لحظه  بروز رسانی 
علیرضا
قاطیقاطی
علیرضا

ذن ما هدف  ذن ما: هدف انسانی اندیشه ، شناخت

ذن ما

هدف  ذن ما:
هدف انسانی اندیشه ، شناخت خود ، شناخت محیط و افراد ، درک واقعیت،بیداری و بیدار سازی ، درک اهمیت عامل زمان
ایمان به قدرت و یگانگی انسانها ، مبارزه با اندیشه های آلوده و استعماری ، شناخت نهاد انسانی ، تحرک و تلاش و مبارزه تا رسیدن به اهداف انسانی تا آخرین قطره خون .
زندگی خون سرخ می خواهد فخر و اقبال رایگانی نیست
ذن کانگ فو به انسان می آموزدکه ای انسان در شبانه روز به همین چیز فکر می کنی از قبیل: کار، تفریح ، خواب و خوراک
و... و از درون خود غافل هستی .وقتی را برای اندیشیدن به خود نداری ، باید به خود نیز فکر کنی و بیندیشی. کیستی و از چه هستی و باید خود را بیابی ودر اعمال و رفتارت تفکر کنی و علت آنها را بیابی چون فقط در هنگام اندیشیدن است که انسان پی به ضعفها و کمبود ها می برد و دنبال راه حل و درمان بیماری و ضعفهای خود می رود.
انسانی که می خواهد به خود شناسی برسد وآگاه باشد و آگاه کند باید علت رفتار خود را بیابد و به هزاران چرا و سئوال خود جواب دهد تا خود را بشناسد
ذن_درست اندیشیدن و در دریای تفکر فرو رفتن به نیت آرامش و روشن بینی و درست نفس کشیدن است.ارزش انسان به اندیشه اوست و ارزش هر چیز به میزان کمال اوست.
ذن کانگ فو فارغ از رنگونیرنگهاست . ذن، آگاه بودن وآگاه کردن است ،او سیاه وسفید را نمی شناسد و به تمام نژاد ها احترام می گذارد
که بفرموده ی حضرت محمد (ص) : یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است

مشاهده همه ی 2 نظر
علیرضا
قاطیقاطی
علیرضا

پیدایش كونگ فو توا در ایران سالها پیش نه

پیدایش كونگ فو توا در ایران

سالها پیش نه چندان دور ، بیش از دو دهه ، رهرو جوانى از سرزمین خاورمیانه جهت فراگیرى فنون رزمى به خاور دور اعزام مى شود . این رهرو در تایپه فنون رزمى را فرا مى گیرد كه در آن سرزمین به نام KUNG-FU-KARATO معروف بود.
رهرو پس از بازگشت به استادى چیره دست در زمینه هاى رزم ( علم تن ، روانشناسى ، پزشكى ، فلسفه گرائى ، روح روان ((چان))(ذن) علوم (( فیزیك )) ، ریاضیات ، (( شیمى )) جهان مجهولات ) مبدل مى شود. مدرك استاد را انجمنى در تایوان به نام انجمن شالبند مشكى هاى تایوان صاد ر كرده بود، هر چند استاد بیش از آن بود كه با شال یا مدرك دیگرى قیاس شود ولى پس از مراجعت از خاور دور استاد تیزبین و ژرف اندیش در سال 1351 به تدریس GOGORIO كه یكى از شیوه هاى زیباى كاراته مى باشد، نمود. علت تعلیم این سبك را رهروان هرگز نفهمیدند بعدها استاد در جمع رهروان گفت گوجوریو از كونگ فوى شائولین مركزى مشتق شده است. رهروان سرگشته و با ناباورى پذیرفتند و ماهها زیر نظراستاد به فراگیرى این سبك سپرى شد .
ناگفته نماند كه رنگ لباس سفید بود و پس از گذراندن مدت چهار ماه تمرین مداوم استاد پس از مدتها در محل تاتمى ( اوتایمى ) كلمه TAO را در چهار طرف نوشت و پس از مدتى مربع تاتمى تبدیل به دایره اوتایمى شد با رنگها ى دایره كوچك سفید در وسط و دایره بزرگترى در به رنگ قرمز و آخرین باز هم دایره اى به رنگ سفید بود . با كنجكاوى سئوال كردم مفهوم این رنگها چیست ؟ در جواب از استاد چنین شنیدم : به زودى كه شیوه جدیدى را تدریس مى كنم ، پاسخ شما را خواهم داد . و در جلسه بعدى استاد به تعلیم شیوه ساده اى به نام BATO كه به گفته استاد سایه اى از تائو بود ، پرداخت .
چند ماهى نگذشته بود كه از طرف ماْ موران حكومتى آن زمان استاد را احضار نموده و ازایشان خواستند تا كلمهَ TAO را حذف كند، استاد این كار را كرد . ولى در جمع خصوصى رهروان این چنین گفت : هر چند تائو (TaO) هرگز نابود شدنى نیست، ولى من TO A(توآ ) را جانشین آن خواهم كرد. از استاد سئوال شد TO A یعنى چه ؟ این دفعه هم جواب سئوا ل قبلى وهم سئوال دوم را پاسخ گفت . استاد گفت : در جواب سئوالى كه چندى قبل كردى ، فراموش نكرده ام ، درباره رنگهاى اوتایمى بود گفتم : بلى ! گفت : رنگ سفید وسط دایره علامت صلح و دوستى در روى كره زمین است و رنگ قرمز علامت خون و پس از كمى تاُ مل گفت : ما در این دایره با كسى مسابقه نمى دهیم ، ما فقط مبارزه مى كنیم و دایره اوتایمى ما اول صلح و دوم خون و نهایت مرگ است .
این جواب اولین سئوال من بود و همان وقت گفت : از امروز رنگ لباس را عوض مى كنیم و براى همیشه لباس كونگ فو سیاه TO A خواهد بود و این طور تفسیر كرد كه در كونگ فو سیاه رنگ مقدسى است و در مقابل رنگهاى دیگر مقاومت مى كند و نفوذ هر رنگ بر آن بى اثر مى باشد وما نیز درمقابل رنگها و نیرنگها همچون رنگ سیاه اصا لت خود را حفظ خواهیم كرد از نظرعلمى رنگ سیاه نمى گذارد انرژى اى كه در اثر سوخت و ساز بدن تولید مى شود ، از دست برود و در خویش نگه مى دارد و از پیرى زود رس و كوفتگى و خستگى مى كاهد .
(Time of operation animal) زمان سیر حركت حیوانات. و سپس به تفسیر در مورد تكنیكهاى كونگ فو توآ پرداختند و اینچنین شروع نمود :
كونگ فو TO A از حركت حیوانات و مبارزه و جنگ الهام گرفته شده و امروز با فكر انسان كه برترین مخلوق است ، تكامل یافته و كونگ فو TO A شامل 73000 تكنیك تركیب و عكس العمل سازى است.
استاد مى گفت در سال 528-516 قبل ازمیلاد ، در سرزمین چین شمال ایالت هونان در كوههاى سونگ شان ، راهبى به نام شائولین سو درمعبدى به اتفاق تعدادى ازشاگرانش مى زیسته، بلحاظ زندگى دركوهستان و مواجهه با خطر ، حمله حیوانات مختلف شیوه مبارزه و برخورد با حیوانات را به شاگردان خود تعلیم مى داد پس از به آتش كشیدن معبد توسط گارد امپراتور و مرگ شائولین سو تعدادى از شاگردان موفق شدند و از اطراف چین گریختند و در خفا شیوه بوكس شائولین را ترویج دادند و آن معبد به نام شائولین معروف گردید كه بروایتى درسال 528 میلادى راهبى به نام تامویا ( بود هید ها رما) از هندوستان به چین سفر مى كند و در معبد شائولین مستقر مى شود
تا اینجا به این نتیجه مى رسیم كه داستان بعضى از رهروان كه كونگ فوTO A یك سبك منطقه ایست واهى وبى اساس است. تصوراین است كه این اساتید به واسطه منافع شخصى خویش اجباراً به بیراهه وانحراف كشیده شده اند . هر چند كه در فلسفه هنرهاى رزمى این گونه عذرها پذ یرفته نیست .
استاد مى گفت درمعابد كونگ فو شاگردان بسیارى تمرین مى كنند ولى ضربات مشت ولگد بدون شناخت تن و روان و ژرف نگرى به عمق اندیشه بى فایده و بى محتوا است. كلید این اسرار به كسانى سپرده مى شود كه به راز كونگ فو سرسپرده شوند و این اسرار رمز پختگى آنهاست .
بناى معبد شائولین كه یكى از زیباترین معابد در دنیا مى باشد ، بدین شرح است :
معبد در یك محل مقدس قرار دارد. چهار رشته كوه اصلى چینى در نقاط مختلف این محدوده قرار گرفته اند به طوریكه رشته كوه" سونگ شان " در مركز، دربخش " دفنگ " از استان هونان واقع شده است ، سونگ شان یا كوه مركزى داراى قلل كم ارتفاع است . در سال 495 بود كه معبد شائولین بنا به دستورامپراتور" همسائون" براى یك راهب هندى به نام " باتواو" یا " فوتوا" ( آن طور كه در چین نامیده مى شود) ساخته شد و محل بناى آن در پایه سرازیریهاى غربى كوههاى سونگ شان منطقه هونان بود و مجسمه این راهب هندى را اغلب مى توان در صومعه هاى بودائى در چین مشاهده كرد( از خصوصیات راهب بذله گو و شكم گنده است ) كه در جهان شهرت دارد.
سرنوشت كونگ فو توآ KUNG-FU-TO A
سالها بود كه استاد براى رهروان از طبیعت ، روح ، انسانها ، جان ، هستى وآرامش سخن مى گفت و ازاین كه مجبور بود دیوارهاى بلند شهرها و زندگى ماشینى را تحمل كند رنج فراوان مى برد ، او مى گفت : روح انسا

مشاهده همه ی 1 نظر
علیرضا
قاطیقاطی
علیرضا

پارسی سره و علم کلام در کون کفو توآن (کونگ فو

پارسی سره و علم کلام در کون کفو توآن (کونگ فو توآ)

مطالبی را كه در زیر مطالعه میفرمائید همراه با مطلب برنامه های كونكفو توان و لحضه ها نیتیجه زحمات و برنامه صوتی یكی از راهدانان با ایمان و گمنام این طریقت است كه بنا به در اختیار داشتن آنها لازم دیدیم شما نیز فراخور دریافتهای خود از آنها استفاده نمائید . و در نتیجه دعایش را به راهدان و استوار و برتر منش  طریقت جناب آقای « ع-» كه همیشه برای آموختن به دیگر همراهان پیشتاز بوده و از خود گذشته بوده بفرمائید.

 

 

همراهان عزیز در این بخش مطالبی را از زبان خود كه خود را راهدانی از راهدانان كونكفو توآن دانسته و بیاناتی از راهبر كونكفو توآن ( كونگ فو توآ) كه نزول كرده تا به راهدانی رسیده را به عرض می رسانم:

میدانیم كه بسیاری از مطالب از فلسفه كونكفو توآن(كونگ فو توآ) و یا روان  مطالبی پیچیده در آن یافت میشود، اما آنها پیچیده نیست، ما همگی در مدرسة این علوم قرار داریم....زمانی كه فارغ التحصیل این مدرسه شویم، آنگاه تمام ان را به عینه خواهیم دید.

رموزاتی در علم كلام وجود دارد و این رموزات توسط فارسی سره بیان میشود. كلماتی كه بیان میشود مفاهیمی دارد، و مفاهیم این كلمات به  3  شكل یافت میشود:

بیان مستقیم:

 گاه كلمه ای به روشنی بیان میشود اما قسمتی از حروف آن جدا شده بعنوان مثال گفته میشود.... متو،  به معنای من و تو .... این برای همراهان بهتر ملموس است تا كلماتی كه پیچیده تر بیان میشود.

بیان میم وارون:

 بعنوان مثال میتوان رزمی را نام برد كه به عبارتی می رز است و می رز آئی، میرزائی، یارومه.... این كلمه چگونه تغییر یافته؟ اگر به كلمه رزمی دقت كنید دو  (2) حرف از اول و دو  (2) حرف از آخر آن جابجا شده و به می رز تبدیل گشته، این روش را میم وارون كردن كلام می نامند.

بیان وارون:

روش سوم مثالی بر آن زده میشود: گاه گفته میشود: هایس به معنای سیاه .... چگونه است كه این كلام بدین شكل بیان میگردد؟ اگر كلمه هایس را وارون كنیم كلمه سیاه حاصل میگردد.

این سه روش یعنی بیان مستقیم، بیان میم وارون، بیان وارون سه  (3) راه برای كشف اسرار كلام در كونكفو توآن

 می باشد.

اما همراهان گرامی مطلب كونكفو توآن تنها در غالب این مشت و لگد ها و این فلسفة بیانی در رابطه با كونكفو توآن در رابطه با علمی فیزیكی نیست ...... پا را باید فراتر گذاشت، كونكفوتوآن زندگی است،

 كُون: جهان است، گنج است و اسراری در آن

كَفو: همچون كفة ترازو میماند كه جهت میزان از آن استفاده میگردد اما در پس این دو كلام توان می آید

توان: لازمة آن است كه شما می آموزید

جهت ایجاد عدالت توان لازم است و پس از ایجاد عدالت است كه بدان گنج كه در كُون قرار دارد دست خواهید یافت.

................

ادامه این مطلب شناخت پارسی سِره و ارتباط آن با علم كلام در كُنكفو توآن(كونگ فو توآ) است كه در ورزهای آتی در اختیار شما همراهان قرار خواهد گرفت.

پارسی چیست؟!... در معنای اول پارسی بمعنای پارسائی است. و در معنای دوم پارسی آنجا است که با پا بدان رسی. اما انسان با پا به کجا میرسد؟! با پا انسان به پایان خواهد رسیدکه پایان بمعنای دو پاست... اما پایان چیست؟! پایان همان قیامت و قیمت و همان رستاخیز و رستخیز است . پس با پارسی میتوان به قیامت و قیمت دست یافت.

در معنای دیگر پارسی به معنای « پارة سی» میباشد...اما سی چیست؟! سی همان سیـمـرغ عــطار است که در نهایت یک مرغ گشت, سی همان سی جزء قرآن است که در نهایت یک قرآن است, سی همان سی روز ماه است که در نهایت یک ماه میگردد, در واقع نشان کسرت و رسیدن آن کسرت به وحدت است .

دوایری است از حروف که آن را که آن را خدمت همراهان ارائه خواهیم کرد ....در این دوایر حروف را از هم جدا کردهاند و  20  حرف از حروف در دایرهای که دایره «ه» نام دارد قرار دارد.... این پارسی همان پارة آن سی است .. اما سِره چیست که ما زِ آن سخن میگوئیم؟ ...سِره   سه ره است و سه راه است: آن سه راه در ادیان بیان گشته....

آن سه راه در اسلام و دین محمد (ص) چنین آمده که «توحید» است و «نبوت» است و «معاد»

در دین زرتشت به «پندار نیک», «گفتار نیک», «رفتار نیک» بیان گشتهاند.

در دین عیسی به «پدر», «پسر» و «روح القدس» بیان شده.

و در دین موسی به «ده فرمان», «تورات» و «ساختن بیت المقدس» است.

در دین ابراهیم این سه راه «افتادن در منجنیق و یا گذشتن از آتش» دوم «ذبح اسماعیل» و سوم « ساختن خانه کعبه» است.

در دین نوح آن سه راه سه طبقه کشتی نوح است

در دین آدم آن سه راه «بشر», «انسان» و «آدم» است.

اما در پارسی سِره آن سه راه «ح», «ه» و«ی» میباشد.

این را میدانیم که این مطالب تا حدودی پیچیده به ذهن میرسد اما تمام اینها برای شما روشن خواهد شد مطالبی است در رابطه با موضوعاتی که در رابطه با یارومه بیان میشود.... سئوال میشود که یارومه از چه نامهای مختلفی دارد؟ گاهی تحت عنوان سربازی «فرمانده» نام ابراهیم میرزائی بخود میگیرد... گاهی بعنوان استادی، استاد و یارومه نامیده میشود.....گاهی دکتر یا پروفسور و در نهایت نامی به «م الله» خوانده میگردد.

اما او نامی زِ خود ندارد، آنان که نامی زِ خود دارند نا میم اند که میم اسرار است. برای دانستن میم مطالب زیادی بایست بیان گردد، اما کوتاه بیانی در این رابطه خواهیم گفت:

به شکل «م» توجه کنید...سئوال میشود که :

      چرا عصای موسی به شکل «م» بود؟

      چرا اسپرم به شکل «م» است؟

      چرا چرخه یین و یانگ یا یمی به شکل «م» است؟

      و .....

اینها همه اسرار در خود دارد

محمد چه کرد؟

                   او «م» را حمد کرد

ابراهیم چه کرد؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علیرضا
قاطیقاطی
علیرضا

این است افسانه شهر تواگردآفرید : یکی دیگر از پهلونان سرزمین

این است افسانه شهر توا

گردآفرید :

یکی دیگر از پهلونان سرزمین ایران . تاریخ از او به عنوان دختر گژدهم یاد میکند که بالباسیمردانه با سهراب زور آزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یادمیکند .



آریاتس : یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامیکوتاه از وی به میان آورده اند
.



گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . او خواهر بهرام چوبینه بود . فردوسی بزرگ از او به عنوان هسمرخسروپرویز یاد کرده که در چند نبردها در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان دادهاست . ( ساسانی ٣۴٨ + شاهنامه فردوسی )٢٧۴


  •  

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علیرضا
قاطیقاطی
علیرضا

اصطلاحات برخی از تکنیکهای کونگ فو توآکلیه اسامی و نام های

اصطلاحات برخی از تکنیکهای کونگ فو توآ

کلیه اسامی و نام های کونگ فو توا ایرانی اصیل و بر اساس زبان پهلوی می باشد

تن ویا بن و یا جسم ................................. ایچ
روح و روان................................................نورما
زن ماده یا مونث........................................آن سه ما
مرد یا مذکر...............................................در باتو
سر.........................................................بودن تو
دست......................................................این تو
پا............................................................کی یستی تو
سینه.......................................................تومن تو
پهلو.........................................................یارماتو
پشت.......................................................اوسای تو
استقرارها

استقرار از روبه رو.....................................ایدون ما
استقرار از پهلو........................................تاج ما
استقرار از پشت...................................... ایداث تو
ایستادن در کونگ فو..................................ایده ما
ایستادن پا گشاد.....................................باب تو
ایستادن پاگشاد نیمه رو به رو....................الهام تو
ایستادن از پهلو با زاویه 90 درجه.................اجیر تو
ایستادن معمولی و آزاد.............................انجاس تو
ایستادن رمی و فکری...............................امیرتو
ایستادن متمایل به بغل............................اهوراما تو
ایستادن پا گربه ای..................................سرماتو
ایستادن پا لک لکی..................................اوک تو
ایستادن پا قلابی.....................................بحث تو
حرکات بدن

قدم برداشتن به جلو..................................................ایرمان نا تو
قدم برداشتن به عقب................................................اسیر تو
قدم برداشتن به پهلو.................................................بائس تو
چرخش به عقب...................................................... انارت تو
سر خوردن با جهش و کشش به جلو..........................تورات
سر خوردن با جهش و کشش به عقب........................همه تو
سر خوردن با جهش و کشش به پهلو.........................فران تو

حرکات دست

کنیکها و ضربات مستقیم دست................................................. ماتا دور
نحو بستن مشت....................................................................اتم تو
ضربه پیش مشت....................................................................ما تو
ضربه دو مشتی......................................................................آنخازما
عکس العمل دست...................................................................هفتی ما تو
مشت واژگونه..........................................................................کارما
نوک پنجه ها...........................................................................نپتون
پنجه بسته یا کف گرگی.......................................................خرد خطا
ضربه نوک انگشتی..............................................................مبداء تو
ضربه دو انگشتی.................................................................تار ما تو
لبه کنار دست.....................................................................کیان زا
لبه کنار مشت بسته.............................................................زوره
کف داخل دست..................................................................زوتر
پشت مشت........................................................................آثار
آرنج.................................................................................هوتو
ساعد.................................................................

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علیرضا
قاطیقاطی
علیرضا

هفت چاکرای بدن ساهاسرارا چاکرا یا چاکرای تاج و

هفت چاکرای بدن


ساهاسرارا چاکرا یا چاکرای تاج و مرکز قله یا لوتوس هزار گلبرگ



محل:وسط سر در بالاترین نقطه رو به بالا باز می شود/ غده مربوطه: صنوبری(اپی فیز)/ هورمون مربوطه:سروتنین/ بخشهای مربوطه :مخ، جمجمه.چشم راست / حس: هستی خاص/ رنگ: بنفش،طلایی، سفید/ زمینه:كمال،شناخت متعالی از طریق مشاهده درون، وحدت با هستی مطلق، آگاهی جهانی/ سیاره های وابسته: نپتون، كیوان / امكان پاكسازی و فعال ساختن چاكرای هفتم:گذراندن زمانی در قله كوه و یا نظاره آن



توضیحات :



ساهاس رارا در بالای سر در ملاج قرار دارد.سمبل آن نیلوفری درخشان با هزار گلبرگ به نشانه ی بی نهایت بودن است. با تمام رنگهای رنگین كمان می درخشد،اما رنگ غالب آن بنفش است. مسیر چاكرای هفتم باز شده با رنگ بنفش نشان داده می شود و رنگ بنفش ساطع شونده از آن رنگ وقار ، عزت نغس و شفاست. همچنان كه یك سلطان توانا بر قلمرو خود بطور كامل حاكم است، بنفش هم مركز تاج را اشغال می كند و ذهن والاتر را تاج می گذارد و حاكم بر اعضاء و ملیون ها سلولی كه اعصاب و بافتها را شكل می بخشند می باشد. غنچه بیرونی این چاكرا 960 گلبرگ دارد ، در ئرون آن غنچه دیگری با 12 گلبرگ دیده می شود، كه با نور سفیدی كه تشعشات طلایی دارد می درخشد. نور سفید تابش الهی كیهان است. این چاكرا جایگاه بالاترین سطح آگاهی و تكامل انسانی است و انسان را به سوی سرای ابدی ، نهایی و برتر هدایت می كند و با نا مهایی چون روشن بینی، آگاهی وحدت و آگاهی(من هستم ) شناخته شده است.به این دلیل فردی كه در سطح جسمی، ذهنی و معنوی به هشیاری رسیده ، غالبا با هاله یا شعاعهای نوری بر گرد سرش نشان داده می شود. این چاكرا محل اشراق و بصیرت معنوی است، كه بر قدرت پیشگویی می افزاید.

ساهاس رارا عمدتا با شعور برتر خود حقیقی در پیوند و ارتباط است. هر گونه راهنمایی كه ما از طریق فكر، صدای درونی یا یك احساس واقعی درونی دریافت می كنیم در حقیقت از چاكرای فرق سر ناشی می شود. همه ما دارای یك ذات عالی هستیم كه قسمت اعظم ما را تشكیل داده است و دارای اطلاعاتی راجع به كار حیاتی ما می باشد. منشاء تمام راهنمایی ها این قسمت می باشد. ما از طریق چاكرای فرق سر با ذات عالی خود در ارتباط هستیم.

هنگامی كه كوندالینی بیدار شود و برخیزد، شیوا و شاكتی در ساهاس رارا با هم متحد می شوند، تغییر ماهیت شعور و آگاهی انسانی به ارمغان می آید و ماده و انرژی در درون آگاهی خالص در یك حالت سرور سرمدی فرو می روند. با رسیدن به این حالت انسان به قدرت درك و واقع بینی دست می یابد. شاكتی و شیوا نیز در اصل یكی و یكسان هستند. هوشیاری نیروی ثابت و طبیعت نیروی متحرك است. در آغاز طبیعت در سه گونای مجزای تاماس(رخوت، تاریكی ، سكون و سنگینی) ، راجاس(انرژی فعال، حالات هیجانی ، احساسات تند و قوی، نیرو ، فعالیت، خشونت و آسیب زنندگی)، ساتوا (تعادل ، توازن، هماهنگی، شعور و كیفیات هوشیاری و معنوی است). نفوذ این سه گونا به جهان هستی را شكل می دهد و از آنها 8 عنصر طبیعت پیدا می شود(پنج عنصر و سه گونا).

غده درون ریز مرتبط با ساهاس را را غده صنوبری( اپی فیز ) است. كه مركز درك مستقیم ادراك معنوی است. این غده یك ساختمان خاكستری رنگ متمایل به قرمز كوچكی به اندازه یك نخود است كه بین سطح زیرین مخ و مغز میانی، درست در جلوی مخچه جای دارد. ترشح اصلی آن كه ملاتونین نام دارد، ساعت بیولوژیك بدن را تحت تاثیر قرار می دهد و به طور كل این غده حساس به نور می باشد.در هنگام شب میزان ملاتونین خون در بالاترین سطح خود قرار دارد كه در طی روز بتدریج از مقدار آن كاسته می شود . این غده تنظیم كننده آغاز بلوغ بوده، انسان را به خواب وا می دارد و بر حالات خلقی فرد تاثیر می گذارد. لیبرمن (Jocb liberman ) در كتابش به نام (نور ، طبیعت آینده) معتقد است كه نور وارد شونده به چشمها نه تنها به دید ما كمك می كند بلكه ساعت بیولوژك بدن را از طزیق غده صنوبری و هیپوفیز به فعالیت وا می دارد. این غده در طی مراقبه تحریك شده ، از خود هورمونهایی ترشح می كند كه قادرند انسان را به حالات برتر خود آگاهی برسانند، همان تجربه ای كه مصرف ال. اس . دی در شخص بر می انگیزد. البته به طریقه ای بسیار سالمتر. گاه این غده را غده توهم زا نیز می خوانند. در فلسفه یوگا غده صنوبری را پلی بین كالبد زمخت جسمانی و كالبد بسیار ظریف روحی می دانند.

دامنه باز بودن چاكرای هفتم می تواند كم یا زیاد باشد. وقتی چاكرای هفتم شروع به باز شدن می كند، زمانی است كه مرز بین هستی درونی و زندگی بیرونی در وضع موجود كاهش پیدا می كند و انسان لحظه ها را بیشتر و بیشتر تجربه می كند. وقتی كه رشد چاكرای هفتم افزایش می یابد این لحظه ها بیشتر می شود تا زمانی كه به صورت یك واقعیت دائمی در می آید. وقتی كه خویشتن فرد آماده این گام آخر روشن بینی باشد ممكن است كاملا ناگهانی اتفاق بیفتد.احساس او این چنین است كه انگار تازه از خواب طولانی بیدار شده است و در نهایت شروع می كند به اینكه در واقعیت زندگی كند.دیگر عقب گردی در سر راهش وجود ندارد. خود را به ظرف خالی تبذیل می كند و هستی الهی این جام را لبریز خواهد كرد. پی می برد كه خویشتن حقیقی اش را كه تنها حقیقت پایدار است پیدا كرده است.نفس فردی اش به نفس جهانی تبدیل می شود. هدف خالق در رفتار او جامه عمل می پوشد و نوری كه از او اطع می شود قلب كسانی را كه گیرنده حضور الهی هستند باز می كند. در این زمینه جالب است كه توجه داشته باشیید ملاج كودك در سن 9 تا 24 ماهگی اول زندگی اش باز باقی می ماند. در طول این دوره اولیه زندگی روی زمین طفل در آگاهی وحدت كامل به سر می برد.



انسداد انرژی در چاكرای هفتم(ساهاس رارا)



با مسدود بودن این چاكرا رابطه فرد با تجربیات معنوی قطع می گردد و احساس جدایی از كثرت و یكپارچگی داردو كاملا از ترس رها نیست.این ترس

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علیرضا
قاطیقاطی
علیرضا

کونگ فو و انرژی کیهانیاتمهای بدن ما تابعیت دارد نسبت به

کونگ فو و انرژی کیهانی
اتمهای بدن ما تابعیت دارد نسبت به عالم کیهان یعنی همانطور که تغذیه زمینی(نباتی وحیوانی) داریم تغذیه کیهانی ( امواج و پرتو های کیهانی نور خورشیدو جاذبه ستارگان و سیارات و...) نیز داریم ولی بشر نمی داند چگونه ازاین جسم بهره برداری کند.ما بوسیله حرکات تنظیم شده در جهات شرق وغرب ،شمال و جنوب در محور های هندسی وزوایای تابش مخفی بدن از آن استفاده می کنیم .

این حرکات ذرات را در خود جذب کرده و حاصل انرژی تولید می کند که تنها انرژی وکالری بدنی نیست بلکه یک سری انرژیهای فکری می باشد .

پس منظور از تکنیکها وحرکات کانگ فو فقط انرژی جسمی نیست بلکه انرژیهای فکری مورد نظر ما میباشد.

چون افکار ما آفریننده اعمال ما هستند پس اگر درست بیندیشیم وزیربنای اندیشه وآگاهی درستی داشته باشیم درست نیز عمل خواهیم کرد.

هدف کانگ فو دست یافتن به اسرار فکرونیروی روان آدمی است که انسان را به انسانی برتر در بعد فیزیکی وروانی تبدیل میکند وحرکات وتکنیکهای کانگ فوتوا بر اساس علومی چون فیزیک-شیمی-ریاضی وپزشکی بنیانگذاری شده است.

ما در کانگ فو مجموع این حرکات فیزیکی وروانی وبرآیند آنها را طریقت دانائی می نامیم.

شاید درباره تکنیکها وحرکات کانگ فو چنین به نظر بیاید که سایر هنرهای رزمی نیز این تکنیکها وحرکات رادارند پس دیگر چه فرقی بین این هنرهاست؟

بله ما نیز این مسئله راقبول داریم شاید قسمتی از تکنیکها وحرکات کانگ فو در سایر هنرهای رزمی باشد ولی اصل ترکیب تکنیکهاست که درتاریخچه کانگ فو دیدیم که بیشتر هنرهای رزمی از معبد شائولین سرچشمه گرفته اند پس بیشتر فنون مشابه هم هستند ولی اصل ترکیب تکنیکها ومهمتر ازآن فلسفه این هنراست. کانگ فوتوآ قیامی درمیان هنرهای رزمی است برای رسیدن به اصل ومفهوم هنر رزمی که بیشتر هنرهای رزمی امروزی از اصل وفلسفه خود دور افتاده اند وفقط به نیروی تنی وقدرت جسم وبرتریت نیروی تن پرداخته اند که حاصل این نیرو اگربدون تقویت روح وروان باشدجزخشونت وتجاوز نیست.

اصل هنرهای رزمی فلسفه این هنرهاست که انسان رابه انسان بودنش آگاه می کند وبا پرورش تن،روان را نیز می پرورند تا ظرفیت نگه داشتن این قدرت راداشته باشدوراه هر گونه ظلم وبدی وخشونت وتجاوزرابا پرورش روح وروان میبندد.

کونگ فو توآ بهترین ترکیب رااز نظرتن وروان ازبعد علمی وفنی ومحیطی وفرهنگی در ایران ارائه داده است وبرترین حالت را بوجودآورده است. ولی صد افسوس که این هنر بزرگ ودانش سامانگر ناشناخته مانده وآنطور که شایسته این هنر است شناسانده نشده است ،به امیدروزی که نوجوانان وجوانان عزیز به ارزشها وفرهنگ ایرانی این هنر پی ببرند

  •  

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
علیرضا
قاطیقاطی
علیرضا

قيامت بي حسين غوغا ندارد"شفاعت بي حسين معنا ندارد"حسيني باش كه

قيامت بي حسين غوغا ندارد"شفاعت بي حسين معنا ندارد"حسيني باش كه در محشر نگويند"چرا پرونده ات امضاء ندارد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید