دوستانِ عزیزی که تمایل دارند تو گروه کنارم باشند لطفاً خصوصی هماهنگ کنند.
بروز رسانی 
سیـــــــاوش s
سیـــــــاوش s

رو روزگارتون بهشت تا درودی دگر بد رود

رو روزگارتون بهشت تا درودی دگر بد رود

رو روزگارتون بهشت{-35-}

تا درودی دگر بد رود{-35-}{-35-}{-35-}

یااا علی حق مدد{-35-}{-35-}{-35-}

اُردیبهشت
مشاهده همه ی 1 نظر
KAREN
KAREN

هنرنمایی یکی از بروبچ ابووداانی!!در فرنگستون!

برزیلته!!!

هنرنمایی یکی از بروبچ ابووداانی!!در فرنگستون!{-7-}

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@@ارغوانــــــــــــــــــ@
آروم و عادیآروم و عادی
@@ارغوانــــــــــــــــــ@

خودتان را درگیر " روابط امروزیِ " ادم ها نکنید

خودتان را درگیر " روابط امروزیِ " ادم ها نکنید

خودتان را درگیر " روابط امروزیِ " ادم ها نکنید
چه اشکالی دارد که گاهی مثل قدیمی ها رفتار کرد !
یک نفر را داشته باشید
تمام دوستت دارم ها و احساستان را برای او خرج کنید
یک نفر را داشته باشید
و تا آخر عمرتان را با او تصور کنید ...

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@@ارغوانــــــــــــــــــ@
آروم و عادیآروم و عادی
@@ارغوانــــــــــــــــــ@

وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث

وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث

وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود.
وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که هستید، احساس امنیت می کنید.

وقتی کسی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید.

وقتی کسی را دوست دارید، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید.

وقتی کسی را دوست دارید، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است.

وقتی کسی را دوست دارید، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست.

وقتی کسی را دوست دارید، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است.

وقتی کسی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید.

وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هر کاری بزنید.

وقتی کسی را دوست دارید، هر چیزی را که متعلق به اوست، دوست دارید.

وقتی کسی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید.

وقتی کسی را دوست دارید، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید.

وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید.

وقتی کسی را دوست دارید، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید.

وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید به هر جایی بروید فقط او در کنارتان باشد.

وقتی کسی را دوست دارید، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید.

وقتی کسی را دوست دارید، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند.

وقتی کسی را دوست دارید، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد.

وقتی کسی را دوست دارید، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید.

وقتی کسی را دوست دارید، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید.

وقتی کسی را دوست دارید، واژه تنهایی برایتان بی معناست.

وقتی کسی را دوست دارید، آرزوهایتان آرزوهای اوست.

وقتی کسی را دوست دارید، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید.

به راستی دوست داشتن چه زیباست، این طور نیست ؟

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@@ارغوانــــــــــــــــــ@
آروم و عادیآروم و عادی
@@ارغوانــــــــــــــــــ@

چای که مرغوب نباشد چیزی به آن اضافه می کنم:

چای که مرغوب نباشد چیزی به آن اضافه می کنم:

چای که مرغوب نباشد چیزی به آن اضافه می کنم:
چوب دارچینی، هِلی، نباتی، شده چند پَر بهار نارنج،
چیزی که آن مزه و بو را تبدیل به عطر ِخوش و طعم ِخوب کند."
زندگی هم گاهی می شود مثل همین چای
باید با دلخوشی های کوچک طعم و رنگش را عوض کنی،
یک چیزی که امید بدهد به دلت،
انگیزه شود،
بنزین باشد برای حرکت ماشین زندگی ات،
بعد ماشین تخت گاز می رود تا آنجایی که باید… .
+️
زنده باد امید،
زنده باد امروز با همه ی خوب و بدش!

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@@ارغوانــــــــــــــــــ@
آروم و عادیآروم و عادی
@@ارغوانــــــــــــــــــ@

گفتم به هر جان کندنی که شده نگهش میدارم. گفتم

گفتم به هر جان کندنی که شده نگهش میدارم. گفتم

گفتم به هر جان کندنی که شده نگهش میدارم...
گفتم آنقدر دستانش را محکم میگیرم که یادش برود دستانش یکبار رها شده...
گفتم آنقدر خنده به لبش می‌آورم که یادش برود اشک هایی که ریخته...دردهایی که کشیده....
همه چیز خوب پیش می‌رفت ها...
اما یک جای کار میلنگید...
هربار که دستهایش را محکم میگرفتم لرزشش بیشتر میشد...
هربار که میخنداندمش مات تر میشد و اشک هایش واضح تر....
همان جا بود که فهمیدم نمیشود...
آدمها یکبار عاشق میشوند...
من بی خودی جان کنده بودم...
این روزها کسی کنار من راه میرود دستانم را که میگیرد لرز میگیرم از سرمای دلم..
خنده هایش بغضم را سنگین میکند...
راستی ما تا کی تا کجا باید تاوان "رفتن"ها را بدهیم؟

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
chemist at irost
chemist at irost

خیره آن دیده. که آبش نبرد گریه عشق

خیره آن دیده. که آبش نبرد گریه عشق

خیره آن دیده...
که آبش نبرد گریه عشق...

تیره آن دل...
که در او شمع محبت نبود...

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@@ارغوانــــــــــــــــــ@
آروم و عادیآروم و عادی
@@ارغوانــــــــــــــــــ@

میدانی نشسته أم یک گوشه و دارم به آینده

میدانی نشسته أم یک گوشه و دارم به آینده

میدانی
نشسته أم یک گوشه و دارم به آینده فکر میکنم...که بعد از این روزهای نه چندان روال و شکست خورده چه چیزی انتظارمان را میکشد...
فکر کن چند سال بعد من به همان عاشقانه ی آرام زندگی أم رسیده أم و برای خودم خانومی شده أم ، تو هم ازدواج کرده ای ، با آن خواستگار قد بلند و عاشق پیشه أت و همه چیز دارد خوب پیش میرود ، هر کداممان خانه ای داریم به وسعت مهربانی که درو دیوارش را پر کرده ایم از عکس های پرخاطره ، من خانه أم را با کاردستی های خودم و همسرم تزئین کرده أم و مبل های گل گلی أم را به پیشنهاد تو رو به روی آشپزخانه گذاشته أم ، نقاشی های زیادی به درو دیوار چسبانده أم و برای خودم یک کتابخانه ی کوچک درست کرده أم و خانه أم همیشه بوی عود میدهد...همسرم مرد عاشق و خوبیست !
تو هم خانه ای داری مدرن و زیبا و همه چیزش را با وسواس خاصی چیده ای ...همسرت هم مرد مهربان و لایقیست!
روزی چندبار تلفنی صحبت میکنیم و مثل روزهای مجردی آنقدر میخندیم که اشکمان جاری میشود ، از خاطرات روزهای دانشجویی میگوییم و شیطنت های مخصوص خودمان ، راستی اصلأ شاید هردویمان شاغل باشیم و بعضی روزها بعد از تمام شدن ساعت کاری برویم خرید و برای همسران دوست داشتنیمان سورپرایزهای عجیب و غریب بخریم و گاهی لباس هایمان را باهم ست کنیم ، وای که چقدر دلم میخواهد آن روز عکاسی را حرفه ای بلد باشم با دوربین رویایی و دوس داشتنی أم کلی عکس های مهربان ازتو بگیرم و به ژست های نابلدانه أت بخندم.
آخر هر هفته حتمأ باید یک برنامه ی خاص داشته باشیم مثلأ تو و همسرت از صبح بیایید خانه ی ما ، مثل همیشه ابتدا به اطراف نگاه کنی و کاردستی جدید منو همسرجانم را به تمسخر بگیری و بخندی ، من هم به بی ذوق بازی هایت چشم غره بروم و ادایت را دربیاورم ، فکر کن مردها چقدر به مسخره بازی هایمان میخندند :)
ناهار را بسپاریم به آنها و خودمان بنشینیم یک گوشه و عکس های عروسی دوستان دیگرمان را نگاه کنیم و یاد گریه های از سر ذوقمان بیوفتیم...
ناهارمان را بخوریم و برای ظرف شستن قرعه بیندازیم ، قرعه به اسم تو و همسرت دربیاید و اصلأ دلم برایت نسوزد....بعدش ....
میدانی رفیق ؟! روزهای عاشقانه و خوبی در انتظارمان است ، همه ی کارهایی که میخواهیم انجام دهیم را نوشته أم ، از کارهای خیرمان گرفته تا مسافرت ها و مسخره بازی ها و رفتارهای عجیبمان....
میدانی رفیق؟!
این روزها میگذرند
ولی ما
همیشه کنار هم می مانیم

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@@ارغوانــــــــــــــــــ@
آروم و عادیآروم و عادی
@@ارغوانــــــــــــــــــ@

من آدمِ دیر رسیدن بودم آدمِ دوست داشتن هایِ

من آدمِ دیر رسیدن بودم آدمِ دوست داشتن هایِ

من
آدمِ دیر رسیدن بودم
آدمِ دوست داشتن هایِ دست دوم
آدمی بودم که هر کجا پا میگذاشتم،
یک نفر قبل از من،
قولِ ماندن داده بود و رفته بود...
که دوستت دارم را
هر مدل به زبان می آوردم،
هزاران بار با گوشش بازی کرده بود
هر کدام از گل های شهر را برایش میچیدم،
هیچکدام برایش تازگی نداشت
هر عطری برایش میزدم،
بویش،
مشامش را قبلاً پُر کرده بود!
هر بار به بهانه ای فاصله میگرفتم تا ارزشم را بسنجم،
اما برایِ همیشه از دستش میدادم!
من همیشه برای رسیدن دیر کرده بودم...
کسی زودتر از من مزه عشق را به معشوقه‌ام چشانده بود!
دروغ میگویند،
هیچوقت دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن نبوده ...
ما همیشه از نفر دوم بودن بدمان می آمده
و بارها و بارها برسرمان آوار شده
کاش حداقل اگر اولین انتخاب کسی نبودیم،
آخرین انتخاب کسی باشیم!
کاش از تمام دنیا کسی بیاید،
که چشم‌هایش ‌طعم غزل بدهند و
دهانش مزه‌ی عشق...
یک عشقِ ناب
یک عشقِ بِکر...

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید