افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
حامد + z = گندمزار عشق
حامد + z = گندمزار عشق
16790206_167183667121515_2739417616987717632_n.jpg

کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
نگاه دار دلی را که برده‌ای به نگاهی
مقیم کوی تو تشویش صبح و شام ندارد
که در بهشت نه سالی معین است و نه ماهی
چو در حضور تو ایمان و کفر راه ندارد
چه مسجدی چه کنشتی، چه طاعتی چه گناهی
مده به دست سپاه فراق ملک دلم را
به شکر آن که در اقلیم حسن بر همه شاهی
بدین صفت که ز هر سو کشیده‌ای صف مژگان
تو یک سوار توانی زدن به قلب سپاهی
چگونه بر سر آتش سپندوار نسوزم
که شوق خال تو دارد مرا به حال تباهی
به غیر سینهٔ صد چاک خویش در صف محشر
شهید عشق نخواهد نه شاهدی، نه گواهی
اگر صباح قیامت ببینی آن رخ و قامت
جمال حور نجویی، وصال سدره نخواهی
رواست گر همه عمرش به انتظار سرآید
کسی که جان به ارادت نداده بر سر راهی
تسلی دل خود می‌دهم به ملک محبت
گهی به دانهٔ اشکی، گهی به شعله آهی
فتاد تابش مهر مهی به جان فروغی
چنان که برق تجلی فتد به خرمن کاهی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
خاطره “ دفتر عشق “
خاطره “ دفتر عشق “
IMG_20180221_123942_447.jpg

گاهــے اوقات
انسان ها دوست ندارند که
حقیقت را بشنوند،،،،
زیــــرا
باور ها و عقایدشان را
زیر و رو خواهد کرد....

خانه ویرانـه
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حسن اساسی
آروم و عادیآروم و عادی
حسن اساسی

بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم

مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم

زان جا که فیض جام سعادت فروغ توست

بیرون شدی نمای ز ظلمات حیرتم

هر چند غرق بحر گناهم ز صد جهت

تا آشنای عشق شدم ز اهل رحمتم

عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم

کاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم

می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار

این موهبت رسید ز میراث فطرتم

من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش

در عشق دیدن تو هواخواه غربتم

دریا و کوه در ره و من خسته و ضعیف

ای خضر پی خجسته مدد کن به همتم

دورم به صورت از در دولتسرای تو

لیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم

حافظ به پیش چشم تو خواهد سپرد جان

در این خیالم ار بدهد عمر مهلتم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
خاطره “ دفتر عشق “
خاطره “ دفتر عشق “

همیشه دعا کنید
چشمانی داشته باشید که بهترین ها را در آدم ها ببیند

قلبی که خطاکارترین ها را ببخشد

ذهنی که بدیها را فراموش کند

و روحی که هیچ گاه ایمانش به خدا را از دست ندهد...

خانه ویرانـه
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
خاطره “ دفتر عشق “
خاطره “ دفتر عشق “

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها.
یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان

یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن

خانه ویرانـه
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حامد + z = گندمزار عشق
حامد + z = گندمزار عشق
17125917_636214016585219_3713761871849848832_n.jpg

گاهی سرکی بکش به ایوان دلم
گاهی به سلامی بشو مهمان دلم
پرچین دلم خار ندارد نهراس
یک خنده بچین از سر گلدان دلم
هر خنده که از من به لبت بنشیند
یک غنچه بروید به گلستان دلم
در سینه ندارم به جز از عشق نشان
جز عشق نبوده گِلِ بنیان دلم
در باغ دلم تیغ به پایت نرود
آسوده روان باش به میدان دلم
این مزرعه از بذر حسادت خالیست
جز مهر نکارد هیچ، دهقان دلم
گاهی سر راهت به سراغم باز آی
تا کوک شود، نغمه ی شادان دلم
هر وقت بیایی به سراغم نیکوست
چون با تو تمام است هجران دلم
این عمر گران در گذران است بیا
یک تاک بکاریم به بستان دلم
از حاصل آن مست شویم عهد کنیم
جز باده ننوشیم به دامان دلم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید