم برای دوران رفاقت های غیر مجازی تنگ شده .
یادت هست رفیق ؟ یادت هست برای ملاقات‌های بعدی‌مان قرار می‌گذاشتیم ؟ که راس همان ساعتی که بنا گذاشته ایم، کنار درب خانه بایستیم و با هم کمی اختلاط کنیم ؟ یادت هست زنگ می زدی خانه مان و به مادرم می گفتی: منزل صرافیان ؟ صرافیان هست ؟ و هیچ حواست نبود باید نام کوچکم را می گفتی تا مادرم از فرط خنده فراموش نکند بپرسد شما و همین‌طور بی هوا گوشی را بدهد به من . یادت هست رفیق ؟ آن روزها باباها به موزیک و تصاویر خواننده ها واکنش های جدی نشان می دادند و ما به صورت کاملا محرمانه خانه ی یکی از بچه ها جمع می شدیم و در نهایت هراس و تشویش ، آهنگ های شادمهر و قمیشی گوش می دادیم و انگار دنیای ممنوعه ی موزیک ، جذاب تر از دنیای پر از موزیک امروز بود ، چند خط از یک آهنگ را به زحمت حفظ می کردیم و در جمع بچه ها برای خودمان مثلا خط شکنی بودیم و بلند بلند می‌خواندیم ، مخصوصا آن قسمتش را که نمی فهمیدیم !
رادیو فردا ، سنگین ترین خلاف روزگار ما بود و ما خلافکارهایی قهار ! قاچاقِ سنگینِ تصاویر خواننده ها در مدرسه و جاسوس های مدرسه و ناظم و دفتر و تعهد ، یادش بخیر ...
عطر تازگیِ پیک های عیدانه ی دوران ابتدایی را یادت هست ؟
یادت هست برایم نامه می نوشتی ؟ هر بار نزدیک پایان سال تحصیلی دفتر خاطراتی دست و پا می کردیم و برای هم یادگاری می نوشتیم و آرزوهای خوب می کردیم ؟ گل های خشک لای کتاب یادت هست ؟
یعنی بچه های امروز هم خاطراتی شبیه ما خواهند داشت یا تمام احساسشان را پشت صفحات بلاک شده خواهند کشت و خاطراتشان را با حذف سابقه ی چت هایشان سلاخی خواهند کرد ؟
دلم می گیرد برای روزگار سردی که ساده ترین خلاف آدم ها، مسدود کردن ارتباط ها و شکستنِ بی بهانه ی قلب هاست ...
دلم می گیرد برای روزگاری که هرچه پیش می رویم ؛ آدم هایش از هم دورتر می شوند......

مشاهده همه ی 1 نظر
Ava
Ava

بعضی هارا انگار خدا با ظرافت خاصی آفریده است. گویی

بعضی هارا انگار خدا با ظرافت خاصی آفریده است. گویی

بعضی هارا انگار خدا با ظرافت خاصی آفریده است...
گویی لبخندشان را بوی نرگس دستچین و زنجیره نگاهشان را
با مهربانی قفل کرده است...
کوچه چشمانشان را با آرامش و حال خوب چراغانی کرده...
وباز وبسته کردن پلک هایشان در هر دقیقه حلال تمام مشکلات است، اصلا راحت تر بگویم،
نگاهشان خنثی کننده تمام بدی های دنیا است
واینگونه تو میتوانی با خیال راحت در حوض دلشان
آب تنی کنی
اصلا گویی آفریده شده اند برای رنگ‌کردن دنیای تو
انگار آمده اند که رفیق تو باشند رفیق زیباترین و خدایی ترین دقایق زندگی ات
آنها ناب ترین دردانه های خداچین روی زمین اند که
وقتی در کنارمان هستند،آنقدر قاب شیرین و دلچسبی تشکیل میشود که گاهی دلمان میخواهد مثل دیگران از
دور خودمان را ببینیم...
و عشق نام حسی است که با حضور آنها در قلب ما
جوانه زده است...
همین و دگر هیچ.

مشاهده همه ی 1 نظر
Farima
Farima

هرکی در رابطه اش تا یکجایی پیش قدم میشود تو

هرکی در رابطه اش تا یکجایی پیش قدم میشود تو

هرکی در رابطه اش تا یکجایی پیش قدم میشود
تو حرف نمیزنی، او میزند
تو سراغ نمیگیری، او میگیرد
تو دلتنگ نمیشوی، او میشود
تو هدیه نمیخری ،او میخرد
تو دوستت دارم نمیگویی، او میگوید

اما یکجا با همیشه فرق میکند
تو نمیروی، او میرود
میدانی هر آدمی تا یکجایی در رابطه اش پاپیش میگذارد،تا رابطه را حفظ کند
اما هرچیزی که یک طرفه باشد خسته کننده میشود وآن ادم جا میزند
و از یکجایی به بعد میفهمد تلاش بیهوده است و رفتن بهترین راه...
آنجاست که دیگر فقط تو میمانی و تو

مشاهده همه ی 2 نظر