سلآمـ به گروهـ [ᓆ♡ـلبهـ شیشه اے] פֿـوش اومدیטּ
بروز رسانی 
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟ من مرغ

دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟ من مرغ

دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟
من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم؟
ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد
با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم؟

******

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

کاش می شد هیچ کس تنها نبود کاش می شد

کاش می شد هیچ کس تنها نبود کاش می شد

کاش می شد هیچ کس تنها نبود
کاش می شد دیدنت رویا نبود

گفته بودی باتو می مانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود

من دعا کردم برای بازگشت
دست های تو ولی بالا نبود

باز هم گفتی که فردا می رسی
کاش روز دیدنت فردا نبود

******

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

در سایه های اشک تو تصویر میشوم با واژه های

در سایه های اشک تو تصویر میشوم با واژه های

در سایه های اشک تو تصویر میشوم
با واژه های شعر تو تعبیر میشوم
با آخرین نگاه دو چشم جوان تو
من قطره قطره میچکم و پیر میشوم

خبری نیست خیاطی می کنم
آسمان را به زمین می دوزم و چشم هایم را به در
خدا می داند دلم را چند بار کوک زدم
که این چنین دل تنگم

******

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

ای یاد تو در ظلمت شب همسفر من وی نام

ای یاد تو در ظلمت شب همسفر من وی نام

ای یاد تو در ظلمت شب همسفر من
وی نام تو روشنگر شام و سحر من
جز نقش تو نقشی نبود در نظر من
شب ها منم و عشق تو و چشم تر من

******

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﺎﻋﺖ ﺻﻔﺮ ﻭ ﻣﻦ ﻭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻦ

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﺎﻋﺖ ﺻﻔﺮ ﻭ ﻣﻦ ﻭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻦ

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﺎﻋﺖ ﺻﻔﺮ ﻭ ﻣﻦ ﻭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎ
ﻭ ﻣﻦ ﮐﻪ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﻻ ﺑﻼﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﺎﻋﺖ ﺻﻔﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻐﺾ ﻣﻦ ﺗﺮﮎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻫﺎ

******

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

سر ز بالین به چه امید برآرم سحری که در

سر ز بالین به چه امید برآرم سحری که در

سر ز بالین به چه امید برآرم سحری
که در آن روز نبینم رخت ای رشک پری
آه از آن شب که نگیری خبر از من در خواب
وای از آن روز که من از تو نگیرم خبری

عماد خراسانی

******

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

تا بوی گل یاس پراکند به باد عطر تن چون

تا بوی گل یاس پراکند به باد عطر تن چون

تا بوی گل یاس پراکند به باد
عطر تن چون یاس توام آمد یاد
باد آمد و بوی دوست آورد بیاد
یکبار دگر دل مرا داد به باد

******

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را باز گم

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را باز گم

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را
گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را

مهدی اخوان ثالث

******

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه‌ ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لب‌ هایم
هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

بی قرار توام و در دل تنگم گله‌ هاست
آه بی‌ تاب شدن عادت کم حوصله‌ هاست

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ‌ کس هیچ‌ کس این‌جا به تو مانند نشد

******

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

کنج تنهایی… ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

هوشنگ ابتهاج

******

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید