لحظه  بروز رسانی 
█☠ ▐ᗩறiяヅηεℊℌÅß ▐☠█
مهربونمهربون
█☠ ▐ᗩறiяヅηεℊℌÅß ▐☠█

ز کویت رفتم و الماس ِ طاقت بر شکستم برو با

ز کویت رفتم و الماس ِ طاقت بر شکستم برو با یار ِ خود بنشین که من بارِ سفر بستم
که بعد ِ رفتنم جانا هزار افسوس خواهی خورد فلانی یار ِ خوبی بود و من ،قدرش ندانستم . . .
.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
█☠ ▐ᗩறiяヅηεℊℌÅß ▐☠█
مهربونمهربون
█☠ ▐ᗩறiяヅηεℊℌÅß ▐☠█

بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم باشد که نباشیم و

بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم
باشد که نباشیم و بدانند که بودیم . . .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
█☠ ▐ᗩறiяヅηεℊℌÅß ▐☠█
مهربونمهربون
█☠ ▐ᗩறiяヅηεℊℌÅß ▐☠█

از من نخواه ببخشمت هرگز نمیبخشم تورو حتی اگه ببخشمت خدا

از من نخواه ببخشمت
هرگز نمیبخشم تورو
حتی اگه ببخشمت
خدا نمیبخشه تورو . . .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
█☠ ▐ᗩறiяヅηεℊℌÅß ▐☠█
مهربونمهربون
█☠ ▐ᗩறiяヅηεℊℌÅß ▐☠█

به تو سپرده بودمش با هزار و یک امید و حالا

به تو سپرده بودمش
با هزار و یک امید
و حالا برای هزارو یکمین بار
دلم را می برم
تا شکستگی اش را
گچ بگیرند!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
█☠ ▐ᗩறiяヅηεℊℌÅß ▐☠█
مهربونمهربون
█☠ ▐ᗩறiяヅηεℊℌÅß ▐☠█

دیدی آنرا که تو خواندی به جهان یار ترین سیـ ـنه

دیدی آنرا که تو خواندی به جهان یار ترین
سیـ ـنه را ساختی از عشقش سر شارترین
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوار ترین
چه دل آزار شد آخر،چه دل آزار ترین . . .
دیدی ای دل ؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
˙·٠•♥ مجـتبــے ً ♥•٠·˙
آروم و عادیآروم و عادی
˙·٠•♥ مجـتبــے ً ♥•٠·˙

چه تلخ و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی

چه تلخ و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش کلاه بگذارد… این سرزمین را با عقل مصلحت اندیش ساخته اند. پس باید با عقل مصلحت اندیش در آن زیست. و چاره ایی دیگر پیدا نیست و من «چنین کردم» اما «چنین نبودم» و این دوگانگی مرا همواره دو نیمه می کرد.

چه تلخ و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش کلاه بگذارد… این سرزمین را با عقل مصلحت اندی

مشاهده همه ی 3 نظر
˙·٠•♥ مجـتبــے ً ♥•٠·˙
آروم و عادیآروم و عادی
˙·٠•♥ مجـتبــے ً ♥•٠·˙

هرعلمی که آن به تحصیل و کسب در دنیا حاصل شود،

هرعلمی که آن به تحصیل و کسب در دنیا حاصل شود، آن علم ابدان است. و آن علم که بعد از مرگ حاصل شود، آن علم ادیان است. البته انسانهایی هستند که این علم را قبل از مرگ در می یابند .
دانستن علم، انالحق علم ابدانست، انالحق شدن، علم ادیانست. نور و چراغ و آتش را دیدن علم ابدان است، سوختن در آتش یا در نور چراغ علم ادیان است. هرچه آن دید است علم ادیان است، هرچه دانش است علم ابدان است. می گویی محقق دید است و دیدن است، باقی علم ها علم خیال است.؛

هرچه عالم خیال است، پردۀ ظلمت است و هرچه عالم حقایق است پرده های نور است. اما میان پرده های ظلمت که خیال است، هیچ فرق نتوان کردن و در نظر آوردن از غایت لطف، با وجود چنین فرق شگرف و ژرف در حقایق نیز نتوان آن فرق فهم کردن.

"فیه ما فیه مولوی"

هرعلمی که آن به تحصیل و کسب در دنیا حاصل شود، آن علم ابدان است. و آن علم که بعد از مرگ حاصل شود، آن

مشاهده همه ی 2 نظر
˙·٠•♥ مجـتبــے ً ♥•٠·˙
آروم و عادیآروم و عادی
˙·٠•♥ مجـتبــے ً ♥•٠·˙

به اخمت خستگی در می رود،لبخند لازم نیست کنار سینی چای

به اخمت خستگی در می رود،لبخند لازم نیست
کنار سینی چای تو اصلن قند لازم نیست
" بهمن صباغ زاده "

به اخمت خستگی در می رود،لبخند لازم نیست کنار سینی چای تو اصلن قند لازم نیست

مشاهده همه ی 3 نظر