سلآمـ به گروهـ [ᓆ♡ـلبهـ شیشه اے] פֿـوش اومدیטּ
بروز رسانی 
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

سلام اي غروب غريبانه دل سلام اي طلوع سحرگاه رفتن

سلام اي غروب غريبانه دل سلام اي طلوع سحرگاه رفتن

سلام اي غروب غريبانه دل
سلام اي طلوع سحرگاه رفتن
سلام اي غم لحظه هاي جدايي
خداحافظ اي شعر شبهاي روشن

خداحافظ اي شعر شبهاي روشن
خداحافظ اي قصه عاشقانه
خداحافظ اي آبي روشن عشق
خداحافظ اي عطر شعر شبانه

خداحافظ اي همنشين هميشه
خداحافظ اي داغ بر دل نشسته
تو تنها نمي ماني اي مانده بي من
تو را مي سپارم به دلهاي خسته

تو را مي سپارم به ميناي مهتاب
تو را مي سپارم به دامان دريا
اگر شب نشينم اگر شب شکسته
تو را مي سپارم به روياي فردا

به شب مي سپارم تو را تا نسوزد
به دل مي سپارم تو را تا نميرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار اين صدا را نگيرد

خداحافظ اي برگ و بار دل من
خداحافظ اي سايه سار هميشه
اگر سبز رفتي اگر زرد ماندم
خداحافظ اي نوبهار هميشه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

اين باغچه را خزان نخواهد فهميد صد جنگل بيکران نخواهد

اين باغچه را خزان نخواهد فهميد صد جنگل بيکران نخواهد

اين باغچه را خزان نخواهد فهميد
صد جنگل بيکران نخواهد فهميد
افسوس که مثل گريه ي اقيانوس
لبخند تو را جهان نخواهد فهميد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

پسري که مرد شد بدون مردانگي دختري که زن شد

پسري که مرد شد بدون مردانگي دختري که زن شد

پسري که مرد شد بدون مردانگي
دختري که زن شد به گناه دلدادگي

شهري که پرازآدم بود بدون انسان!
پدري که شرمنده شد باسفره بي نان

گرگ هاي انسان نمايي که ميزنند کمين
وخدايي که اين چنين غريب است درزمين!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

دست هاي آلوده از اين سردرگمي خسته م

دست هاي آلوده از اين سردرگمي خسته م

دست هاي آلوده

از اين سردرگمي خسته م ، از اين روزاي تکراري

از اين حالي که معلومه يکي غير از منو داري

حالا مي فهمم اين روزا چرا دستاي تو سرده

چرا قلب پر از عشقت مسير راهو گم کرده

به اين دستاي آلوده يه احساس بدي دارم

چشات عين نيازم بود ، از اين احساس بيزارم

حواست پيش چشماشه واسه اينه پر از شوري

چقدر نزديک دستاشي ، تو از دنيام چقدر دوري

بي خداحافظي رفتي ، فاصله گرفتي از من

ديگه هيچ غمي ندارم وقتي دستام از تو دورن

کاري به کارت ندارم ، ديگه با تو بي حسابم

انگاري تورو نديدم حتي يکبار توي خوابم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

مي روم بي خبر اين بار خيالت راحت…

مي روم بي خبر اين بار خيالت راحت…

مي روم بي خبر اين بار خيالت راحت…

تو بمان با دگران يار خيالت راحت…

بعد از اين همنفس هر شب من خواهد شد…

فقط اين پاکت سيگار خيالت راحت…

چند روزي است که تلخينگي تنهايي…

مي شود بر سرم آوار خيالت راحت…

سهم تو پنجره هايي که تو را مي خوانند…

سهم من اين همه ديوار خيالت راحت…

بعد از اين ياد تو و بغض من و خاطره ها…

نه اميدي و نه ديدار،خيالت راحت!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

ما عاشق هم بوديم. ما عاشق هم بوديم

ما عاشق هم بوديم. ما عاشق هم بوديم

ما عاشق هم بوديم...

ما عاشق هم بوديم حسي که يه عادت نيست
از من که گذشت اما اين رسم رفاقت نيست
اينکه منو از قلبت بي واهمه مي گيري
اينکه منو مي بازي دنبال کسي ميري
وقتي همه ي دنيات تنهايي و غربت بود
وقتي همه جا با تو احساس يه وحشت بود
کي با همه ي قلبش بغض شبتو وا کرد
کي حال تورو فهميد کي با تو مدارا کرد
باشه برو حرفي نيست من از همه دلگيرم
حالا که دلت رفته دستاتو نمي گيرم
ما هر دو براي هم هر ثانيه کم بوديم
کي جز تو نمي دونه ما عاشق هم بوديم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

از دست تو امشب شده فکرم متلاشي آرام نگيرم ،

از دست تو امشب شده فکرم متلاشي آرام نگيرم ،

از دست تو امشب شده فکرم متلاشي
آرام نگيرم ، مگر از من شده باشي
چشمان تو معمار غزلهاي بديل است
بدنيست مرا جنس نگاهت بتراشي
جنجال به پا کرده اي و متن خبر ها….
محتاج نباشند از اين پس به حواشي ….
نفرين نکن از دور مرا جان عزيزت …
درد است نمک بر جگر پاره بپاشي
يک نيمه پر از دردم و يک نيمه پر از غم….
سخت است تو هم روح و تنم را بخراشي
مجموعه اي از درد و غم و رنج و عذابم …
مجموعه اي از اينکه تو باشي و نباشي

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

با تواَم عشق قسم خورده ي پنهاني ِمن با تواَم

با تواَم عشق قسم خورده ي پنهاني ِمن با تواَم

با تواَم عشق قسم خورده ي پنهاني ِمن
با تواَم بي خبر از حال و پريشاني ِ من
با تواَم لعنتيِ خالي از احساس بفهم
بي قرارت شده ام شاعره ي خاص بفهم
لعنتي خسته ام از دوري و بي تاب شدن
پاي دلگيرترين خاطره ها آب شدن
لعنتي خسته ام از حال بدم، زخم نزن
بي تو محکوم به حبس ابدم، زخم نزن
باورم كن كه به چشمان تو معتاد منم
پادشاهي كه به جنگ آمد و افتاد منم
قافيه باختم و شعر سرودم يعني
به هر آن كس كه تو را ديد، حسودم يعني…
نفسم بندِ تو و درد مرا مي خواند
بعدِ تو حسرت دنيا به دلم مي ماند..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

مستانه مستم ميکني، دل را زدستم ميکني … گه باده

مستانه مستم ميکني، دل را زدستم ميکني … گه باده

مستانه مستم ميکني، دل را زدستم ميکني …
گه باده نوشم اي صنم،گه مي پرستم ميکني
در سوزو تابم ميکني، هردم خرابم ميکني …
گه مي نوازي ماه من،گاهي زهستم ميکني
حيران شدم در کار تو،درمانده از رفتار تو …
هم مي گشايي پاي را،هم قفل و بستم ميکني
با من نگويي چيستي، اهل کجا يا کيستي …
گاهي بلندم ميکني، گاهي تو پستم ميکني
آتش زدي کاشانه را،بردي دل ديوانه را …
هم شاد شادم اي صنم،هم غم پرستم ميکني
بگرفته اي جان مرا،کردي به زندانت مرا …
مي بخشي عالم رابه من، گه ورشکستم ميکني
دل را به زاري مي بري،اندرخماري مي بري
خوبم که آزردي مرا،آنگه تو مستم ميکني …

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@sh@ah@in@
مهربونمهربون
@sh@ah@in@

تو سر تَر از تمام زنان هستي خوني! هميشه در

تو سر تَر از تمام زنان هستي خوني! هميشه در

تو سر تَر از تمام زنان هستي
خوني! هميشه در شريان هستي
اصلاً تو بهترينِ جهان هستي
قلب من اشتباه نمي داند…

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید