لحظه  بروز رسانی 
Sajad
عاشقعاشق
Sajad

زَوَّجتُکَ نَفْسی فی المُدَّةِ الْمَعْلوُمَه عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلوُم ….» بگو:

زَوَّجتُکَ نَفْسی فی المُدَّةِ الْمَعْلوُمَه عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلوُم …..»
بگو: «قَبِلْتُ»
الان که اینو خوندی به عقد موقت من در اومدی!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Sajad
عاشقعاشق
Sajad

غضنفر میره ثبت احوال میگه یه شناسنامه واسه بچه ام میخوام!

غضنفر میره ثبت احوال میگه یه شناسنامه واسه بچه ام میخوام!
میگن اسمش چیه ؟ میگه "شورلت"
میگن اینكه اسم ماشینه یه اسم بزار كه به نام  پدر و مادر بیاد
میگه خب به اسم ما  میاد دیگه  من "بیوك" آقا هستم . همسرم  هم  "خاور" خانوم !!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Sajad
عاشقعاشق
Sajad

تو کوچه ترقه زدند، پیرزنه دم در وایساده بود هفت جد

تو کوچه ترقه زدند، پیرزنه دم در وایساده بود هفت جد یارو رو نفرین کرد
دو دقیقه بعد نوه خودش ترقه زد در حد بمب هیدروژنی!
پیرزنه گفت: قربون قد و بالات مادر مواظب باش

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Sajad
عاشقعاشق
Sajad

بچه از باباش میپرسه بابا تو بهشت زن ها از شوهرشون

بچه از باباش میپرسه بابا تو بهشت زن ها از شوهرشون جدا زندگی میکنن یا با هم هستن ؟ بابا میگه بچه جون اگه زن ها با شوهرشون یه جا باشن که دیگه اونجا بهشت نمیشه !!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ᵈᵉʳلبخندعشقᶰᵃ
آروم و عادیآروم و عادی
ᵈᵉʳلبخندعشقᶰᵃ

ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﻧﺪ ! ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ

ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﻧﺪ ! ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ

ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﻧﺪ !
ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺳﺘﻨﺪ ...
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﺴﺎﺯ ...
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺵ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ ...
ﺩﺭ ﮐﻨﺞ ﻗﻠﺒﺸﺎﻥ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﺎﺷﺪ ...
ﺗﺎ ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﮐﺎﺵ ﺑﻮﺩ !
ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽ ﺩﺳﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﺎﺷﯽ !
ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺷﻮﻧﺪ ....
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ
ﻭﻟﯽ ...
ﺗﻮ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺵ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺍﻧﮑﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﺪ ﮐﺮﺩ !
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﮐﻢ ﻧﺒﻮﺩ ....

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ᵈᵉʳلبخندعشقᶰᵃ
آروم و عادیآروم و عادی
ᵈᵉʳلبخندعشقᶰᵃ

نه مجنونم ، که تو . لیلی شوی در

نه مجنونم ، که تو . لیلی شوی در

نه مجنونم ،
که تو ..
لیلی شوی در شعرهای عاشقان

نه شیرینی
که من ..
فرهاد شوم تیشه به دست

برای
دوست داشتن افسانه لازم نیست
همین که
دستِ دل
از دیدنت به لرزه می افتد ،

می دانم
و می دانی که ..
.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ᵈᵉʳلبخندعشقᶰᵃ
آروم و عادیآروم و عادی
ᵈᵉʳلبخندعشقᶰᵃ

بیا مرا دعوت ڪن بہ مهمانی شبانہ‌ات بہ همان

بیا مرا دعوت ڪن بہ مهمانی شبانہ‌ات بہ همان

بیا مرا دعوت ڪن
بہ مهمانی شبانہ‌ات
بہ همان بزم همیشڪَی سڪوت
میخواهم شعر ،
لابہ‌لاے رقص مستانہ‌ے واژه‌ها
ڪمی بی‌حیایی ڪند ؛
بڪَذار آغوش لحظہ‌ها
پذیراے بوسہ‌ے داغ انتظار باشد
بیا و امشب باز دعوتم ڪن
بہ نڪَاه خاموش التهاب
شاید تن سرد خاطره
بہ ڪَرمی عشق
و مرز داغ جنون برسد ..!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ᵈᵉʳلبخندعشقᶰᵃ
آروم و عادیآروم و عادی
ᵈᵉʳلبخندعشقᶰᵃ

دل را چنان به مهر تو بستم که بعد

دل را چنان به مهر تو بستم که بعد

دل را
چنان به مهر تو بستم
که بعد از این
دیگر هوای دلبرِ دیگر نمی‌کنم ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ᵈᵉʳلبخندعشقᶰᵃ
آروم و عادیآروم و عادی
ᵈᵉʳلبخندعشقᶰᵃ

روزگار "تو" را از من گرفت او هم می دانست

روزگار "تو" را از من گرفت او هم می دانست

روزگار "تو" را از من گرفت
او هم می دانست
تنها راه زمین خوردن من
نبودن توست ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید