"دیروز"

چون

نوشته شد این دفتر سیاه !

با خامه ای ز سوز

آغشته در مرکب اندوه و اشک و آه

اما

اینک من

آنروزها گذشت_در "امروز"م

_با این وجود_

این سوگوار دفتر درد آلود

وین جمله ها

چون تندری نهفته به عمق رود!

تقدیم به پیشگاه تو هر چند

می دانم این هیچ نداند

_این هدیه را چو ران ملخ هم

اندیشه سلیم سلیمانها

امادست ضعیف را _نه مگر_ گیرند...

در روزگار غربت انسانها؟!

آنانکهبا صلابت علمی شان

هرگز به آشیانه مرغی خرد

آتش نمی زنند

تقدیم به پیشگاه تو یعنی

تقدیم فصل رحمت و تدبیر

اما اجازتی که هم اکنون

از ابر شرم, چهره دفتر

�گردد به پیشگاه تو تطهیر !!

بروز رسانی 
aram
aram

آدم ها متعلّق به خودشانند ما فقط می‌توانیم دوستشان

آدم ها متعلّق به خودشانند ما فقط می‌توانیم دوستشان

آدم ها متعلّق به خودشانند
ما فقط می‌توانیم
دوستشان داشته باشیم
آدم ها نمی‌مانند
ما فقط می‌توانیم دلتنگشان باشیم
ما و آدما ترکیب عجیب دو حبابیم
با هم می‌آمیزیم
به آنی می‌ترکیم...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

ـــــــــــ زندگی نیست به

ـــــــــــ زندگی نیست به

ـــــــــــ


زندگی
نیست به جز عشق
به جز حرف محبت به ڪسی



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ❣

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
TANRI
آروم و عادیآروم و عادی
TANRI

آن نه رویست که من وصف جمالش دانم

آن نه رویست که من وصف جمالش دانم

آن نه رویست که من وصف جمالش دانم

این حدیث از دگری پرس که من حیرانم



همه بینند نه این صنع که من می‌بینم

همه خوانند نه این نقش که من می‌خوانم



آن عجب نیست که سرگشته بود طالب دوست

عجب اینست که من واصل و سرگردانم



سرو در باغ نشانند و تو را بر سر و چشم

گر اجازت دهی ای سرو روان بنشانم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
TANRI
آروم و عادیآروم و عادی
TANRI

بیت بیت غزلم شوق پریدن دارد وه که دیدار غزل

بیت بیت غزلم شوق پریدن دارد وه که دیدار غزل

بیت بیت غزلم شوق پریدن دارد
وه که دیدار غزل درد کشیدن دارد
چشم نرگس شده ات باده پرستم کرده
سعی بین حرم و میکده دیدن دارد
توبه کردم که قلم دست نگیرم اما
هاتفی گفت که این بیت شنیدن دارد
وخدا خواست که یعقوب نبیند یک عمر
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد
صحبت از قیمت این غمزه و آن ناز مکن
ناز عاشق کشت ای دوست خریدن دارد
عجب این نیست که آهوی دلم صید تو شد
طعم شهد لب صیاد چشیدن دارد
آن زمانی که آب و گلت را بسرشت
زیر لب گفت که این روح دمیدن دارد
قصه ی دست و ترنج است تماشاگه عشق
شکر وصل رخ تو جامه دریدن دارد
دیدن روی تو راه دگری می خواهد
شرح دیدار تو از شعر بریدن دارد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
TANRI
آروم و عادیآروم و عادی
TANRI

صبح باور عشق است در لبخند آسمانی تو

صبح باور عشق است در لبخند آسمانی تو

صبح
باور عشق است
در لبخند آسمانی تو
وقتی
چشم هایت را
باز می کنی
و عطر نگاهت را
بر خورشید می پاشی
تا غزل غزل

روشنی بسراید…

manaseri

مشاهده همه ی 3 نظر
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

ـــــــــــــــــ🎼 غمی شبانه به چشم و

ـــــــــــــــــ🎼 غمی شبانه به چشم و

ـــــــــــــــــ🎼


غمی شبانه به چشم و مجال خفتن نیست
دلم به ظلمت این روزگار روشن نیست

هواے خانه از اندوهِ شعر، ابرے ماند
براے این دل تنها دلیل رفتن نیست...





ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ❣

مشاهده همه ی 2 نظر
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)
مهربونمهربون
علی... سکوت ... و دیگر هیچ!!!(تانری)

کنار برگه خاطره ی با پر شکسته

کنار برگه خاطره ی با پر شکسته

کنار برگه

خاطره ی با پر شکسته
مرا به یاد تو انداخت.
خاطره
کنار زلالی اب
هنوز نفس می کشید!!
کنار برگه
در رویا....
چشم انداز غریبی است!!!
گمکشته
پرسه می زنم
در ازدحام ریحان لب برگه....

مشاهده همه ی 6 نظر
مغز انسان برابری میکند با هفت طبقه آسمان یعنی مغز انسان کوچک شده هفت طبقه آسمان است
شادشاد
مغز انسان برابری میکند با هفت طبقه آسمان یعنی مغز انسان کوچک شده هفت طبقه آسمان است

بوزون هیگز یا ذره خدا چیست؟ براساس مدل‌هایی

بوزون هیگز یا ذره خدا چیست؟ براساس مدل‌هایی

بوزون هیگز یا ذره خدا چیست؟

براساس مدل‌هایی که تکامل عالم را بررسی می‌کند، می‌دانیم در ابتدای شکل‌گیری عالم ذرات جرم نداشتند. اما در دوره‌ای نسبتا کوتاه، هر یک از ذرات جرم مشخصی را به دست آوردند و این جرم ذرات بود که روند بعدی تکامل عالم را مشخص کرد. برخی از ذرات مانند فوتون‌ها که ذرات تشکیل‌دهنده نور هستند، بدون جرم ماندند و توانستند بدون محدودیت در عالم سفر کنند؛ برخی دیگر اما جرم پیدا کردند و رفتارشان تغییر کرد. سوال مهمی که در دنیای فیزیک وجود دارد، این است که چه چیزی باعث شد تا ذرات عالم جرم‌دار شوند؟ برای اینکه اهمیت این داستان را بهتر درک کنید، نگاهی به جهان اطرافتان بیاندازید: جهان اطراف ما از مواد مختلفی ساخته شده است. من و شما و هر آنچه می‌بینید، هر یک از ترکیبات و مواد گوناگونی تشکیل شده‌اند. اما اگر اندکی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم همه این مواد قابل تبدیل به تعداد محدودتری از ذرات تشکیل‌دهنده هستند. برای مثال همه اشیا از مولکول‌هایی تشکیل شده‌اند. تنوع و تعداد این مولکول‌ها بسیار زیاد است اما هر ترکییی که داشته باشند، قطعا از عناصر محدودی شکل گرفته‌اند که آنها را در طبیعت می‌شناسیم. همه این عناصر به نوبه خود از ذرات بنیادی‌تری به نام الکترون، نوترون‌ و پروتون شکل گرفته‌اند و خاصیت مختلف هر یک از آنها به این برمی‌گردد که چه ترکیبی از این سه ذره در کنار هم قرار گرفته باشند. برخی از این ذرات به نوبه خود از ذرات بنیادی‌تری شکل گرفته‌اند. بررسی این ذرات بنیادی می‌تواند ما را به درک جهان اطرافمان یاری کند. ترکیب این ذرات که آنها را ذرات زیر اتمی می‌نامند، کمک می‌کنند بفهمیم چه قوانینی بر جهان ما حاکم است. اهمیت این دنیای فوق‌العاده کوچک مقیاس و در عین حال فوق‌العاده مهم باعث شده تا گروهی از دانشمندان تمام تمرکز و هم و غم خود را به رازگشایی از این جهان شگفت و توصیف آن با کمک نظریه ذرات بنیادی مبذول کنند. نظریه ذرات بنیادی مانند هر نظریه دیگری در دنیای علم بر مبنای مشاهده‌ها شکل می‌گیرد، پدیده‌ها را پیش‌بینی می‌کند و در برابر آزمایش‌های جدید محک می‌خورد و اگر از آن سربلند بیرون آید مستحکم‌تر شده و اگر در آزمایشی شکست بخورد نظریه دیگری را باید بر مبنای نتایج جدید تدوین کرد. به همین دلیل برای توصیف یک پدیده، گاهی نظریات مختلفی مطرح می‌شود که هر کدام بتواند بهتر از پس چالش‌های پیش‌رو برآید، جای پایش محکم‌تر می‌شود و بیشتر مورد قبول قرار می‌گیرد. مدل استاندارد ذرات بنیادی در نظریه ذرات بنیادی نیز نظریه‌ای به نام مدل استاندارد ذرات بنیادی وجود دارد که بدون ورود به جزئیات فنی و دشوار آن، می‌توان آن را نظریه‌ای توصیف کرد که تلاش دارد به روان‌ترین شکل رفتارهای حاکم بر ذرات بنیادی را توصیف کند و توضیحی بر دلیل رفتارهای آنها ارائه دهد. بوزون هیگز در این نظریه است که نقش مهمی ایفا می‌کند. بار دیگر و بدون وارد شدن به جزئیات فنی بیایید به این سوال بیندیشید که ویژگی یک جسم چه مواردی است؟ مثلا خود شما، یا هر چیز دیگر. فارغ از مشخصات ظاهری برخی از ویژگی‌های یک جسم، بنیادی و اساسی به‌شمار می‌رود. یکی از این موارد جرم یک جسم است (که البته می‌توانید آن را نوعی انرژی به دام افتاده در آن جسم نیز تصور کنید). اگر از شما بپرسند چقدر جرم دارید، ممکن است بگویید مثلا 60 کیلوگرم و اگر از شما بپرسند چرا جرم شما این عدد است، خواهید گفت که بدن من از موادی تشکیل شده که هر یک از آنها جرمی دارند و مجموعه جرم آنها به این عدد می‌رسد. این فرآیند خرد کردن را می‌توانید آن‌قدر ادامه دهید تا به ذرات بنیادی برسید. اما از آن بیشتر نمی‌توانید پیش روید. بخشی از مواد تشکیل‌دهنده بدن شما الکترون‌ها هستند. چرا یک الکترون مقدار مشخصی جرم دارد و چرا این مقدار برای ذرات بنیادی مختلف متفاوت است؟ برای مثال چرا یک الکترون مقدار جرم مشخصی دارد که از پروتون و نوترون کمتر است، اما از ذراتی مانند فوتون یا نوتریونوها که تقریبا بدون جرم هستند، بیشتر است؟ چه چیزی باعث می‌شود که یک ذره جرم مشخصی را داشته باشد و به عبارت دیگر، در دنیای فیزیک ذرات چه عاملی باعث می‌شود جرمی خاص به ذره‌ای خاص اختصاص یابد؟ این یکی از معماهای مدل استاندارد به شمار می‌رود و در دهه 1960/1340، پیترهیگز نظریه‌ای را مطرح کرد که به نام میدان هیگز معروف شد و می‌توانست این مساله را توجیه کند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
اقلیماا
اقلیماا

دل ربودی و بحل کردمت، ای جان لیکن

دل ربودی و بحل کردمت، ای جان لیکن

دل ربودی و بحل کردمت،
ای جان لیکن
به ازین دار
نگاهش
که مرا می‌داری

نظرات برای این پست غیر فعال است