افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب

nEK051.png
مدتی است که در فضای مجازی، پیام‌هایی جهتدار از سوی جریانان های اسلام‌ستیز منتشر می‌شود که در آن روش عقد ازدواج ایران باستان، با عقد ازدواج اسلامی مقایسه شده است! در این پیام، معاندین که سر در آخور استعمار دارند، طبق معمول پشتِ ملیت ایرانی مخفی شدند. این در حالی است که فرهیختگان ایرانی، در گذر تاریخ، بزرگترین مبلغین و مدافعین اسلام بودند و ایرانیان، بیش از هر قوم دیگری در راه اسلام فداکاری کردند. چه اینکه اکثر ایرانیان همواره خود را مدیون اسلام می‌دانستند.[۱] لیکن اکنون به اصل قضایا بپردازیم.
متن مورد ادعای عقد ایران باستان:

داماد: به نام نامی یزدان، تو را من برگزیدم از میان این همه خوبان، برای زیستن با تو میان این گواهان، بر لب آرَم این سخن با تو وفادار تو خواهم بود، در هر لحظه هر جا، پذیرا می‌شوی آیا؟
عروس: پذیرا می‌شوم مهر تو را از جان هم اکنون باز می‌گویم میان انجمن با تو وفادار تو خواهم بود در هر لحظه هرجا.

همچنین این جریان معاند در ادامه، ناجوانمردانه به اسلام تاخته و عنوان کرد که عقد ازدواج اسلامی، به این صورت است که زن، خود را در مقابل دریافت مهریه (پول) در اختیار مرد قرار می‌دهد!

مشاهده همه ی 7 نظر
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب

115708_224.jpg
علی (ع) به حوادث تا روز قیامت آگاهی داشت.
وقتی به وهابیون می‌گویی علی (علیه السلام) به حوادث تا روز قیامت آگاهی داشت، فوراً انسان را مشرک می‌کنند، ولی غافل از این‌که این مطلب در کتب خودشان با سند صحیح وارد شده است. در این نوشتار به بررسی حدیثی صحیح السندی با توجه به این موضوع می‌پردازیم.
عبد الرزاق صنعاني، استاد محمد بن اسماعيل بخاري در تفسير خود می‌نويسد: «عن معمر عن وهب بن عبد الله عن أبي الطفيل قال شهدت عليا و هو يخطب و هو يقول سلوني فوالله لا تسألوني عن شيء يكون إلي يوم القيامة إلا حدثتكم به و سلوني عن كتاب الله فوالله ما من آية إلا وأنا أعلم بليل نزلت أم بنهار أم في سهل أم في جبل.[۱] از أبوطفيل نقل شده است كه شاهد بودم كه علي عليه السلام خطبه می‌خواند و می‌فرمود: از من بپرسيد، به خدا سوگند! از هر چه كه تا روز قيامت به وجود می‌آيد و اتفاق می‌افتد، سؤال نمی‌كنيد؛ مگر اين كه تمام آن‌ها را پاسخ می‌گويم. از كتاب خدا بپرسيد؛ به خدا سوگند! هيچ آيه‌ای نازل نشده است؛ مگر اينكه از همه شما داناترم كه شب نازل شده است يا روز، در صحرا نازل شده است يا در كوه.»
اما بررسی راویان این حدیث:
- معمر بن راشد و عامر بن واثلة، هر دو از راویان صحیح مسلم هستند و لذا به بررسی نیاز ندارند.
- وهب بن عبدالله. ابن حجر این شخص را ثقه می‌داند.[۲]
همين روايت با همين مضمون از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) نيز نقل شده است، احمد بن حنبل در مسند خود می‌نويسد: «حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا بن أبي عدي عن حُمَيْدٍ عن أَنَسٍ قال قال رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم لاَ تسألوني عن شيء إلي يَوْمِ الْقِيَامَةِ الا حَدَّثْتُكُمْ.[۳] از أنس نقل شده است كه رسول خدا فرمود: از هر چه كه تا روز قيامت به وجود می‌آيد و اتفاق می‌افتد، سؤال نمی‌كنيد؛ مگر اين كه تمام آن‌ها را پاسخ می‌گويم.» اين روايت نيز از نظر سندی هيچ اشكالی ندارد و تمام راويان آن از روات بخاري و مسلم هستند.
مطلب دیگری که در پایان لازم است گفته شود طبق این حدیث، امام علی(علیه السلام) به احوال انسان‌های امروز هم به اذن و قدرت خدا علم و آگاهی دارد. و اعتقاد به این موضوع هم موجب شرک نمی‌شود، چرا که به اعتقاد شیعه ائمه با اذن و قدرت خدا در امورات دنیا تصرفاتی انجام می‌دهند.

پی‌نوشت:

[۱]. الصنعاني، تفسير القرآن، ج ۳، ص ۲۴۱، تحقيق: د. مصطفي مسلم محمد، ناشر: مكتبة الرشد، الرياض، الطبعة الأولي، ۱۴۱۰هـ.
[۲]. ابن حجر عسقلانی، تقريب التهذيب ج ۱، ص ۵۸۵، دار النشر: دار الرشيد، سوريا، ۱۴۰۶ - ۱۹۸۶، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عوامة.
[۳]. أحمد بن حنبل، مسند أحمد بن حنبل، ج ۳، ص ۱۰۷، ح ۱۲۰۶۳، ناشر: مؤسسة قرطبة، مصر.


مشاهده همه ی 1 نظر
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
 لینک

http://didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/erfhanha/osho/9.jpg
جایگاه انسان در عرفان اوشو
اوشو یک نویسنده به معنای رایج کلمه نیست؛ او خود تاکنون هیچ کتابی ننوشته است و کتاب‌های چاپ‌شده به نام اوشو، در حقیقت، نسخه‌برداری از سخنرانی‌های وی هستند.
از دیدگاه اوشو انسان، «حیوان ناقصی است که خود، به تنظیم و برنامه‌ریزی زندگی خویش می‌پردازد. او موجودی است بالقوه است که فرصت بالفعل شدن استعدادهایش را بدون کمک گرفتن از هیچ نیرویی، در اختیار دارد. توانمندی‌های فراوان و ظرفیت نامحدود درونیش، او را از سایر حیوانات جدا ساخته است.» تفاوت اصلی انسان و حیوان، در توانایی انسان برای برنامه‌ریزی زندگی و ناتوانی حیوان برای این کار و چگونگی بروز احساسات و هیجانات، خلاصه می‌شود. انسان در تعیین سرنوشت، خود، محور و اصل است و اوست که آینده خود را رغم می‌زند. انسان، باقدرت خلاقیت خود، می‌تواند به‌سوی صعود، یا به‌سوی سقوط، گام بردارد. او در درون خود سرشتی کمال خواه و سعادت طلب دارد و حس خداجویی و خداپرستی نیازی است که او را به‌سوی سرچشمه کمال و سعادت می‌برد.[۱]
درواقع، «خدای اوشو همان لذت پرستی است که انسان، باقدرت فراوان خود، بهشت (لذت‌جویی) یا جهنم (سرکوب جنسیت و مبارزه با هواهای نفسانی) را انتخاب می‌کند.» انسان با همه قابلیت‌هایش، دارای دو ساحت و دو بال است (ساحت جسم و ساحت روح) که رفع نیازهای واقعی این دو و پرهیز از نیازهای دروغین و افسارگسیخته، زمینه‌ساز کمال اوست.
اوشو انسان را موجودی دو ساحتی می‌داند که یک ساحت او ماده و ساحت دیگرش، روح است. اوشو، به تکامل انسان معتقد است و برای او دو بال، فرض می‌کند که با کمک آن‌ها به آسمان کمال، پرواز می‌کند. یکی از این دو بال، ماده (جسم) وبال دیگر، روح است که اگر انسان بخواهد حقیقت خود را تجربه کند، باید به این دو بال توجه داشته باشد. «تو به دو بال، نیاز داری؛ بیرون و درون، ماده و روح.»[۲]
از دیدگاه اوشو برون و درون انسان، از همدیگر، جدایی‌ناپذیرند و بدن و روح، یکی بوده و از هم جدا نمی‌شوند. پس اوشو می‌گوید: «هر آنچه را که جامعه به تو داده دور بینداز؛ شخصیت، اخلاق، مفهوم خوب و بد، جدایی بدن و روح».[۳]
 اوشو در اینجا بدن و روح را جدایی‌ناپذیر می‌داند. او باور به جدایی‌پذیری روح و بدن را باوری تحمیلی از افراد جامعه می‌داند و درجایی دیگر، تأکید می‌کند که بدن و روح، یگانه‌اند: «بدن و روح تو یگانه و یکی هستند».[۴]
بنابراین با توجه به نظر و دیدگاه اوشو «بدن و روح، باهم، دو دشمن نیستند، بلکه دوست هم هستند؛ درواقع، نمی‌توانند جدا از هم، وجود داشته باشند.»[۵]
همچنین دیدگاه غربی و شرقی هم این بوده است که انسان، دارای یک‌قطب و یک بعد است، درحالی‌که در فراسوی این دو، توازن کاملی از هر دواست؛ او هم روح است و هم بدن.[۶]  
باکمی تأمل در گفتار اوشو متوجه یک نوع ناسازگاری درونی می‌شویم و آن‌هم اینکه نقص، ویژه انسان نیست: نقص، در تمامی موجودات (مخلوقات) وجود دارد نه اینکه ویژه انسان باشد و جداکننده انسان، از دیگر حیوانات، به شمار آید. اما اوشو معتقد است، نقص، ویژه انسان است که باید به کمال، تبدیل شود. اوشو می‌گوید: «انسان، موجودی نامحدود و دارای ظرفیت‌های ناتمام است و برای او مرزی وجود ندارد.» ولی حقیقت این است که باید گفت، انسان موجودی محدود است، او موجودی دو ساحتی است که کمیت و کیفیت در او، از صفات ساحت مادی و زمانمند و مکان مند است. همه ویژگی‌های ساحت مادی و جسمانی او، محدودیت ساز است و بُعد جسمانی انسان، به‌وضوح، اثبات‌کننده محدودیت انسان است. بنابراین اوشو خود با پذیرش دو ساحتی بودن انسان، اصل نامحدود بودن انسان را نقض کرده است. علاوه بر این، نامحدود و نامتناهی بودن فقط ویژگی موجودی است که وجودش ضروری باشد و او کسی نیست جز واجب‌الوجود، که علت هستی‌بخش دیگر موجودات است. اما اوشو به نامحدود بودن انسان معتقد بوده و به او تصویر خدا گونه می‌بخشد. همچنین انسان موجودی بی‌نهایت نیست بلکه باید به بی‌نهایت برسد: با توجه به اینکه انسان موجودی ناقص است، باید مسیر کمال را در پیش گیرد و با طی طریق، به کمال و بی‌نهایت و ابدیت، متصل شود. پس اگر بپذیریم که او بخشی از بی‌نهایت است، دیگر جایی برای تلاش در جهت رسیدن به تکامل باقی نمی‌ماند، چون سیر از نفس به کمال معنا نخواهد داشت.
درنتیجه باید گفت که قرآن کریم انسان را، موجودی مرکب از روح الهی و بدن مادی می‌داند و به همین خاطر زمینه صعود و سقوط بی‌نهایت را برای او قائل بوده و خداوند متعال در آیات متعددی او را ستایش و مدح کرده و از طرفی در نزدیک به شصت آیه نیز او را به‌نوعی مورد نکوهش قرار داده است. بنابراین باید گفت که دیدگاه اوشو راجع به انسان دیدگاه ناصواب و غلطی است، چون او انسان را از جایگاه واقعی و حقیقی خودش خارج کرده و از انسان موجودی فرا مادی و نامحدود ساخته که در عرض خداوند متعال قرار می‌گیرد.

پی‌نوشت:

[۱]. اوشو، تعلیمات تانترا، ج ۱، ترجمه بهروز قنبری و اشرف عدیلی، تهران، نشر هدایت الهی، ص ۱۰۱
[۲]. اوشو، گل‌های جاودانی، ترجمه محسن خاتمی، چاپ اول، تهران، نشرسی گل، ص ۲۲۳
[۳]. اوشو، راز، ترجمه محسن خاتمی، جلد ۱، چاپ دوم، نشر زریاب، ص ۹۲
[۴]. همان، ص ۸۵
[۵]. همان، جلد ۲، ص ۱۱۹
[۶]. اوشو، تائو ئیزم و عرفان شرق دور، جلد ۲، ترجمه فرشته جنیدی، چاپ اول، نشر هدایت الهی، ص ۴۹



مشاهده همه ی 2 نظر
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
 لینک

http://www.negarkhaneh.ir/UserGallery/2010/1/mazaherdesigner_21120000_3_Fixed.jpg
در قیامت از ولایت علی (ع) سوال می‌شود.
روایات صحیحی در کتب اهل سنت وجود دارد که در قیامت از ولایت امام علی (علیه السلام) سؤال می‌شود. در این نوشتار  یک روایت را از لحاظ سندی بررسی می‌کنیم. در سوره صافات ذیل این آیه «وقفوهم إنهم مسؤولون [صافات/۲۴] آنها را نگهدارید که باید بازپرسی شوند!»، از رسول خدا روایت شده است: «در قیامت از ولایت امیرمؤمنان علیه السلام سؤال می‌شود» لازم به ذکر است که به جهت اختصار فقط به ذکر یک روایت در این مورد اکتفا می‌شود.
اصل روایت از حاکم حسکانی نقل شده است: «حدثنا أبو عبد الرحمان السلمی إملاءا، أخبرنا محمد بن محمد بن یعقوب الحافظ، حدثنا أبو عبد الله (الحسین بن محمد) ابن عفیر، حدثنا أحمد، حدثنا عبد الحمید، حدثنا قیس، عن عطیة، عن أبی سعید، عن النبی صلی الله علیه وآله وسلم فی قوله (تعالی): "وقفوهم إنهم مسؤولون" قال: عن ولایة علی بن أبی طالب. [۱] ابو سعید خدری می‌گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در ذیل آیه مذکور فرمود: از ولایت علی علیه السلام سؤال می‌شود.»
و اما بررسی راویان این حدیث:
شخصیت حاکم حسکانی از منظر علمای اهل سنت: ذهبی از علمای مشهور اهل سنت، در کتاب خود حاکم را چنین معرفی می‌کند: «یعنی پیشوا، راوی حدیث، با تقوا، کسی که تمام روایات را حفظ است»[۲] أبو عبد الرحمان السلمی: ابو یعلی قزوینی در کتابش به توثیق این راوی تصریح می‌کند: «ابو عبد الرحمن ... ثقه است و همه بر صحتش اجماع دارند و از جمله زاهدان بوده است.»[۳]
محمد بن محمد بن یعقوب: ذهبی در کتاب خود  ایشان را چنین توصیف می‌کند: «حافظ (کسی که یک صد هزار حدیث حفظ بوده)، عبد صالح و از حاکم نقل می‌کند که در میان اصحاب ما کسی همانند او با فهیم تر نبوده است»[۴] ابن عفیر: شمس الدین ذهبی در تاریخ الاسلام آورده است که دارقطنی وی را توثیق کرده است. [۵]
احمد بن الفرات: ابن حجر عسقلانی در کتاب «تقریب التهذیب» به توثیق او تصریح کرده است. [۶] عبد الحمید بن عبد الرحمن حمانی: از راویان بخاری می‌باشد و نیاز به بررسی ندارد. قیس بن حفص الدارمی: ابن حجر عسقلانی وی را موثق می‌داند. [۷]
عطیة بن سعد بن جنادة: ترمذی صاحب یکی از صحاح سته اهل سنت روایت وی را صحیح می‌داند. [۸]
نتیجه: این روایت از نظر اهل سنت معتبر است و طبق این روایت معتبر، در عالم قیامت از ولایت امیر مؤمنان (علیه السلام) سؤال می‌شود.

پی‌نوشت:

[۱]. الحاکم الحسکانی، شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۱۶۲، تحقیق: الشیخ محمد باقر المحمودی، ناشر: مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامی- مجمع إحیاء الثقافة، الطبعة: الأولی، ۱۴۱۱ - ۱۹۹۰ م.
[۲]. ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج ۱۸، ص ۲۶۸، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، ۱۴۱۳ هـ.
[۳]. الخلیلی القزوینی، الإرشاد فی معرفة علماء الحدیث، ج ۳، ص ۸۶۰، تحقیق: د. محمد سعید عمر إدریس، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض، الطبعة: الأولي ۱۴۰۹
[۴]. ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج ۳ ص ۹۴۴، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولی.
[۵]. ذهبی، تاریخ الإسلام  ج ۲۳ ص ۴۹۳، دار النشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - ۱۴۰۷ هـ - ۱۹۸۷ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمری.
[۶]. العسقلانی الشافعی، تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۸۳، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولی، ۱۴۰۶ - ۱۹۸۶.
[۷]. عسقلانی، تقریب التهذیب  ج ۱ ص ۴۵۶، دار النشر: دار الرشید - سوریا - ۱۴۰۶ - ۱۹۸۶، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد عوامة.
[۸]. الترمذی السلمی، سنن الترمذی، ج ۴، ص ۵۹۱، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.




برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
 لینک

Shah-Farah.jpg
سیاست‌های رژیم پهلوی در تغییر باورهای مردم
ایرانی‌گرایی یا به تعبیری «پارسی‌گرایی» از جریان‌های فکری بود که در سال‌های پیش از مشروطه شکل گرفت. این جریان، واکنش عده‌ای از ایرانیان دوره قاجار در قبال آشنایی با پیشرفت و تمدن‌غرب از یکسو و آگاهی از عقب‌ماندگی و ضعف خود از سویی دیگر بود. این نوعی رجعت به عقب و بازگشت به گذشته‌هایی بود که ایران، بزرگترین قدرت عصر خود به‌شمار می‌آمد. ایران برای پارسی‌گرایان صرفاً خلاصه می‌شود در آن امپراطوری عظیمی که از هند تا شمال گسترش داشت و سرآمد قدرت و تمدن عصر خود بود. اما آن امپراطوری پهناور و تمدن بزرگ در نتیجه یورش اعراب و چیرگی اسلام از بین رفته و جای آنرا ایرانی عقب مانده، فقیر و ناتوان می گیرد. از دید پارسی‌گرایان، مسبب اصلی همه مصیبت‌های ایران در حمله اعراب و ظهور اسلام خلاصه می‌شود و همه مشکلات، ضعفها و انحطاط ایران از این مقطع آغاز می‌گردد. (زیباکلام، سنت و مدرنیته: ۳۵۳) از تئوریسین‌ها و رهبران فکری پارسی‌گرایی یا ناسیونالیسم افراطی در ایران می‌توان به آخوندزاده و میرزا آقاخان‌کرمانی اشاره کرد. میرزا آقاخان‌کرمانی در بسط و توضیح افکار ناسیونالیستی خود حتی به جابه‌جایی و پاکسازی قومی نیز اذعان دارد. چنانچه در رساله «خوزستان» به زرتشتیان و پارسیان هند پیشنهاد می‌کند به موطن اصلی خود کوچ کنند و اراضی اهواز در خوزستان را خریداری، مملکتی همچون بمبئی و کراچی در کنار کارون ایجاد کنند تا این سامان متمول و سرشار از روح ایرانی گردد. (امیراحمدی، راهبران فکر مشروطه: ۱۱۷) رژیم پهلوی با به میراث‌بردن پشتوانه فکری روشنفکران دوران مشروطه، آمال و آرزوهای خود......

برای مشاهده ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید

مشاهده همه ی 2 نظر
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب

167275_786.jpg
افراط تفریط در ادیان غیر الهی

دراین نوشتار می خواهیم مقایسه‎ای كوتاه بین دین مبین اسلام و آیین هندو داشته باشیم و دین اسلام را كه حق است و از سرچشمه حقیقت گرفته شده، با دینی كه دست ساز بشر است، چه تفاوتهائی می‎توانند داشته باشند، و چگونه كار این‌گونه ادیان بشری و غیر واقعی، به افراط و تفریط كشیده می شود.

هندوئیسم :

آیین هندو شكل تحول یافته‌ای از آیین برهمائی است كه به تدریج و عمدتا در قرون هشتم و نهم میلادی به صورت كنونی آن در آمده است .

فرهنگ و تربیت ودائی و نظام طبقاتی هند‌وها: حدود قرن ( ۶ ق . م ) در اوج قتدار روحانیون هندو، یعنی برهمنان، نظام طبقاتی شدیدی كه مدت ۲۵۰۰ سال سایه سهمگین خود را برسر كشور پهناور هندوستان افكنده بود، مردم را رنج می‌داد؛ هنوز هم بقایای آن نظام طبقاتی دركشور هندوستان وجود دارد. این نظام طبقات اجتماعی را،«كاست » « cast » می‌خوانند كه واژه‎ای پرتغالی و به معنای نژاد است، دراین نظام چهار طبقه اصلی وجود دارد :

۱- برهمنان : طبقه روحانیون

۲- كشاتریاها ؛ طبقه شاهان ، شاهزادگان وجنگاوران

۳- ویشایاها : طبقه بازرگانان ودهقانان

۴ - شودرها : طبقه كارگران

و فروتر از این چهار طبقه، بومیان غیر آریائی هندوستان بودن كه شودرها یا « نجس ها » نامیده می‌شدند. افراد این طبقه به هیچ وجه حق نداشتند در محله‎های آن طبقات چهارگانه تردد كنند. هرگاه از باب ضرورت برای حمل زباله و كناسی به اماكن آنان می‌رفتند، موظف بودند با صدای بلند حضور خود را اعلام كنند كه مبادا نگاه افراد طبقات بالا به این گروه بیفتد. دراین صورت، بیننده موظف بود كه با غسل خود را طاهر كند. داد وستد نیز از راه دور، با گذاشتن پول در مكانی و تقاضای متاع با فریاد و اختفای كامل انجام می‎گرفت .

گوش دادن به تلاوت كتاب‌های مقدس نیز برآنان حرام بود و اگر فردی از ایشان دراین مورد استراق سمع می‌كرد، مجازات وی این بود كه سرب مذاب در گوش او ریخته شود .

عجیب‌تر اینكه افراد طبقه نجس‌ها، به این وضع خو گرفته، آن را حق خود می‌پنداشتند. كه براساس اعتقاد به تناسخ این تیره بختی زاییده بد كرداری آنان در زندگانی پیشین است و هر گونه دفاع از « نجس‎ها » خلاف شرع و غیر مقبول بود. البته این سنت اجتماعی درسال ۱۹۵۵ رسما لغو وتنها جلوه‎ هائی از آن باقی است.

بخشی از اعتقادات آنها :

یكی از اعتقادات هندوها، كه از تقدس بالائی برخوردار است، رودخانه گنگ است كه غسل كردن در آن از عبادات مهمّ شمرده می‌شود. گل نیلوفر نیز بین آنان مقدس است. قربانی كردن و به ویژه قربانی اسب، از اعمال عبادی آنان به شمار می‌آید. قربانی انسان نیز كه تا عصری نزدیك وجود داشت، اكنون ممنوع است .

یكی از اعتقادات آنان «اهیمسا» به معنای پرهیز از آزار جانداران اصل مهمّی است كه در زمان‌های بعد تحت تاثیر تعالیم مهاویرا « بنیانگذار جنیسم شاخه‌ای ازهندوان» مورد توجه قرار گرفت و تاكنون به شدت رعایت می‌شود. این آموزه خوردن گوشت حیوانات را عملی غیر اخلاقی می‌داند واین مسئله تاثیر مهمّی بر شیوه زندگی هندوان داشته است. به عقیده آیین جین ( یكی از انشعابات آیین برهمائی است كه در قرن ششم قبل از میلاد پایه گذاری شد. ) رستگاری بر دو اصل استوار است، یكی ریاضت كشی، و دیگری اهیمسا یا پرهیز از آزار جانداران. دراین آیین، كندن زمین برای كشاورزی كه ممكن است موجب كشته شدن حشرات و كرم‌های درون زمین شود، حرام است واستفاده از محصولات زیرزمینی مانند چغندر، هویج، شلغم،‌ سیب زمینی، كه كندن زمین را همراه دارد جایز نیست، چرا بخاطر اینكه مبادا یك كرم كوری با كندن زمین خدائی ناكرده تلف بشود و ازبین برود. پیروان این آیین بیمارستان‌های بزرگی برای معالجه حیوانات اهلی و وحشی دایر كرده‌اند و معمولا پارچه‌ای بردهان خود می‌بندند كه مبادا حیوان ریزی هنگام نوشیدن آب به دهان‌شان وارد شود و جان دهد و همچنین جاروبی از پرطاووس در دست می‌ گیرند و حشرات ریز را از مسیر خود دور می‌كنند .

اما همین آیین خود كشی از طریق ترك طعام و شراب را فضیلتی بسیار بزرگ به شمار می‌آورد و خود مهاویرا نیز به این شیوه در گذشته است. و همچنین هندوان جسد مردگان خود را با مراسمی دینی می‌سوزانند و خاكستر آن را بررود گنگ بر باد می‌دهند. هنگام سوزاندن جسد مرد متوفی، همسر وی نیز به نشانه وفاداری میان توده‌های هیزم می‌خوابید و همراه شوهر خود می‌سوخت و برای تشویق زنان به این امر، به وی لقب ستی ( sati ) به معنای بانوی وفادار و با فضیلت عطا می‎شد.

افراط و تفریط را بنگرید؛ از یك طرف حاضر نیست زمین را شخم بزند و از مواهب الهی و نعمت‎های خدادای استفاده نماید، مبادا كرمی دراین شخم زدن زمین ازبین برود ولی از طرف دیگر حاضر می‌شوند كه به خاطر درك فضائل جان خود را به خطر انداخته و از گرسنگی و تشنگی بمیرد و همچنین حاضر می‌ شود كه یك زن بی‌گناه بخاطر فكر و اعتقاد غلط خود را در درون آتش بسوزاند و نابود كند .

البته سوزاندن زوجه را انگلیسی‎ها درسال ۱۸۲۹ درقسمت‌هائی از هندوستان كه در دست داشتند، ممنوع كردند و این منع به تدریج فراگیر شد .

آنان همچنین احترام به موجودات زنده مخصوصا گاو را از اصول دین خود می‎شمارند. هندوان گاو را مقدس‌ترین حیوانات می‌دانند و مجسمه آن را در منازل و معابد و میادین شهرها نصب می‌كنند. خوردن گوشت گاو و استفاده از پوست آن ممنوع است. و هنگامی كه گاوی می‌میرد آن را با مراسم مذهبی خاصی به خاك می‎ سپارند و دربرخی شهرها خوردن تخم مرغ نیز ممنوع است. ولی از طرف دیگر خوردن ادرار و سرگین گاو، از اهمیت ویژه‌ای بین هندوان برخوردار است؛ نوشیدن ادرار گاو وخوردن سرگین آن برای تبرّك و تط

مشاهده همه ی 3 نظر
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب

w535
چرا حکم ارتداد قتل است؟

دین اسلام بی نقص و بی عیب است؛ رسول خدا صل الله علیه و آله می فرمایند:«الاِسلامُ یَعْلو وَ لا یُعْلا عَلیه» دین مبین اسلام، بلند و بی عیب و نقص است و هیچ راه یا ایده‌ای که بشر فاعل آن باشد از اسلام بالاتر و پرمحتواتر برای ادامه زندگی بشری نیست. [۱]

اما با توجه به اینکه شبهات گوناگونی در فضای حقیقی و بالاخص در فضای مجازی و ...جهت ناکارآمد جلوه دادن اسلام محمدی(ص) مطرح می‌شود لازم است تک تک این شبهات بررسی شده تا بی عیب بودن اسلام ناب روشن گردد.

یکی از شبهاتی که مطرح می‌شود شبهه قتل مرتد است، شبهه را این گونه بیان می‌کنند که قتل مرتد مخالف با اختیار و آزادی است که خداوند به انسان داده است!چرا جزای مرتد در دین اسلام اعدام است؟

پاسخ به شبهه: برخی خیال می کنند به محض اینکه مسلمانی مرتد شد اعدام می‌شود، مثل اینکه اکثرا خیال می‌کنند در همه موارد باید دست دزد قطع گردد، در صورتی که ۱۰ شرط برای قطع دست دزد در روایات ذکر شده است. دقیقا در مسئله قتل مرتد هم بدین گونه است و این طور نیست که هر کسی از عقیده خود دست برداشت و به دین دیگری گروید فورا اعدام شود. امام خمینی رحمه الله علیه در این مورد می فرماید: «حكم مرتد حقیقی، تنها در برخی مواردِ خاص بسیار سخت بوده و اعدام است» (۲) اما نه هر انکار و تشکیکی در دین اسلام ارتداد محسوب می‌شود و نه هر فردی به صرف تغییر دین، خونش مباح شده، اعدام می‌شود.

مشاهده همه ی 1 نظر
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب

lshf_1109767-2048536fdd880666b8134bd412f
هیچ منعی در عبادت خداوند به صورت دلخواه وجود ندارد. قرآن کریم می‌فرماید: الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ﴿آل‌عمران: ١٩١﴾
همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده‌اند، یاد می‌کنند؛ و در اسرار آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند؛ (و می‌گویند:) بار الها! این‌ها را بیهوده نیافریده‌ای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!
بنا بر این هر کس به هر صورتی که بخواهد می‌تواند خداوند را عبادت کند. اساس معنی ذکر خدا همین است که همیشه و در همه حال به یاد خداوند متعال باشیم. اما در عین حال خداوند واجباتی را به صورت حداقل برای ما مقرر داشته که آن‌ها را باید طبق آنچه خداوند خود فرموده است انجام دهیم. از جمله آن‌ها نماز است که در تمام ادیان گذشته وجود دارد. مانند بودیسم،‌ هندوئیسم، جینیزم، شینتوئیزم، زرتشت، یهودیت و مسیحیت. اما نمازی که در دین مبین اسلام است از نماز سایر ادیان کامل‌تر و حتی آسان‌تر است. به عنوان مثال شما می‌توانید جستجو کنید و فیلمی از نماز یهودیان را دانلود کرده و مشاهده کنید و ببینید که چقدر طولانی و سخت است.
در نماز اسلام نیز برخی از آداب آن جزء مستحبات است. به عنوان مثال تسبیحات اربعه طبق نظر مشهور مراجع، فقط یک بار هم می‌تواند خوانده شود. قنوت مستحب است و می‌تواند خوانده نشود و ...
با این حال انجام مستحبات و خواندن نماز کامل به انسان توفیق بیشتری در انجام عبادات می‌بخشد.
علاوه بر آنچه گفتم به نکات زیر نیز توجه کنید:
نکته­ اول: می‌توان گفت عمده‌ترین دلیل در خواندن نماز به زبان عربی، پس از آن که نماز، سنت پیامبر است و عبادات توقیفی (به جا آوردن آنها باید به همان شکلی باشد که خداوند تعیین فرموده است) هستند، حفظ و بقای نماز در طول قرون و اعصار است که بدون کم و کاست برای همیشه باقی بماند و اگر هر کسی به زبان محلی و مادری خود آن را تلفظ می‌نمود احتمال کم و زیاد شدن الفاظ، تحریف و آمیخته شدن به خرافات و مطالب بی اساس منتفی نبود و چه بسا این تغییرات، به دیگر واجبات و ارکان نماز نیز سرایت می‌کرد و شاید کم کم اصل نماز از اهمیت افتاده و کاملاً به فراموشی سپرده می‌شد.

بدیهی است برای اینکه هر چیزی برای همیشه و در طول تاریخ بماند باید دارای معیار و مقیاسی غیرقابل تغییر باشد، نظیر اینکه در مورد اندازه، میلی متر، سانتی متر و یا متر و در مورد وزن، گرم، کیلو و... را به عنوان معیار و میزان غیرقابل تغییر قرار داده‌اند، هم چنین در مورد نماز، اموری را که به نام واجبات و ارکان است به عنوان معیار و ملاک قرار داده‌اند که یکی از آنها لزوم عربی بودن اذکار واجب آن است.

نکته­ دوم: اسلام یک دین جهانى است و مى‏خواهد همه‌ی مسلمانان را در یک جبهه و صف واحد قرار دهد. تشکیل چنین جمعیتى بدون زبان واحدى که همه با هم تفاهم کنند، امکان‏ پذیر نیست و زبان عربى که به اعتراف اهل فن، از جامع‏ترین زبان‏هاى دنیاست، مى‏تواند به عنوان یک زبان بین‌المللی و زبان نماز تمام مسلمانان، رمز وحدت و نشانه‏ى یگانگى مسلمانان ‏باشد؛ این اصل در سایر دستورات اسلامى، همچون به سوى قبله‏ى واحد نماز خواندن و... نیز تجلى پیدا کرده است.

نکته­ سوم: ممکن است به ذهن کسی برسد که وادار کردن مردمی غیر مسلط بر زبان عربی به خواندن نماز به زبان عربی، نوعی ایجاد مشقت برای آنها و اجحاف و ستم در حق آن‌هاست. در جواب می‌توان گفت برای مردمی که برای رفع حوائج روزمره‌ی خود، ده‌ها و بلکه صدها اصطلاح و واژه­های بیگانه را به راحتی یاد گرفته و به کار می‌برند، یاد گرفتن کلمات نماز که مجموع کلمات واجب آن (با حذف کلمات تکراری) حدود ۲۰ کلمه می‌باشد، کار مشکلی نیست و از طرف دیگر، معنای ظاهری و سطحی کلمات نماز بسیار ساده و آسان است و همه­ی مردم به راحتی می‌توانند معنای سطحی و ظاهری بسم الله الرحمن الرحیم و... را یاد بگیرند؛ هر چند این کلمات دارای معانی عمیق و گسترده نیز هست.

نکته­ چهارم: از نظر زبان‌شناسان، زبان عربی از کامل­ترین زبان‌های دنیا است که به خوبی می‌تواند مفاهیم و مطالب گسترده و عمیق را در قالب‌های زیبا و کوتاه بیان کند. [۱]

نکته­ پنجم: عربى بودن الفاظ و اذکار در هر حکم و عبادتى شرط لازم نیست. همان طوری که بنا بر نظر بعضى از علما، عربى بودن صیغه‏ى عقد ازدواج ضرورتى ندارد [۲] و بعضى از علما همچون امام خمینى (قدس سره) در این باره مى‏فرمایند: اگر مکلف خودش نمى‏تواند صیغه را به عربى بخواند، حتى در صورتى که بتواند وکیل بگیرد جواز عقد به غیر عربى خالى از قوت نیست. [۳] هم چنین لازم نیست دعاها نیز حتماً به عربى خوانده شوند و انسان در غیر از حالت نماز می‌تواند با خداوند به هر زبانی صحبت و با او راز و نیاز کند و به فتوای اکثر مراجع، در نماز نیز در غیر از اذکار واجب و خصوصاً در قنوت، می‌تواند به زبان غیر عربی دعا کند. [۴] البته آنچه گفته شد به معناى بى توجهى مسلمانان به معانى اذکار در نماز و... نیست؛ بلکه بر هر مسلمان لازم است که با معناى نماز و دعاها آشنا گردد تا بفهمد با خداى خود چه مى‏گوید، و در این صورت است که اعمال او خشک و بى‏روح تلقى نشده و سکوى پرواز او به سوى ابدیت خواهند گشت.

[۱]. المیزان، ج ۴، ص ۱۶۰؛ تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۳۰۰ و ج ۱۳، ص ۳۱۱.

.[۲] معلقات آیت الله گرامى، ج ۴، ص ۶۴۵.

.[۳] عروة الوثقى، ج ۲، حاشیه‏ى ص ۶۴۵.

[۴]. توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۶۲.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب

10000-buddhas-monastery-6%255B6%255D.jpg
بودا شاهزاده هخامنشی نیست.

خبری چند روز قبل در خبرگزاری‌های پخش شد مبنی بر اینکه بودا، شاهزاده‌ای هخامنشی است که خلاصه متن خبر چنین است: وب سایت اینترنتی «خاستگاه‌های کهن» (ancient origins) چکیده‌ای از کتاب «بودای بابلی: تاریخ گم شده و بصیرت کیهانی سیذارتا گوتاما» به قلم «هاروی کرفت» را منتشر کرده که در آن رد پای سیذارتا – بودای بزرگ – را در ایران باستان می‌یابد. نوشته‌های روی مهرهای پادشاهان هخامنشی سرنخ‌هایی به دست باستان شناسان داده که بر اساس آن ادعا می‌کنند «سیذارتا گوتاما» – بنیانگذار آیین بودا – در پارس باستان (غرب ایران کنونی) به دنیا آمده و عضو خاندان سلطنتی هخامنشی بوده است. این کشف هیجان انگیز در پی تجزیه و تحلیل نوشته‌های روی مهرهای خانوادگی و لوحه‌ها و کتیبه‌های یافته شده در پرسپولیس، کاخ سلطنتی داریوش بزرگ هخامنشی و یافتن ارتباط میان مهرها با نام سیذارتا گوتاما و پدرش «سودودانا گوتاما» به دست آمده؛ کشفی که دکتر «راناجیت پال» در مقاله‌ای در ارتباط با ظهور ادیان بودایی و زرتشتی در ایران باستان با شرح و تفصیل و با ذکر جزئیات به آن پرداخته است. روی تاج خاندان سلطنتی تصویری از پادشاه تاج بر سر در میان دو فرشته نگهبان قلم زنی شده و مهرهای کاخ تخت جمشید هم حاوی اسامی اعضای خاندان سلطنتی و دیگر شخصیت‌های مهم در قلمرو ایران باستان است. باستان شناسان در بررسی شماری از مهر‌های به دست آمده از تخت جمشید، دریافتند که سرامانا (شامان مرکب از شیر و خورشید) اشاره به سدا آرتا (سیذارتا) دارد – سیذا به معنی (رهایی بخش) و ارتا به معنی حقیقت کیهانی. باستان شناسان با مقایسه این گفته با تصاویر روی مهرها و کتیبه‌های تخت جمشید و بررسی مهرهایی که در کاوش‌‌های باستان شناسی تخت جمشید به دست آمده، این پرسش را مطرح کردند که تاج خاندان گوتاما در پارسه (سرزمین پارس) چه می‌کرده؟ آیا پیوند و رابطه‌ای میان سیذارتا گوتاما با امپراتوری ایران وجود داشته است؟ کتیبه‌های داریوش بزرگ حاکی است که «اهورامزدا» خدای زرتشتیان، داریوش را فراخوانده تا (در سال ۵۲۲ پیش از میلاد) تخت سلطنت را از گوماتا، مغ بزرگی که پس از مرگ کمبوجیه تاج و تخت را غصب کرده بود، بازپس بگیرد.[۱]
در ادامه، نظر عبدالمجید ارفعی را قرار می‌دهیم، که آیا این مطلب درست هست یا خیر؟
عبدالمجید ارفعی استاد نامدار و برجسته‌ی زبان‌های باستانی (ایلامی و بابلی) به اَمرداد گفت: «هرکسی که هر سخنی می‌گوید نباید به سادگی پذیرفت. تا آن‌جا که من آگاهی دارم «گئومات» یک مُغ بوده و هیچ پیوندی با بودا ندارد و ما نباید به این‌گونه سخنان ناروا گوش فرا دهیم. چنین چیزی را من در هیچ نوشته‌ی بابلی ندیدم و این دو هیچ پیوندی با هم ندارند و بهتر است به این‌گونه چیزها ارزشی نداده و به آن نپردازیم»[۲].
نکته‌ای که در این متن هست، اینکه بودا در پارس باستان یعنی غرب ایران کنونی به دنیا آمده است، ولی طبق نظر بوداشناسان این مطلب درست نمی‌باشد. بنا بر داستان‌های بودایی، سیدارتا شاهزاده‌ای بود بنام سیدارتا گوتما از تیره شاکیا در منطقه کاپیلاواستو در نپال امروزی می‌زیست. او در باغ های لومبینی در نپال کنونی به دنیا آمد.[۳]

پی‌نوشت:

[۱]. نگاه کنید به سایت www.ancient-origins.net (link is external)
ایرنا، کد خبر: ۸۱۵۹۵۵۷۴ (۴۶۳۵۷۳۲)، تاریخ خبر: ۱۵/۰۲/۱۳۹۴. کلیک کنید... (link is external)
تابناک، کد خبر: ۴۹۷۴۳۲، تاریخ انتشار: ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴. کلیک کنید... (link is external)
[۲]. خبرگزاری امرداد، تاریخ انتشار: ۲۱/۰۲/۱۳۹۴، کد خبر: ۱۴۱۹۹، کلیک کنید... (link is external)
[۳]. سایت www.buddhanet.net (link is external)، کلیک کنید... (link is external)
کتاب درسنامه ادیان شرقی، نوشته علی موحدیان عطار، محمد علی رستمیان، كتاب طه، نشر قم، ۱۳۸۶

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب

c4.jpg
ازدواج نمادین پدر و دختر در کلیسا
نشریه دیلی میل انگلستان با انتشار خبری تحت عنوان «You are married to the Lord and your daddy is your boyfriend» (یعنی شما با خداوند ازدواج می‌کنید و پدر شما دوست پسر شماست)، از مراسم ازدواج دختر بچه‌های آمریکایی با پدرانشان خبر داد. در این مراسم دختران با پدرانشان که نماینده خداوند محسوب می‌شوند، ازدواج می‌کنند و دختران بکارت خود را به پدرشان هدیه می‌دهند. پدران نیز متعهد می‌شوند که از آن تا هنگام ازدواج مراقبت کنند.
این مراسم در حال حاضر در ۴۸ ایالت از ۵۰ ایالت آمریکا اجرا می‌شود. در این مراسم دختران با پوشیدن لباس سفید، دست کردن انگشتر عفت، انداختن شال سفیدی بر روی صلیب و رقصیدن با پدر به ازدواج با پدرانشان در می‌آیند.
اما چند مطلب:
این مراسم هیچ ضمانتی برای بهبود رفتار دختران در بیرون از خانه ندارد. برای حفظ عفت یک انسان، علاوه بر اینکه باید شخص مراقب رفتار خود باشد، جامعه نیز باید به گونه‌ای باشد که افراد به گناه کشیده نشوند. نمی‌توان جامعه را در فساد اخلاقی و بی‌بندوباری آزاد گذاشت، بعد از افراد جامعه تعهد گرفت که در این منجلاب فساد سقوط نکنند. به قول سعدی شیرازی: «چو گِل بسیار شد پیلان بلغزند».
دینی کامل است که برای زندگی فردی و اجتماعی افراد احکام و برنامه‌ریزی داشته باشد. نمی‌توان گفت: «ایمان صرف به مسیح نجات دهنده انسان است و با ایمان به عیسی مسیح انسان تولدی تازه می‌یابد که از هر پلیدی به دور می‌شود»! بلکه برای پاک ماندن زنان و مردان، باید حریم‌های زن و مرد حفظ شود نه اینکه زنان و مردان مسیحی در کلیسا با هر نوع لباسی حضور پیدا کنند و همدیگر را در آغوش کشند و برقصند و بعد دم از پاکی و عفت بزنند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید