افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
امیــــــــــــــــــر
مهربونمهربون
امیــــــــــــــــــر

اگه اولشو نمیخونی سعی کن خط آخرشو بخونی:
.
.
.
.
.
.
.
*•.¸.•*بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ*•.¸.•*
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ۩۞ اللَّهُ الصَّمَدُ ۞لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ۞وَ لَمْ یَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ۞
۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞
*•.¸.•*بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ*•.¸.•*
۞ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ۞ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ۞وَ مِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ۞وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ۞ وَ مِنْ شَرِّحَاسِدٍ إِذَا حَسَد 
۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞
*•.¸.•*بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ*•.¸.•*
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاس مَلِكِ النَّاس إِلَهِ النَّاس مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاس الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاس
۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞

بعضیا حاضرن هر چرتى رو بزارن تو پستاشو اما از نشر قرآن خجالت میکشن
خدایا هرکى کپى کرد رو عاقبت به خیر کن 
آمین

مشاهده همه ی 13 نظر
مدیرگروه لبیک یا رسول الله(ص)
خواب آلودخواب آلود
مدیرگروه لبیک یا رسول الله(ص)


مشاهده همه ی 2 نظر
amin
مهربونمهربون
amin

باسلام خدمت تمامی دوستان عزیزم
اول از هر چیزی روز دختر را به تمامی دختران عزیز ایران زمین تبریک عرض میکنم
دوم تشکر از تمامی دوستانی که زحمت کشیدند و تولدم را تبریک گفتند
همتون موفق و پیروز باشید

مشاهده همه ی 4 نظر
ali
خوشحالخوشحال
ali

خبر فوری


مدل جدیدی از تجاوز (حتما بخونید)
خانمی بعد از ساعت‌ها کار، دفتر کارش را ترک می‌کند؛ او کودکی را می‌بیند که کنار جاده ایستاده و در حال گریه کردن است. این خانم دلش به حال کودک می‌سوزد، بنابراین از او دلیل گریه‌اش را... می‌پرسد. کودک توضیح می‌دهد که گم شده و از خانم می‌خواهد که او را بهخانه‌اش برساند و کاغذی را به او می‌دهد که آدرس خانه‌اش روی آن نوشته شده بود زن که فرد مهربانی بوده، تصمیم می‌گیرد کودک را به خانه‌اش برساند؛ بدون اینکه به چیزی مشکوک شود.* *وقتی به خانه می‌رسند، زن زنگ در را می‌فشارد اما دچار برق‌گرفتگی شده و بیهوشمی‌شود.* *فردا صبح وقتی به هوش می‌آید، می‌بیند که در خانه‌ای خالی روی زمین افتاده است، او حتی متجاوزان را ندیده بود....
به همین خاطر است که این روزها، جنایت‌کاران افراد مهربان را نشانه گرفته‌اند. توصیه می‌شود هیچ‌وقت کودکی را به مکانی که می‌گوید،نرسانید و در صورت اصرار و التماس او، او را به ایستگاه پلیس تحویل دهید.* *بهترین کار در حق بچه‌های گمشده، تحویل به ایستگاه پلیس است. لطفا این ایمیل را به تمام دوستان و همکاران خانم خود، و آقایانی که همسر دارند، ارسال کنید. ارسال این ایمیل حتی برای هزاران بار، بهتر از وقوع یک فاجعه دیگراست.* *  خیلی ناراحت‌کننده است که امروز نمی‌توانیم حتی به بچه‌ها کمک کنیم
* *خانم‌ها مواظب خودتان باشید
لطفا باز نشر کنید

مشاهده همه ی 125 نظر
˙·٠•☆☆ Farshad ☆☆•٠·˙ **مدیر گروه بنویس اگه میتونی **
آروم و عادیآروم و عادی
˙·٠•☆☆ Farshad ☆☆•٠·˙ **مدیر گروه بنویس اگه میتونی **

فقط جهت اطلاع


راز گلاب

میدونید چرا توی مراسم عزا گلاب زیاد استفاده میشه؟ چرا گلاب می‌ریزند روی لباس و بدن عزادارها؟ چرا توی مراسم عروسی این گلاب استفاده نمیشه؟ چرا وقتی شاد هستیم کسی دست به گلاب نمیزنه؟به خاطر اینکه گلاب غم زدا است. ترشح ئیدروفین و اندروفین را در مغز متعادل میکنه و احساس آرامش و آسودگی به آدم میده.شب اگه فکرای بد توی کله‌ات میاد، اگه هی اینور و اونور میشی نمیتونی بخوابی کافیه یک پارچه سفید برداری و روش گلاب بریزی و بگذاری زیر سرت، تا صبح مثل یک دسته گل میتونی بخوابی.نسخه دوم هم پیشنهاد میکنم یک لیوان بردارید و یک چهارم آن را عسل بریزید و دو سوم آب جوش و کمی گلاب. قبل از خواب این شربت را صرف کنید ببینید چه حالی میده واسه خواب.

 

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

برگ درخت به برای از بین بردن گرفتگی عروق

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
[̲̅s̲̅][̲̅e̲̅][̲̅t̲̅][̲̅a̲̅][̲̅r̲̅][̲̅e̲̅][̲̅h̲̅]
شیطونشیطون
[̲̅s̲̅][̲̅e̲̅][̲̅t̲̅][̲̅a̲̅][̲̅r̲̅][̲̅e̲̅][̲̅h̲̅]

خواندن یک آیه قرآن در ماه مبارک رمضان برابر با ختم کل قرآن است

لطفا بازنشر کن تا بقیه هم بخونن و یه ثوابی به دست بیارن




مشاهده همه ی 53 نظر
Ali
مهربونمهربون
Ali

سید پا برهنه
شهید  حمید میرافضلی
(حتما بخونید)
http://s1.picofile.com/file/7455056876/99623098754898464442.jpg
آقا حميد قصه ي ما ابتدا با اون چيزي كه شما شنيديد خيلي فرق ميكرد.جوون بود و            
با كله اي پر باد، لات هاي محله هم كلي ازش حساب ميبردند، خلاصه بزن بهادري بود براي خودش!
یه روز مادر این جوون حمید رو از خونه بیرون انداخت و گفت برو دیگه پسر من نیستی خسته شدم از بس جواب کاراتو دادم.
همه ي همسايه ها هم از دستش كلافه شده بودند....
روزي از روزها يك راننده ي كاميون كه از قضا دوست حميد بود جلوي پاي حميد ترمز
 ميزنه،ازش مي خواد بياد باهاش بره،بهش مي گه حميد تو نمي خواي آدم شي،بيا با من
 بريم جبهه،حميد ميگه اونجا من رو راه نميدن با اين سابقه،راننده به حميد مي گه تو بيا و
 ناراحت نباش......
راه مي افتند به طرف جبهه بين راه توجه ي حميد به يك وانت مي افته، پشت وانت زني
 نشسته بود كه يك نوزاد بغلش بود
حميد تا به خودش مي ياد مي بينه زن، نوزاد رو از پشت وانت پرتاب مي كنه بيرون....حميد
 غيرتش به جوش مي ياد با تموم وجودش ميدو دنبال وانت تا زن رو بگيره به باد كتك، همين
 كه مي رسه به وانت مي پره بالا قبل از اين كه بزنه مي پرسه:چي كار كردي با بچه ت
زن....
(خدایا من رو ببخشه)
زن سرش رو مي ندازه پايين مثل ابر بهار گريه مي كنه،با اشك به حميد مي گه من نزديك
 يازده ماه اسير عراقی ها بودم اين بچه مال عراقي هاست،فردا چه جوري توي روي شوهرم
 نگاه كنم!!!
حميد مي افته روي زانوهاش،با دست مي كوبه به سرش!!هي مدام گريه مي كنه با اشك و
ناله به راننده ي كاميون مي گه من بايد برگردم رفسنجان يك كار كوچيكي دارم
حاج حميد ما بر ميگرده رفسنجان اولين جا هم ميره پيش دوستاش كه سر كوچه بودن!!
مي گه بچه ها من دارم ميرم جبهه!!شماها هم بيايد!!مي گه بچه ها خاك بر سر من و
 شماها پاشيم بريم ناموسمون در خطره....!!
اومد خونه از مادر حلالیت طلبید و خداحافظی کرد و رفت...به جبهه که رسید کفشاشو داد به یکی و دیگه تو جبهه کسی اونو با کفش ندید می گفت اینجا جایی که خون شهدامون ریخته حرمت داره....ومعروف شد به سید پا برهنه....
اونقدر موند تا آخر با شهید همت دو تایی سوار موتور هدف گلوله آر پی جی قرار گرفتن و رفتن پیش سید الشهداء..
کاش بتونیم راهشون رو ادامه بدیم...
------------------
غیرتی ها بازنشر یادتون نره!

مشاهده همه ی 7 نظر
سهیل زعیم
سهیل زعیم


خاطراتی از شهید آسمانی

خاطرات اطرافيان شهيد عباس بابايي

خاطرات يکي از دوستان شهيد
 

اسماعيل دانا وسطي کلايي
پايگاه دوم شکاري تبريز در آن صبح تابستان، سرماي زمستان را به رخ مي کشد. عباس سينه اش را از هواي تازه پرکرد و به اتفاق سرهنگ بختياري آهسته از پله هاي هواپيما پايين رفت. سرهنگ نادري به همراه خلبانان و جمعي از مسئولان به استقبال آمده بودند. حال و هواي قرارگاه با روزهاي ديگر فرق داشت.
با آماده شدن هواپيماشهيد بابايي به همراه سرهنگ نادري داخل جنگنده شدند، براي لحظه اي سکوتي آميخته به هيجان در کابين حکم فرما شد.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
amin
مهربونمهربون
amin

رفیقم اسم خانومم رو توی شناسنامه دیده. میگه: زنته؟
 میگم: پ ن پ دختر همسایمونه اسمش تو شناسنامه باباش جا نشده اینجا زدن گم نشه!
{-103-}{-103-}{-103-}{-103-}{-103-}{-103-}

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید