لحظه  بروز رسانی 
وحید_علی سنتور
دلقکدلقک
وحید_علی سنتور

کسی داناست که می داند هیچ نمی داند. ضرب المثل فلسطینی

کسی داناست که می داند هیچ نمی داند. ضرب المثل فلسطینیسخنان بزرگان,جملات قصار

مشاهده همه ی 3 نظر
وحید_علی سنتور
دلقکدلقک
وحید_علی سنتور

عکسی قرار داده ایم که مفهوم زیبای کار تیمی را ببینید

عکسی قرار داده ایم که مفهوم زیبای کار تیمی را ببینید و بدانید که با همکاری و انجام کارها به صورت تیمی و گروهی چقدر کارها راحت و درست انجام میشود .مفهوم زیبای کار تیمی

مشاهده همه ی 2 نظر
وحید_علی سنتور
دلقکدلقک
وحید_علی سنتور

خداوند از انسان چه می خواهدشبی از شبها، شاگردی در حال

خداوند از انسان چه می خواهد
شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود. در همین حال مدتی گذشت تا آنکه استاد خود را بالای سرش دید که با تعجب و حیرت او را نظاره می کرد.
استاد پرسید: «برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟»
شاگرد گفت: «برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم و برخورداری از لطف خداوند!»
استاد گفت: «سوالی می پرسم پاسخ ده؟»
شاگرد گفت: «با کمال میل، استاد.»
استاد گفت: «اگر مرغی را پروش دهی، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟»
شاگرد گفت: «خوب معلوم است استاد. برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم.»
استاد گفت: «اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟»
شاگردگفت: «خوب راستش نه...! نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!»
استاد گفت: «حال اگر این مرغ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!»
شاگرد گفت: «نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر خواهند بود!»
استاد گفت: «پس تو نیز برای خداوند چنین باش! همیشه تلاش کن تا با ارزش تر از جسم، گوشت، پوست و استخوانت گردی. تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی تا مقام و لیاقت توجه و لطف و رحمت او را بدست آوری. خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد! او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد. نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را...!»کودکان فقیر بر روی پله

مشاهده همه ی 5 نظر
وحید_علی سنتور
دلقکدلقک
وحید_علی سنتور

واقعه ی کربلا اتفاق می افتد . هرگاه ؛ دلت با

واقعه ی کربلا اتفاق می افتد ...

هرگاه ؛

دلت با دینت نباشد ،

 قدمت با قلمت نباشد ،

و عملت به قولت نباشد ...

آری بدون شک اتفاق می افتد ؛

هرگاه ... هرگاه ... هرگاه ...جملات زیبا درباره محرم

مشاهده همه ی 3 نظر
وحید_علی سنتور
دلقکدلقک
وحید_علی سنتور

رﻓﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﯿﺪ ﻗﺮﺑﺎﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺧﺮﯾﺪﻡ . . . . .

رﻓﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﯿﺪ ﻗﺮﺑﺎﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺧﺮﯾﺪﻡ ...
.
.
.
.
.
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﭼﺮﺍ ﺑﺴﺘﯿﻨﺶ؟؟ !!!
.
.
.
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻧﺮﻩ ...
ﻣﯿﮕﻪ ﺍﮔﻪ ﻣﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﻤﯿﺒﺴﺘﯿﻨﺶ؟؟؟
الان یه 4 ساعتی بهش میگم گوسفنده
ماده ست- میگه چرا پس بازش نمیکنی ؟؟؟
میگم: ماده هست اما بستمش واسه اینکه نره ...
میگه منو گیر آوردی گوسفندم مگه دو جنسه میشه ؟؟؟
اييييييييي خداااااااااااااااا يا حضرت ابراهيم خودت به داد برس!!!

مشاهده همه ی 10 نظر
وحید_علی سنتور
دلقکدلقک
وحید_علی سنتور

مشاهده همه ی 18 نظر
وحید_علی سنتور
دلقکدلقک
وحید_علی سنتور

مادرش آلزایمر داشت. بهش گفت: مادر یه بیماری داری . باید

مادرش آلزایمر داشت...
بهش گفت: مادر یه بیماری داری . باید بخاطر همین ببریمت آسایشگاه سالمندان
مادر گفت: چه بیماری ؟
گفت آلزایمر...
گفت: یعنی همچیو فراموش میکنی...
مادر گفت: مثل اینکه خودتم همین بیماری رو داری...!
گفت : چطور ؟
مادر گفت انگار یادت رفته با چه زحمتی بزرگت کردم ...
چقدر سختی کشیدم تا بزرگ بشی ...
کمر خم کردم تا قد راست کنی ...
پسر رفت تو ی فکر ...!
برگشت به مادرش گفت : مادر منو ببخش
گفت : براچی ؟
گفت : به خاطر کاری که میخواستم بکنم
مادر گفت :من که چیزی یادم نمیاد ....
درود بی کلام بر شما مادر مهربان

مشاهده همه ی 2 نظر
وحید_علی سنتور
دلقکدلقک
وحید_علی سنتور

ﯾﻪ ﻣﺸﻬﺪﯼ، ﯾﻪ ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﯽ، ﯾﻪ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﻭ ﯾﮏ ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ ﺗﻮﯼ ﮐﺎﻓﯽﺷﺎﭖ

ﯾﻪ ﻣﺸﻬﺪﯼ، ﯾﻪ ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﯽ، ﯾﻪ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﻭ ﯾﮏ
ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ ﺗﻮﯼ ﮐﺎﻓﯽﺷﺎﭖ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ
ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ :
.
.
.
.
.
ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ : ﻣﻦ ﯾﮏ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻋﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﻡ، ﻣﯽ
ﺧﻮﺍﻡ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ﻣﻨﭽﺴﺘﺮ ﯾﻮﻧﺎﯾﺘﺪﻭ ﺑﺨﺮﻡ !
ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﯽ : ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﻡ ﻭ ﻣﯽ
ﺧﻮﺍﻡ ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻨﺰ ﺭﻭ ﺑﺨﺮﻡ !
ﺷﻤﺎﻟﯽ : ﻣﻦ ﯾﻪ ﺁﺩﻣﻪ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﻡ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﻡ
ﺷﺮﮐﺖ ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﺳﺎﻓﺖ ﻭ ﺍﭖﻞ ﺭﻭ ﺑﺨﺮﻡ !
ﺳﭖﺲ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﻣﺸﻬﺪﯼ ﺻﺤﺒﺖ
ﮐﻨﺪ.
ﻣﺸﻬﺪﯼ ﻗﻬﻮﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺯﺩ . ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ
ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻗﺎﺷﻖ ﺭﻭ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﮔﺬﺍﺷﺖ، ﯾﻪ ﮐﻢ
ﻗﻬﻮﻩ ﺧﻮﺭﺩ، ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﻧﻬﺎ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ
ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ﻧﻭﻣﻮﻓﺮﻭﺷﻮﻡ ..!!!!! ;):)

مشاهده همه ی 3 نظر