لحظه  بروز رسانی 
reza
قبراققبراق
reza

به فکر همه چیز هستند الا آغوشی که من از دست

394d3019e06dd3359d0aabbe22f8a645-425
به فکر همه چیز هستند
الا آغوشی که من از دست داده ام
به فکر حقوق بشر
به فکر زندان های دور
حتی بمبهای هسته ای
اما کسی به فکر آغوشی که رفت نیست
تمام متکلمین جهان
تمام کشیش های واتیکان
همه علمای مسلمان
خاخام های یهود
موبدان زرتشت
هندوها
بودیستها
همه وهمه
به فکر معصیتهای انسان هستند
به فکر زیبایی خداهستند
به فکر گناهان بشر
هیئت جهنم
هیبت شیطان
شکل عزرائیل
اما کسی به فکر من نیست
به فکر آغوشی که از من دور شده است ..

مشاهده همه ی 1 نظر
reza
قبراققبراق
reza

شاهکار صادق هدایت : 1. مهمترین سایزی که باید آدم بدونه

Sadegh_hedayat.jpg
شاهکار صادق هدایت :

1. مهمترین سایزی که باید آدم بدونه سایز (دهنشه).

2. قضاوت در مورد دیگران انتقاد نیست (توهین) است.

3. هر کار یا حرفی که در آخرش بگیم "شوخی کردم"، شوخی نیست حمله به شخصیت آن فرد است.

4. بازی کردن با احساسات مردم، زرنگی نیست، (هرزگی) است.

5. خراب کردن یک نفر توی جمع جوک نیست، (کمبود) است.

6. به راهی که اکثر مردم می روند بیشتر شک کن، اغلب مردم فقط تقلید می کنند. انگشت نما بودن بهتر از احمق بودن است.

سـرابـــــ
مشاهده همه ی 2 نظر
reza
قبراققبراق
reza

بدون گذرنامه از خیالم عبور خواهی کرد ، مهربانیت را مرزی

10ac7ddcd95f83b91e8a05b3ca91f32b-425
بدون گذرنامه از خیالم عبور خواهی کرد ،
مهربانیت را مرزی نیست …

مشاهده همه ی 2 نظر
reza
قبراققبراق
reza

اسکات فریتز‌جرالد، نویسنده بزرگ آمریکایی و خالق رمان «گتسبی بزرگ» در

633c7369a030e8901553f3259e965712-425
اسکات فریتز‌جرالد، نویسنده بزرگ آمریکایی و خالق رمان «گتسبی بزرگ» در سال ۱۹۳۳ نامه‌ای پرکنایه اما در عین حال هوشمندانه را به اسکاتی، دختر ۱۱ ساله‌اش نوشت. او در این نامه چیزهایی را که دخترش باید نگرانش باشد، چیزهایی که نباید نگران‌‌اش باشد و چیزهایی که باید درباره‌شان فکر می‌کند، فهرست کرد.

چیزهایی که باید نگران‌شان باشی:
نگرانِ شجاعت باش
نگرانِ پاکیزگی
نگران سوارکاری
نگرانِ...

چیزهایی که نگران‌شان نباش:
نگران حرف مردم نباش
نگرانِ عروسک‌ها
نگرانِ گذشته
نگران آینده
نگران بزرگ شدن
نگران کسی که از تو جلو می‌زند
نگران پیروزی
نگران شکست هم نباش مگر این‌که نتیجه‌ی اشتباه خودت بوده باشد
نگران پشه‌ها
نگرانِ مگس‌ها
کلاً نگران حشرات نباس
نگران پدرومادرها
نگران پسرها
نگران ناامیدی‌ها
نگرانِ لذت‌ها نباش
نگرانِ رضایتِ‌ خاطرها

چیزهایی که باید درباره‌شان فکر کنی:
واقعاً می‌خواهم چه کاری بکنم؟
در مقایسه با هم‌دوره‌ای‌هایم از این جنبه‌ها چقدر خوبی:
ا) علم و دانش
۲) واقعاً مردم را می‌فهمم و می‌توانم با آن‌ها تفاهم داشته باشم؟
۳) تلاش می‌کنم که جسم‌ام را به ابزاری مفید تبدیل کنم یا نادیده‌اش می‌گیرم؟

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
reza
قبراققبراق
reza

دیوار چین اگر بریزد و تمام دیوارهایی که ریخته اند. و

دیوار چین اگر بریزد

و تمام دیوارهایی که ریخته اند...

و تمام دیوارهایی که خواهند ریخت...

شبیه تو می شوند پدر !

و تمام مردمی که می گریند

و تمام مردمی که زیر آوار مانده اند

و تمام مردمی که تا ابد آواره اند ...

منم... !
fe8a92132836f05999f7c1e65e4d38f0-425

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
reza
قبراققبراق
reza

استاد ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻧﺶ ﮔﻔﺖ : ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ بصورت

53460824aea8f449e3036e97e08f4fa1-425
استاد ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻧﺶ ﮔﻔﺖ :

ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ بصورت شفاهی ازتون ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ...

ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ استاد ﮔﻔﺖ:

ﺍﺻﻼ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺍﻭﻥ ﻫﻢ ﮐﺘﺒﯽ

ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻭ استاد ﮔﻔﺖ:

ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻫﺴت...

ﻫﺮ ﮐﺲ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﯿﺎﺩ ﺟﻠﻮ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺑﺎﯾﺴﺘﻪ...

ﺍﺯ 50 ﻧﻔﺮ، 3 ﻧﻔﺮ ﺭﻓﺘﻦ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﻭ استاد ﺍﺯ ﺑﻘﯿﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮔﺮﻓﺖ...

ﺑﻌﺪﺵ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺭﻭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:

ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺷﻤﺎ دَه ﻧﻤﺮﻩ ﮐﻢ ﻣﯿﮑﻨﻢ

ﻫﻤﻪ به شدت ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ،

ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻧﻤﺮﻩ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺍﯾﻦ 3 ﻧﻔﺮ رو ﻫﻢ بیست ﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻢ

ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻫﺎ ﺑﺎ ﺷﺪﺕ ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ...

ﺩﮐﺘﺮ ﮔﻔﺖ : ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﻇﻠﻢ ﺭﻓﺘﯿﺪ ...

" و موضوع درس ﺍﻣﺮﻭﺯ ما ﻇﻠﻢ ﺳﺘﯿﺰﯼ بود "...

[داستان منتسب به دکتر حسابی هست ، که صحتش مورد تردیده ]

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
reza
قبراققبراق
reza

اگر خوشبین‌ترین انسان‌ها را به میدان های جنگ، آنجا که قصابان

3017289e90691794e47dc790866715da-425
اگر خوشبین‌ترین انسان‌ها را به میدان های جنگ، آنجا که قصابان بزرگ کشتار مِی کنند،به تماشا برید،و یا آنها را از برابر اتاقهای جراحی عبور دهید که دست و پاها را در آنها قطع می کنند،و یا به زندان‌های قرون وسطائی بکشانیدشان که در آنجا مجرمان و محکومان را برای تفریح آنقدر گرسنه نگه می داشتند تا در وقت خواب عضلات یکدیگر را بدرند و بخورند، آن وقت خوشبینی شما بعد از یک سیر و سیاحت به یک بدبینی کبیر بدل خواهد شد.زندگی برای این زیباست که نگرش ما همواره در سطح است،اما اگر به ژرفنای آن خیره شویم،آنجا که همه برای یکدیگر چنگ و دندان تیز می کنند و انسان گرگ انسان است،دیگر خوشبینی شاعرانه،دروغی بیش نخواهد بود .

" آرتور شوپنهاور

مشاهده همه ی 3 نظر
reza
قبراققبراق
reza

باید پیوسته تأثیر زمان و متغیر بودن چیزها را در

e48a4c952de8ec88dbc25d0188c781fa-425
باید پیوسته تأثیر زمان و متغیر بودن چیزها را در نظر داشت و از این رو در هر موقعیتی بلافاصله عکس آن را به تصور آورد: یعنی در سعادت، شوربختی را، در دوستی دشمنی را، در روزهای آفتابی روزهای ابری را، در عشق، نفرت را، در اعتماد و در میان گذاشتن راز خود با دیگری، خیانت و پشیمانی را و بر عکس. این رفتار سرچشمه ی ماندگار فرزانگی واقعی در زندگی خواهد بود که موجب میشود همواره سنجیده عمل کنیم و به آسانی گمراه نشویم. با این شیوه ی نگرش غالباً می توان تأثیر زمان را پیش بینی کرد و بر آن سبقت گرفت.

" آرتور شوپنهاور "

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
reza
قبراققبراق
reza

شدم ﮔﻤﺮﺍﻩ ﻭ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻥ، ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﺩﯾﺎﻥ میان

eca543e1858407b62e84aa2c5489e9bc-425

شدم ﮔﻤﺮﺍﻩ ﻭ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻥ، ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﺩﯾﺎﻥ
میان این تعصب ها، میان جنگ مذهب ها!
یکی افکار زرتشتی، یکی افکار بودایی
یکی پیغمبرش مانی، یکی دینش مسلمانی
یکی در فکر تورات است، یکی هم هست نصرانی!
هزاران دین و مذهب هست، در این دنیای انسانی ...
خدا یکی... ولی... اما... هزاران فکر روحانی ....
رها کردیم خالق را گرفتاران ادیانیم!
تعصب چیست در مذهب؟! مگر نه این که انسانیم!
اگر روح خدا در ماست... خدا گر مفرد و تنهاست ....
ستیز پس برای چیست؟!
برای خود پرستی هاست ..

سیمین بهبهانی

مشاهده همه ی 3 نظر
reza
قبراققبراق
reza

وقتی جوون بودم، دوست داشتم هر کسِ دیگه ای باشم بجز

cd83df82cdd1e26a2d20557004e93e03-425
وقتی جوون بودم، دوست داشتم هر کسِ دیگه ای باشم بجز خودم.
دکتر برنارد هازلهاف گفت اگه توی یه جزیره وسط دریا بودم مجبور می شدم به همنشینی با خودم عادت کنم، فقط من و نارگیل ها.
اون گفت که باید با خودم کنار بیام با تمام عیب و نقص ها.
ما خودمون نیستیم که عیب و نقص رو انتخاب می کنیم،
اونا بخشی از وجود ما هستن و باید باهاشون کنار بیایم.
اگرچه دوستامون رو می تونیم انتخاب کنیم.

و من خوشحالم که تو رو انتخاب کردم.

دکتر برنارد هازلهاف یه چیز دیگه هم میگه،
اینکه زندگی هر کس مثل یه راه بی انتهاست. بعضی هاشون صاف و آسفالت شده هستن و بعضی دیگه مثل مال من
پر از شکاف و پوست موز و ته سیگارن.
راه تو هم احتمالا مثل راه منه البته با شکاف های کمتر.
امیدوارم یه روزی راه ما به هم برسه و بتونیم با هم یه شیر غلیظ شیرین بخوریم.

تو بهترین دوست منی.

تو تنها دوست منی.


سـرابـــــ
مشاهده همه ی 3 نظر