افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
بروز رسانی 
علي
بی‌حالبی‌حال
علي


مشاهده همه ی 1 نظر
قــاصــــــدک
آروم و عادیآروم و عادی
قــاصــــــدک

درکنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای دراین کلبه ویرانه ندارد
دل رابه کف هرکه نهم بازپس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
دربزم جهان جزدل حسرت کش مانیست
آن شمع که میسوزدوپروانه ندارد
دل خانه عشق است خدارابه که گویم
کآرایشی ازعشق کس این خانه ندارد
گفتم مه من ازچه تودردام نیفتی؟؟؟
گفتاچه کنم دام شمادانه ندارد
درانجمن عقل فروشان ننهم پای
دیوانه سرصحبت فرزانه ندارد
تاچندکنی قصه زاسکندرودارا
ده روزه عمراین همه افسانه ندارد
ازشاه وگداهرکه درا...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علي
بی‌حالبی‌حال
علي

مقدس ترين  مكان دنيا نه كعبه است  نه واتيكان نه بيت المقدس نه تبت

بلكه  خانه ايست كه در ان  پدر و مادر حرمت دارند  مرا به  كعبه چه حاجت

طواف مي كنم  پدر ومادري  را كه براي لمس دستشان هم  وضو بايد گرفت

مشاهده همه ی 1 نظر
علي
بی‌حالبی‌حال
علي

از زمين خوردن  كسي شاد مشوكه نميداني  گردش  روزگار

براي تو چه در استين دارد

مشاهده همه ی 1 نظر
علي
بی‌حالبی‌حال
علي
ir2055-4.jpg

ابشار زيباي بيشه در استان لرستان 35 كيلومتري شهر درود ايستگاه
راه اهن بيشه

مشاهده همه ی 2 نظر
علي
بی‌حالبی‌حال
علي

شيطان نشته بر بساط صبحانه و ارام لقمه بر ميداشت
گفتم ظهر شده هنوز بساط كار خود را پهن نكرده اي
بني ادم نصف روز خود را بي تو گزرانده اند
شيطان گفت خود را باز نشسته كرده ام پيش از موعد
گفتم به راه عدل و انصاف باز گشته اي يا سنگ بندگي خدا به سينه مي زني
گفت من ديگر اون شيطان تواناي سابق نيستم
ديدم انسان ها انچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهاني انجام ميدادم
روزانه به صدها دسيسه اشكارا انجام ميدهند
اينان را به شيطان چه نياز است
شيطان در حالي كه بساط خود را بر ميچيد تا در كناري ارام بخوابد
زير لب گفت اون روز كه خداوند گفت بر ادم و نسل او  سجده كن نمي
دانستم كه نسل او در زشتي و دروغ و خيانت تا كجا مي تواند  فرا
رود و گر نه در برابر ادم به  سجده مي رفتم و ميگفتم كه همانا تو خود پدر مني؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علي
بی‌حالبی‌حال
علي

دختري كنج كاو ميپرسيد ايها الناس عشق يعني چه؟
دختري گفت اولش رويا اخرش بازي است و بازيچه
مادرش گفت عشق يعني رنج پينه و زخم و توال كف دست
پدرش گفت بچه ساكت باش اين به تو نيامده است
رهروي گفت كوچه اي بن بست
سالكي گفت راه پر خم و پيچ
در كلاس سخن معلم گفت عين و شين است قاف و ديگر هيچ
دلبري گفت شوخي لوسي است
تاجري گفت عشق كيلويي چند
مفلسي گفت عشق پر كردن شكم خالي زن و فرزند
شاعري گفت يك كمي احساس مثل احساس گل به پروانه
عاشقي گفت خانمان سوز است بار سنگين عشق بر شانه
 شيخ گفت گناه بي بخشش
واعظي گفت  واژه بي معناست
زاهدي گفت طوق شيطان است
محتسب گفت منكر عظماست
قاضي شهر گفت عشق را فرمود حد هشتاد تازيانه به پشت
جاهلي گفت عشق را عشق است
پهلوان گفت جنگ اهن و مشت
رهگذر گفت طبل تو حالي است اهنگ ان از دور خوش است
ديگري گفت از ان بپر هيزيد يعني از دوركن بر اتش دست
چونكه بالا گرفت بحث وجدل توي ان قيل و قال من ديدم
طفل معصوم با خودش مي گفت من فقط يك سوال پرسيدم؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علي
بی‌حالبی‌حال
علي

زماني كه موفق شدي كسي را فريب دهي فك نكن كه چقدر احمق بوده
كه فريب خورده به اين فك كن كه چقدر به تو اعتماد داشته كه باورت كرده

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علي
بی‌حالبی‌حال
علي

اگر انسان ها بدانند فرصت با هم بودنشان چقدر محدود است
محبتشان به يكديگرنامحدود مي شود ؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید