بروز رسانی 
موسسه خیریه خادمین کتیج
مهربونمهربون
موسسه خیریه خادمین کتیج

با سلام گاهی خدا میخواهد با دست تو دست دیگر

با سلام
گاهی خدا میخواهد با دست تو دست دیگر بندگانش را بگیرد *وقتی دسای را به یاری میگیری بدان که دست دیگرت در دست خداست *
بارانی هستم مدیرعامل موسسه خیریه خادمین کتیج از استان سیستان و بلوچستان ، فعالیت این خیریه در راستای رفع نیازهای کودکان محروم و... در یکی از محرومترین مناطق کشور هست که سالها رنج ومحرومیت را تحمل کرده اند .
اینجا فقر به معنی واقعی بیداد میکند ، خانواده های را سراغ دارم که علاوه بر کپر نشینی حتی یک سرویس بهداشتی هم ندارند . بسیاری در یک اتاق کوچک با چند فرزند زندگی مبکنند .
اعتیاد ، به دلیل بیکاری به وفور دیده میشود ، کمبود مدرسه و کلاس درس زیاد داریم
روستا هایی هستند که نه آبی سالم دارند و نه راه دسترسی مناسب .
و هزاران نبود و کمبود دیگر. حال کیست که به داد محرومین برسد!!!
راستی ، اینجا ایران است پاره تن من و شما از همین رو ما همکاری و کمک شما را خواستاریم .
در صورت امکان مایل به گفتگویی با شما هستم.
تلفن : 09159974036
وبسایت : www.khademincharity.com
اینستاگرام و تلگرام : khdemin_kotijcharity

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
♡♥بــ رقيه ـانو ♥♡لبیک یا حسین
آروم و عادیآروم و عادی
♡♥بــ رقيه ـانو ♥♡لبیک یا حسین

ارباب حلال کن خدانگه دار ای ماه محرم وصفر

ارباب حلال کن خدانگه دار ای ماه محرم وصفر

ارباب حلال کن
خدانگه دار ای ماه محرم وصفر ارباب ....
حسین جان شفاعت کن مارا
ارباب نظر کن به مرضامون به گرفتارامون به حاجتمندامون...
نظر کن به دلهای خسته. وگرفته...به دل امام زمان
حسین جانم مارو به یک سلام ازنزدیک میهمان کن

چشمهایمان را به دیدن حرمت روشن کن
پاهایمان را به بین الحرمینت برسان
ودستهایمان را به شش گوت
خدایا ما رو حسینی بدار..حسینی بمیران ..شور وشعور حسینی به ما عنایت کن

مشاهده همه ی 1 نظر
فرشته (مادرم عاشقتم)
لوسلوس
فرشته (مادرم عاشقتم)

‏آدمی به مرور آرام می‌گیرد بزرگ میشود

‏آدمی به مرور آرام می‌گیرد بزرگ میشود

‏آدمی به مرور آرام می‌گیرد
بزرگ میشود
‏بالغ میشود
و پای اشتباهاتش می‌ایستد
‏گذشته‌اش را قبول می‌کند،
نادیده‌اش نمی‌گیرد
‏می‌فهمد که زندگی یک موهبت است،
یک غنیمت است
‏یک نعمت است
و نباید آن را فدای آدم‌های بی‌مقدار کرد!
‏اصلا از یک جایی به بعد حال آدم خودش خوب می‌شود...




‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❅•

مشاهده همه ی 2 نظر
✿¸.•❤•.❀•امیرعلی •❀.•❤•.¸✿
آروم و عادیآروم و عادی
✿¸.•❤•.❀•امیرعلی •❀.•❤•.¸✿
هوالجبّار

هوالجبّار...

مشاهده همه ی 1 نظر
✿¸.•❤•.❀•امیرعلی •❀.•❤•.¸✿
آروم و عادیآروم و عادی
✿¸.•❤•.❀•امیرعلی •❀.•❤•.¸✿

دوستم پزشكه ديشب تعريف كرد كه : حاج

دوستم پزشكه ديشب تعريف كرد كه :

حاج آقاى مسنى با خانوم جوانش كه خيلى هم خوشگله آمدن مطب ، معاينه كردم ، ريه حاج آقا مشكل داشت حاج خانم مرتب مى گفت : حاج آقا بى زحمت به حرفهاى آقاى دكتر توجه كنين تا سالم بشين ، وقتى که داشتم براش نسخه مینوشتم ديدم حاج خانم خوشگل از پشت سر حاج آقا واسه من بوس میفرسته ...
تازه دو تا انگشتشم میذاشت روی لباش طوریکه شوهره نفهمه میفرستاد .. منم كه خجالتی ...
نفهمیدم چطوری دوای حاجى رو نوشتم . وقتى رفتن بيرون !!! حاج خانم برگشت اومد لب میزم وایستاد ، فكر كردم ميخاد نخ بده يا قرارى بذاره ! كه با توپ و تَشر گفت: زورت میومد بِهِش بگی سیگار نکشه، صد دفعه اشاره كردم !
آخه چطوری حالیت کنم دیگه؟
تو چجورى درس خوندى !؟!؟!؟
و رفت

مشاهده همه ی 2 نظر