لحظه  بروز رسانی 
ahmet
ahmet

هرچند که از آینه بی رنگ تر است از

هرچند که از آینه بی رنگ تر است
از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است
بشکن دل بینوای ما را ای عشق
این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ahmet
ahmet

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت انــــــــدر شــــــهریاری برقــــــرار و بـــــــــر دوام
ســــال خــــــرم فــــال نیکو مــــــال وافــر حال خوش
اصـــــل ثابت نســـــل باقی تخـــــت عالی بخـــت رام
 

سال نو بر همه دوستان مبارک .

مشاهده همه ی 14 نظر
ahmet
ahmet

نامدگان و رفتگان از دو کرانه ی زمان سوی تو می

نامدگان و رفتگان از دو کرانه ی زمان
سوی تو می دوند،هان ای تو همیشه در میان
هرچه به گرد خویشتن مینگرم درین چمن
آینه ی ضمیر من جز تو نمی دهد نشان
ای گل بوستان سرا از پس پرده ها درآ
بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان
آه که می زند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان
پیش وجودت از عدم زنده و مرده را چه غم
کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان
پیش تو ،جامه در برم نعره زند که بر درم
آمدمت که بنگرم گریه نمی دهد امان.

مشاهده همه ی 15 نظر
ahmet
ahmet

باز کن دیده ی خود را ای دل بنگر در زمانی

باز کن دیده ی خود را ای دل
بنگر
در زمانی که زمین را ز دو سو
بر جگر
تیر تاتار جهانخواره فرود آمده است
وطنم قامت بالنده ی عشق
سر به داری ست که از دار فرود آمده است.

مشاهده همه ی 125 نظر
ahmet
ahmet

دو قدم پیش می آیم دو قدم پیش بیا شاید این

دو قدم پیش می آیم دو قدم پیش بیا
شاید این فاصله کمتر بشود پیش بیا
کلبه ی کوچک من تشنه ی مهمانی توست
آی دریا!به سراپرده ی درویش بیا
وهم در وهم به دنبال خودم می گردم
تا رهایم کنی از پرسه ی تشویش بیا
قیس در کعبه به دنبال یکی می گردد
تا رسانی مگر ای خوب به لیلی ش بیا
دیگر ای فرصت آبی به چه می اندیشی؟
آخر عشق قشنگ است نیندیش بیا!

مشاهده همه ی 152 نظر
ahmet
ahmet

بهر مهمانی دیشب دیروز آخرین مرغ قفس را کشتم صبح در

بهر مهمانی دیشب
دیروز
آخرین مرغ قفس را کشتم
صبح
در جایگه خاکه ذغال
تخم مرغی
به شب مطبخ من میخندید.

مشاهده همه ی 43 نظر
ahmet
ahmet

این سماور جوش است پس چرا میگفتی دیگر آن


این سماور جوش است
پس چرا میگفتی دیگر آن خاموش است؟
باز لبخند بزن
قوری قلبت را زودتر بند بزن
توی آن مهربانی دم کن
بعد بگذار که ارام ارام
چای تو دم بکشد
شعله اش را کم کن
دستهایت:سینی نقره ی نور
اشکهایم:استکانهای بلور
کاش، استکانهای مرا
توی سینی خودت میچیدی
کاشکی اشک مرا میدیدی
خنده هایت قند است
یکمی قند به من تعارف کن
چای هم امادست
چای با طعم خدا
عطر آن پیچیده از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیز
توی فنجان دلم
چائی داغ بریز.

مشاهده همه ی 24 نظر
ahmet
ahmet

نامه ای در جیبم وگلی در مشتم پنهانست غصه ای دارم

نامه ای در جیبم
وگلی در مشتم پنهانست
غصه ای دارم
با نی لبکی
سر کوهی گر نیست
ته چاهی بدهید
تا برای دل خود بنوازم
عشق
جایش
تنگ است.

مشاهده همه ی 73 نظر
ahmet
ahmet

کسی یه نام تو پر میدهد رهائی را کبوترانه بگیر این

کسی یه نام تو پر میدهد رهائی را
کبوترانه بگیر این دل هوائی را
تو درد مطلقی و من امید آن دارم
که با تو سر بکشم درد بی دوائی را
تو کیستی که خدا از تو شعر می گوید
به رنگ و بوت قسم داده دلربائی را
غرور پاک!به این روزها نیامیزی
تو مریمی و کمر بسته پارسائی را
تو کیستی که در این کعبه ,چون بت ازلی
سیاه چشم تو آورده روشنائی را
خطا نمیکنم این اشک,شوق دیدن توست
که تلخ کرده چنین قطره قطره چائی را.

مشاهده همه ی 44 نظر
ahmet
ahmet

چنان که ابر ،گره خورده با گریستنشچنان که گل ،همه عمرش

چنان که ابر ،گره خورده با گریستنش

چنان که گل ،همه عمرش مسخر شادی ست

چنان که هستی آتش  ،اسیر سوختن است

تمام پویه ی انسان به سوی آزادی ست.

مشاهده همه ی 22 نظر