لحظه  بروز رسانی 
amin
آروم و عادیآروم و عادی
amin

چگونه نماز صبح بیدار شویم؟از آیت‌الله بهجـــت ســـوال شد: چـــه کنیـــم

چگونه نماز صبح بیدار شویم؟
از آیت‌الله بهجـــت ســـوال شد: چـــه کنیـــم تا نماز صبحمـــان قضا نشـــود؟ در پاســـخ فرمودند: کســـی که باقی نمازهــــــایش را در اول وقت بخوانـــد خـــــدا او را برای نماز صـــــبح بیدار خواهد کــــــرد...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
amin
آروم و عادیآروم و عادی
amin

قاری قرآنی که لال شد در کتاب «گناهان کبیره» شهید دستغیب،

قاری قرآنی که لال شد

در کتاب «گناهان کبیره» شهید دستغیب، از ابوالفاء هروی نقل شده که گفت: من در مجلس پادشاه، قرآن می‌خواندم و او استماع نمی‌کرد و همواره در هنگام تلاوت قرآن سخن می‌گفت. شبی پیغمبر (ص) را به خواب دیدم که رنگ مبارکش متغیر بود، فرمود: «اَتَقْرَءُ الْقُرْآنَ بَیْنَ قَوْمٍ وَ هُمْ یَتَحَدَّثُونَ وَ لا یَسْتَمَعُونَ وَ اِنَّکَ لا تَقْرَءُ بَعْدَ هَذا اِلّا ما شاءَ اللهُ؛ آیا قرآن را برای کسانی می‌خوانی که با هم سخن می‌گویند و آن را نمی‌شنوند! تو بعد از این به سبب عدم رعایت ادب نتوانی خواند، مگر آنچه خدا بخواهد».

بعد از آن بیدار شدم و گنگ شده بودم، اما چون فرموده بود «الّا ماشاءالله» امید داشتم که زبانم آخر خواهد گشود. پس از چهار ماه در همان محلی که آن خواب را دیده بودم، باز رسول خدا(ص) را در خواب دیدم، فرمود: «قَدْ تُبْتَ؛ حتماً توبه کرده‌ای»

گفتم: بلی یا رسول الله(ص)، فرمود: «مَنْ تابَ تابَ اللهُ عَلَیْهِ؛ هر که به سوی خدا باز گردد خدا هم به مغفرت به او رجوع خواهد فرمود».

بعد از آن فرمود: زبان بیرون آور و با انگشت خود زبان مرا مسح کرد و فرمود: «هرگاه نزد قومی قرآن می‌خوانی پس تا هنگامی که گوش گیرند قرائت کلام خداوند را ترک کن». وقتی بیدار شدم زبانم گشوده بود.

بنابراین باید توجه داشت که هنگام تلاوت قرآن باید با جان و دل به کلام خدا گوش داد و در آن تدبر کرد، چرا که قرآن برای هدایت بشر نازل شده و از جایگاه رفیعی برخوردار است.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
amin
آروم و عادیآروم و عادی
amin

حماسه 25 مجنون کربلاییکدمطلب : 120941392/5/17 00:14:19چاپ خبرهوران: پسرکی چهارده ساله

حماسه 25 مجنون کربلایی

کدمطلب : 12094
1392/5/17 00:14:19

حماسه ۲۵ مجنون کربلایی لشکر ۲۵ کربلاهوران: پسرکی چهارده ساله بودم، اهل روستای جلین گرگان، مثل یک خواب می‌ماند. «شب 22 بهمن57 پریدم روی دیوار بلند پادگان لشکر 30 گرگان، حاج غلام صادقلی، دستم را گرفت و مرا بالا کشید.


با هم پریدیم وسط پادگان لشکر، همه بودند، پانزده ساله‌ها، بیست‌ساله‌ها، سی‌ساله‌ها هم آمده بودند. همه با هم پادگان را تصرف کردیم. امام که فرمان داد، دلدادگی آغاز شد. بسیجی شدم.


حاج غلام فرمانده‌ام، فرمانده تدارکات لشکر 25 کربلا، یک قبضه کلاشینکف توی بغلم گذاشت و از دیوارهای بلند جنگ بالا رفتم. پابه‌پای جنگ، همراه همرزمانم، جنگیدم. دفاع کردیم، گلوله خوردم، ترکش خمپاره، شیمیایی شدم، با لباس فرم سپاه و سربند یازهرا وقتی مرا به‌نام خواند:


تو بیا، انت تعال اهنا، تعال تعال! فقط تو بیا، با آن افسر بعثی، رو در رو ایستادم. به فاصله یک متر، ما 25 نفر و تا چشم کار می‌کرد، نیروی‌های بعثی، وسط مجنون جنوبی، ساعت یازده صبح، به بچه‌ها گفتم: هرکس از پشت تیر بخوره، شهید نیست، هرکی فرار کنه امام حسینی نیست، هرکی بره زهرایی نیست، هرکی فرار کنه از ما نیست.


اگر می‌خواهیم ثابت کنیم! میدان جنگ اینجاست. کربلا اینجاست، عاشورا اینجاست. ایستادیم به قامت، استوار و مردانه جنگیدیم، شهید شدیم و زخمی، اسیر و جانباز، اما هرگز فرار نکردیم. به کربلا پشت نکردیم.


آری، حالا آن پسر چهارده ساله بسیجی، امروز معلمی است ساده روستایی، مردی است سفید موی، شیمیایی، اما هرگز ذره‌ای از هویت و آرمان خویش، همراه ارزش‌ها و آرمان‌های امام زیر سایه ولایت، آن فرمانده گردان مسلم و مالک، دست از ولایت و امام خویش بر نداشته، هرگز...



آری، زیر سایه ولایت، دفاع همچنان باقی‌ست....



خیلی از نیروها، بیش از سه ماه به مرخصی نرفته بودند. خستگی در چهرة آن‌ها موج می‌‌زد و من همه احساسم این بود که شاید تحمل این همه رنج و سختی و فشار جنگ را نداشته باشند. هر روز تهدیداتی را از عراق و صدام می‌‌شنیدیم که به کجا حمله خواهد کرد. عراق به‌شدت خودش را تجهیز کرده بود.


از طرفی آمریکا عملاً وارد معرکه جنگ شده و غرب و شرق هم به‌شدت برای تجهیز ادوات جنگی عراق تلاش می‌ک

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
amin
آروم و عادیآروم و عادی
amin

این روزها روزهای عملیات پیروزمندانه کربلای پنج است پس از

این روزها روزهای عملیات پیروزمندانه کربلای پنج است پس از پایان این عملیات بود که تلاش‌های بین‌المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافت.

anaj1357639713uYVyQP - Copyبه گزارش رادکانا، این روزها روزهای عملیات پیروزمندانه کربلای پنج است پس از پایان این عملیات بود که تلاش‌های بین‌المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافت. 

اهداف عملیات

منطقه شلمچه به لحاظ اهمیت سیاسی و نظامی آن، به عنوان یکی از معابر وصولی شهر بصره، همواره در زمره اهداف قوای نظامی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. در صورت تسلط بر این منطقه، جمهوری اسلامی می‌توانست برتری خود در جنگ را به اثبات برساند.

 

موقعیت منطقه

منطقه عملیاتی شلمچه که در جنوب شرقی شهر مهم بصره قرار گرفته و تقریباً نزدیکترین محور وصولی به این شهر به شمار می‌آید، به مناطق و محورهای زیر محدود می‌باشد:

از شمال، به آبگرفتگی جنوب زید

از شرق، به دژ مرزی ایران و عراق

از جنوب، به رودخانه اروند و اروند صغیر

از غرب، به کانال زوجی و شهرهای تنومه و الحارثه.

این منطقه از تعداد زیادی نهر، کانال، خاکریز، جاده و … تشکیل شده است که همه آنها در بخش شمالی اروند قرار دارند. همچنین، آبگرفتگی‌های متعددی در این منطقه وجود دارند که از سوی ارتش عراق به عنوان موانعی در مقابل هرگونه نفوذ قوای جمهوری اسلامی ایجاد شده‌اند.

 20120107172955198_29

استعداد دشمن

منطقه عملیاتی در حوزه پدافندی سپاه سوم عراق بود و سه لشکر ۱۱ پیاده، ۵ مکانیزه و ۳ زرهی در این منطقه مستقر بودند.

با شروع عملیات، تعداد دیگری از لشکرهای عراق به تدریج در منطقه عملیاتی حضور یافتند. این لشکرها عبارت بودند از:

الف- پیاده:

لشکرهای ۲، ۴، ۷، ۸، ۲۲، ۳۲، ۱۴، ۱۵، ۲۵، ۱۸، ۳۰، ۲۹، ۲۷، ۲۸، ۳۳، ۲۰ و ۳۵

ب- زرهی:

لشکرهای ۶، ۱۰ و ۱۲

ج- مکانیزه:

لشکر ۱

د- گارد ریاست جمهوری:

لشکرهای ۱، ۲، ۳ و ۶

در ذیل، تمامی یگان‌هایی که به منطقه کربلا – ۵ اعزام شدند، بر حسب تیپ آورده شده است:

الف- پیاده:

تیپهای ۳۶، ۴، ۵، ۲۹، ۱۸، ۱۹، ۳۸، ۳۹، ۲۳، ۲۲، ۲۸، ۴۵، ۴۷، ۴۸، ۱۴، ۴۴، ۷۱، ۷۲، ۷۴، ۷۵، ۷۶، ۷۸، ۷۹، ۸۱، ۸۲، ۸۳، ۸۴، ۸۸، ۹۰، ۹۱، ۹۳، ۹۴، ۹۵، ۹۶، ۱۰۱، ۱۰۲، ۱۰۳، ۱۰۵، ۱۰۶، ۱۰۷، ۱۰۹، ۱۱۱، ۱۱۲، ۱۱۳، ۱۱۴، ۱۱۶، ۱۱۷، ۱۱۸، ۱۱۹، ۱۲۰، ۲۳۸، ۴۱۲، ۴۱۳، ۴۱۷، ۴۱۸، ۴۲۱، ۴۲۲، ۴۲۳، ۴۲۶، ۴۲۸، ۴۲۹، ۴۳۰، ۴۳۱، ۴۳۵، ۴۳۶، ۴۳۷، ۴۳۸، ۴۳۹، ۴۴۲، ۴۴۳، ۵۰۱، ۵۰۲، ۵۰۶، ۶۰۳، ۶۰۴، ۶۰۵، ۷۰۱، ۷۰۲، ۷۰۳، ۷۰۴، ۷۰۷، ۸۰۱ و ۸۰۵

ب- زرهی:

تیپهای ۳۴، ۶، ۱۲، ۲۶، ۳۰، ۱۶، ۱۷، ۴۲، ۳۷، ۵۰ و گردان تانک لشکر ۱۱ پیاده

ج- مکان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
amin
آروم و عادیآروم و عادی
amin

گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس- سردار شهید غلامرضا کیانپور در سال 1339 در خانواده‌ای

گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس- سردار شهید غلامرضا کیانپور در سال 1339 در خانواده‌ای محروم از نعمات مادی، اما پارسا و دیندار در محله سرآسیاب از محلات کرج دیده به جهان گشود. او در خانواده‌ای که مهر و عطوفت در آن سرشار بود، رشد کرد و تربیت یافت. دوره ابتدایی را در دبستان «مرادیان» به پایان رساند و پس از آن جهت ادامه تحصیلات وارد مدرسه «آزادی» تهران شد و این دوره را نیز با موفقیت پشت سر نهاد. سپس وارد یکی از دبیرستان‌های کرج شد و مقطع متوسطه را نیز با نمرات عالی گذراند. او از استعداد و هوش سرشاری برخوردار بود؛ بطوری که در تمام دوران تحصیل، شاگردی موفق بود و به حسن اخلاق مشهور بود و در بیشتر مقاطع تحصیلی جزء شاگردان ممتاز محسوب می‌شد؛ در همین راستا توانست دیپلم ریاضی فیزیک و علوم تجربی را با هم کسب نماید. در حین تحصیل هیچ‌گاه از شرکت در مراسم مذهبی غفلت نکرد و همواره در کسب معارف و تقویت بنیه معنوی تلاش وافر داشت. شرکت در مراسم مذهبی و محافل دینی را بر خود فرض می‌دانست و بر آن پافشاری می‌کرد.

در دوران پرشور انقلاب که نوجوانی بیش نبود و سال‌های پایانی دوره متوسطه را می‌گذراند، با شور و اشتیاق زایدالوصفی وارد صحنه‌های انقلاب شد و به طور جدی با درون‌مایه غنی اعتقادی در صفوف انقلابیون در عرصه‌های گوناگون تحولات حضور یافت. او به عنوان عنصری پرتلاش، نوجوانان و جوانان محل را به مبارزه علیه رژیم ستمشاهی تشویق و ترغیب می‌نمود و در این زمان فعالیت‌های زیادی از خود نشان می‌داد.

شهید کیانپور در اردیبهشت ماه سال 1358 پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی جهت حراست از آرمان‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی، عازم خدمت مقدس سربازی شد. دوران سربازی را در پادگان «آبیک» گذراند. اواخر دوران سربازی مصادف با آغاز جنگ تحمیلی بعثیان عراقی علیه خاک پاک میهن اسلامی بود.

در این زمان علیرغم مخالفت‌های مسئولان خود در پادگان «آبیک»، تلاش نمود تا عازم جبهه‌های جنگ شود، اما موفق نگشت. پس از اتمام سربازی برای اولین‌بار از پادگان «جی» ورامین عازم مناطق جنگی شد. در سال 1361 ازدواج کرد که ثمره این ازدواج دو فرزند دختر بنام «زینب» و «زهرا» بود. پس از مدتی از طرف لشکر 27 محمد رسول‌الله(ع) جهت انجام ماموریت عازم لبنان شد. این ماموریت چهارده ماه به طول انجامید.

در خرداد سال 1362 به طور رسمی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. در این زمان ابتدا به مدت سه ماه در پادگان «امام حسین(ع)» دوره آموزش نظامی گذراند. کمی بعد به نیروهای لشکر ده نیرو مخصوص سیدالشهداء(ع) پیوست و در معاونت اطلاعات- عملیات این لشکر انجام وظیفه نمود.

با کسب تجربه در این واحد و با توجه به هوش و ذکاوت و دقت در کار به عنوان جانشین معاونت اطلاعات- عملیات منصوب شد و تا زمان شهادت در این سمت باقی ماند.

در طول مدت حضورش در این واحد مایه دلگرمی لشکریان بود و همه به انتخاب راهکارها و شناسایی‌های او ایمان داشتند. اتکا به خدا آمیخته جانش بود و در سخت‌ترین شرایط جنگ نیز احساس ضعف ننمود. در عملیات «مهران» که فقط یک شب برای شناسایی فرصت داشتند با توسل به حضرت فاطمه(ع) به قلب دشمن زد و با شناسایی دقیق خود ضامن پیروزی عملیات گشت و نام راهکار عملیاتی را، راهکار «فاطمه زهرا(ع)» گذاشت.

در طول دوران حضور در جبهه در عملیات‌های متعددی حضور داشت و عملیات‌های شناسایی را به همراه گروهش انجام داد. عملیات‌های «بیت‌المقدس»، «والفجر مقدماتی»، «والفجر1»، «لبنان»، «بیت‌المقدس سوریه»، «محرم»، «خیبر»، «بدر»، «عاشورای3»، «ایذائی ام الرصاص»، «والفجر8»، «سیدالشهدا(ع)»، «کربلای1»، «کربلای4» و «کربلای5» از جمله عملیات‌هایی بود که غلام در آنها حضور داشت.

شهید کیانپور پس از عمری مجاهدت و جانفشانی در جبهه‌های نبرد، از آنجا که دلتنگ و آرزومند شهادت بود، در عملیات «کربلای5» پرنده سفید جان را به آسمان حیات و هستی پرواز داد و سرو قامتش در دشت خونبار «شلمچه» به خاک افتاد و به قافله یاران شهیدش پیوست. تربت پاک این سردار

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
amin
آروم و عادیآروم و عادی
amin

  متاسفانه این روزها در دی ماه از همه

18559-73560

 

متاسفانه این روزها در دی ماه از همه چیز سخن گفته می شود بغیر از حماسه بزرگ جوانان این مرز و بوم که مظلومانه در دفاع از تمامیت ارضی و دفاع از آب و خاک این سرزمین جنگیدند و در این راه از تمام هستی خود گذشتند.

عبدالرضا چراغعلی در این خصوص گفت در چهارم دی ماه سال 65 میدانگاه  عملیات کربلای 4 که با ناکامی مواجه شد(خرمشهر-جزیره ام الرصاص-جزیره ام البابیه) قتلگاه جوانان برومد این سرزمین شد که متاسفانه امروز یادی از آنها نمی شود.

همچنین در ادامه ناکامی در این عملیات فرماندهان جنگ در 19 دی ماه سال 65 به قصد تصرف بخش هایی از جنوب خاک عراق و از کارانداختن ماشین جنگی عراق، عملیات کربلای 5 را آغاز کردند که در این عملیات نیز بیش از 10 هزار نفر از جوانان برومند این سرزمین به خاک و خون غلطیدند.

متاسفانه این روزها رسانه ملی و بسیاری از مدعیان از همه چیز می گویند بغیر از جوانان رشیدی که به خاک و خون غلطیدند و در تاریخ این کشور ماندگار شدند.

عبدالرضا چراغعلی عضو شورای شهر گرگان در این زمینه انتقاد شدید خود را از سکوت رسانه ها و علی الخصوص رسانه ملی و متولیان شهدا و جانبازان در انتقال این خاطرات بزرگ به نسل جوان اعلام داشت.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید