لحظه  بروز رسانی 
محمد
آروم و عادیآروم و عادی
محمد
پست شماره 319473911 از محمد

.

مشاهده همه ی 1 نظر
محمد
آروم و عادیآروم و عادی
محمد
!!!

!!!

مشاهده همه ی 5 نظر
محمد
آروم و عادیآروم و عادی
محمد

اونوقت من تا اول دبیرستان تو آسمون دنبال لک لک هایی

اونوقت من تا اول دبیرستان تو آسمون دنبال لک لک هایی

اونوقت من تا اول دبیرستان تو آسمون دنبال لک لک هایی که بچه میارن بودم😂

مشاهده همه ی 4 نظر
محمد
آروم و عادیآروم و عادی
محمد

خداجون سلام حالت خوبه ؟ از ما بهتری یا

خداجون سلام
حالت خوبه ؟
از ما بهتری یا بدتر؟
دل تو میگیره یا نه ؟
کامنت و لایک بد و بیراه میخوری یا نه ؟
کسی رو بلاک میکنی یا نه ؟
کسی رو تنها میذاری یا نه ؟
میدونم آدما اینکارو باهات کردن ، میکنن ولم نمیکنن اما تو چی ؟
صفحه ی شخصی داری یا نه ؟
فیلتر شدی یا نه ؟
ببینم اصلا
آه میکشی یا نه
این پایین اوضاع خیلی خرابه خدا جون خیلی
خبر داری یا نه
این پایین همه میخوان پا بذارن رو شونه هات برن بالا نه پیش تو
برن بالا که تحقیر کنن همدیگه رو
برن بالا که تنها بذارن همدیگه رو
برن بالا که پایین جای از اونا بدترونه
جای یه مشت آدم دل شکسته ی بی زبونه
اینجا بعضیا هستن که تو شادیاشون با کسی شریک نمیشن
تو غماشون سهمشون کمه
نصف بیشترش مال یکی دیگه ست که از شانس بدش
اونم آدمه
از شانس بدش اونم آدمه !
خدا جون جات گرمه ؟
هوا چطوره سرده یا سوز قلب شکن ؟
ببینم زلزله که اومد سانچی که غرق شد پلاسکو که محو شد
برف که زد و راها بسته شد
اهواز که تو خاک خفه شد
اونیکی مُرد اونیکی بالا کشید و برد
دلار که مفت مفت رفت بالا
یکی حالشو کردو برد
یکی زمین خورد ، بدم خورد
مادری که واسه دستفروشی سیلی خورد و مضحکه شد
اونیکی الکی الکی تبرئه شد
نگفتی خوردیم به پست کیا ؟
نگفتی چشون شده بنده ها ؟
ولی بابتش با بنده هات بد نمیشی
شاکی نمیشی
اسیر و ابیرشون نمیکنی
تحریمشون نمیکنی
تنهاشون نمیذاری
تو خونه ذلت نشینشون نمیکنه
غریبشون نمیکنی
هر وقت که حال کردی یه جوابی بفرست
من صفحم بازه مثل سفره ی دلم
من عجیب و غریب منتظرتم
رسمی ترین رفیق تنهاییم
خدا جون ، رفیق
یه زحمت بکش تو این شبا به داد دل بنده هات یکم بیشتر برس
حالشون بده ها
آخ .. بده ها

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
آروم و عادیآروم و عادی
محمد

سلام حال همه ی ما خوب است

سلام

حال همه ی ما خوب است.

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور

که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند.


با این همه عمری اگر باقی بود٬

طوری از کنار زندگی میگذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد

و نه این دل ناماندگار بی درمان...

تا یادم نرفته است بنویسم حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود

میدانم همیشه حیات آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است

اما تو لااقل حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی

ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست؟


راستی خبرت بدهم خواب دیده ام

خانه ای خریده ام

بی پرده، بی پنجره، بی در، بی دیوار

هی بخند


بی پرده بگویمت

فردا را به فال نیک خواهم گرفت.

دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما میگذرد

باد بوی نامهای کسان من میدهد.

یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟


نامه ام باید کوتاه باشد، ساده باشد،

بی حرفی از ابهام و آینه،

از نو برایت مینویسم:

حال همه ی ما خوب است،

اما تو باور نکن ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید