لحظه  بروز رسانی 
بانو گل
مهربونمهربون
بانو گل

دوستش داري؟ همين حالا بگو

دوستش داري؟ همين حالا بگو
کجایی؟.....

دوستش داري؟

همين حالا بگو

مبادا روزي تنها خاطره ات از او

دوستت دارمي

كه نگفته اي باشد...!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
بانو گل
مهربونمهربون
بانو گل

تمام پیکرم آغوش می شود تو نرو چراغ عاطفه خاموش

تمام پیکرم آغوش می شود تو نرو چراغ عاطفه خاموش
بی تو تنهایی زمین گیرم کرد....برگرد

تمام پیکرم آغوش می شود تو نرو
چراغ عاطفه خاموش می شود تو نرو

مرا به حرف جدایی نده تو آزارم
که دل به فاصله مفروش می شود تو نرو

بمان و در لب حوض رضایتم تو بخوان
صدای زنجره چاووش می شود تو نرو

نسیم عافیت از باغ را تو نگیر
که ریشه طعمه ی خرگوش می شود تو نرو

در این زمانه ی بی رنگ و درد آغوش
حلول معجزه مخدوش می شود تو نرو

ببین به هر نفست بنفشه ی عاشق
به باغ یکسره مدهوش می شود تو نرو

در آکه باغ سپیدت شود پر از سنبل
شب خزان زده گلپوش می شود تو نرو

تو را به حرمت آیینه ها قسم دادم
بمان که شهر سیه پوش می شود تو نرو

ســـرای شــادی
مشاهده همه ی 6 نظر
بانو گل
مهربونمهربون
بانو گل

زنهايى كه چشمى به راهشان نيست زنهايى كه زيباييشان در

زنهايى كه چشمى به راهشان نيست زنهايى كه زيباييشان در

زنهايى كه چشمى به راهشان نيست
زنهايى كه زيباييشان در اندام و لوندىِ رفتارشان نيست
زنهايى كه نه رقابت مي كنند و نه حسادت، و آرام از كنارت ميگذرند
نه جلب توجه مي كنند و نه توجهت را مي خواهند
زنهايى كه ساده مي پوشند، ساده حرف مي زنند و ساده مي بخشند
اينها زنهايى هستند كه احساساتشان ريشه در آسمان دارد
كه عشق برايشان كافى نيست و اگر روزى تو را به دنياى خود راه دهند، خيالِ بازگشت به خودىِ خود از حافظه ات پاک مي شود

اينها خدايانِ عشقهاى زمينى و وارثان عشقهاى آسمانى اند…

مشاهده همه ی 3 نظر
بانو گل
مهربونمهربون
بانو گل

ای بی نیاز، زنگار دلم را بزدا، به من بال پرواز

ای بی نیاز، زنگار دلم را بزدا، به من بال پرواز
الهـي باز آمديم با دو دست تهي چه باشد اگر مرحمي بر خستگان نهي

ای بی نیاز، زنگار دلم را بزدا، به من بال پرواز و پای رفتن عطا کن.

ای منتهای آرزویم، از خودم چه بگویم که همه را دانی و از تو چه بگویم که فراتر از آنی. من تو را می خوانم که راز هرچه عشقی. تو را می خواهم که خوش بوتر از هرچه عطری.

ســـرای شــادی
مشاهده همه ی 13 نظر
بانو گل
مهربونمهربون
بانو گل

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست مرا افکنده

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست مرا افکنده
هوای شهر دلگیره دلم بیتابه از یادت ........کجای این جهانی تو دل دیوونه میخوادت

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست
مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست

تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریه ام فهمید مدت هاست،مدت هاست

به جای دیدن روی تو در خود خیره ام ای عشق
اگر آه تو در آیینه پیدا نیست، عیب از ماست

جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار
اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اینجاست

من این تکرار را چون سیلی امواج بر ساحل
تحمل می کنم هر چند جانکاه است و جانفرساست

در این فکرم که در پایان این تکرار پی در پی
اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست

متن عاشقانه
مشاهده همه ی 10 نظر
بانو گل
مهربونمهربون
بانو گل

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه
برگرد......بی تو شهر امن نیست.....من بی تو هراسانم

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست

ســـرای شــادی
مشاهده همه ی 7 نظر
بانو گل
مهربونمهربون
بانو گل

نمی شود دو سه شب بیشتر بمانی تو خودت که

نمی شود دو سه شب بیشتر بمانی تو خودت که

نمی شود دو سه شب بیشتر بمانی تو
خودت که جان علی صاحب الزمانی تو
هنوز سنی نداری که قد کمانی تو
ببخش خیری ندیدی از این جوانی تو


چقدر زود سراغ تو آمده پیریت
حلال کن که شدم باعث زمین گیریت



اگر دوام بیاری زمانه برگردد
به زندگی علی ات بهانه بر گردد
بمان که خنده دوباره به خانه برگردد
به موی زینب مان باز شانه برگرد


بیا و دست بکش از دعای همسایه
کمی به فکر خودت باش جای همسایه


نگو که خواستی تا جان فدای من باشی
نه… نه… بلند شو تا مادر حسن باشی
چقدر زود فکر زینب و کفن باشی
چرا برای حسین فکر پیروهن باشی


بلند شو که نشستن به تو نمی آید
بلند شو که شکستن به تو نمی آید


اگرچه مثل زنی خانه دار می مانی
اگرچه پای علی آزگار می مانی
ولی بعید شده اینکه یار می مانی
چرا که مثل علی, زار زار می مانی


بمیرم اینکه تن تو به درد سر افتاد
که از حمایت از من به روت …


چه کرده با سر و ابروت دست نامحرم
چه ضربه ها که به پهلوت… دست نامحرم
شنیده ام که به بازوت… دست نامحرم
زمین خوردی و بر روت, دست نامحرم …


اگرچه دوست ندارم, برو … ولی زهرا
قرار بعدی ما قتلگه گاه, عاشورا

ســـرای شــادی
مشاهده همه ی 17 نظر
بانو گل
مهربونمهربون
بانو گل

مردها خیلی هم خوبند دوست داشتنی و مهربان

مردها خیلی هم خوبند دوست داشتنی و مهربان

مردها خیلی هم خوبند

دوست داشتنی و مهربان

عاشق محبت واقعی

گاهی وقتا مثل یه بچه از ته دل خوشحالند

و گاهی مثل یک پیرمرد خسته

اکثرشان تنهایی را تجربه کرده اند

بیشترشان درد کشیده اند

و اکثرا غمهایشان را در وجودشان مخفی کرده اند

خیلی از اشک ها را نگذاشته اند از چشمانشان بیرون بریزد

مردها میروند قدم میزنند تا یادشان نرود که به جای گریه باید قدمهای محکم داشته باشند

همانهایی که اگر عاشق شوند ؛

برایتان شاملو می شوند و بیستون میکنند

و تو بهشت را روی زمین خواهی داشت

متن عاشقانه
مشاهده همه ی 34 نظر
بانو گل
مهربونمهربون
بانو گل

زن زیبـاســت . چه آن زمان که از فرط خستگی

زن زیبـاســت . چه آن زمان که از فرط خستگی

زن زیبـاســت ...
چه آن زمان که از فرط خستگی چهره اش در هم است...
چه آن زمان که...
خود را می آراید از پس همه خستگیهایش...
چه آن زمان که فریاد می زند
بر سرت و تو فقط حرکت زیبای لبهایش را مبینی...
چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده
و دست بر پیشانی زده و لبخند می زند...
زن زیباست..
آن زمانی که ...
خسته از همه تُهمت ها و نابرابریها باز فراموشش نمی شود؛
مادر است، همسر است.
زن زیباست ...
زمانی که
زمانی که لطافت جسم و روحش را توأمان درک کردی ...
زمانی که خرامیدنش را بین بازوانت فهمیدی ...
زمانی که نداشته های خودت را به حساب ضعفش نگذاشتی ...
آری زن زیبـــــاست...
اگر بفهمى...

مشاهده همه ی 9 نظر
بانو گل
مهربونمهربون
بانو گل

ﺗﻨﻬﺎﺋﯽ ﺁﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﺪ . ﺍﺯ ﺗﻮ

ﺗﻨﻬﺎﺋﯽ ﺁﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﺪ . ﺍﺯ ﺗﻮ

ﺗﻨﻬﺎﺋﯽ ﺁﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...

ﺍﺯ ﺗﻮ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯿﺴﺎﺯﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﺒﻮﺩﯼ، ﮔﺎﻩ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻣﺜﻞ ﺳﻨﮓ ...

ﮔﺎﻩ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺣﺴﺎﺱ ﻣﺜﻞ ﺷﯿﺸﻪ ...

ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ....
ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ...
ﻻﻡ ﺗﺎ ﮐﺎﻡ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﺎﺯﻧﻤﯿﺸﻮﺩ.... !

ﻏﺬﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺳﺮﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﯼ......

ﻧﻬﺎﺭ ﻫﺎ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ.....

ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺷﺎﻡ !

ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺁﻫﻨﮓ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﻭ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺁﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﯼ ...!

ﺷﺒﻬﺎ ﻋﻼﻣﺖ ﺳﻮﺍﻟﻬﺎﯼ ﻓﮑﺮﺕ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻤﺮﯼ ﺗﺎ ﺧﻮﺍﺑﺖ ﺑﺒﺮﺩ... !

ﺗﻨﻬﺎﺋﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺁﺩﻣﯽ ﻣﯿﺴﺎﺯﺩ....
که هیچ کسی دیگر تو را به یاد نمی آورد...

می آیند و تا می بینند
همدم تنهایی هستی
رهایت می کنند...

تنها ترت می کنند
تنها تر از قبل!!!!!

ســـرای شــادی
مشاهده همه ی 18 نظر