لحظه  بروز رسانی 
ناراحتناراحت
@pegah-1300

دوست داشتن تو بی اجازه زیباست

دوست داشتن تو بی اجازه زیباست

دوست داشتن تو بی اجازه زیباست


تو هم نخواهی من باز هم دوستت دارم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ناراحتناراحت
@pegah-1300

سفر کرده

کجا رفتی ؟

چراتنها ؟

چرا بی من ؟

نگفتی سخته دلتنگی ؟

نگفتی زوده این رفتن ؟

به دنبال چه پایانی ؟

خلاف جاده ایستادی ؟

چرا تا عادتت کردم به فکر رفتن افتادی

چراباید به تنهایی دوباره بی تو برگردم؟

کجای قصه بد بودم ؟

کجای قصه بد کردم ؟

مــلــت عــشــق
مشاهده همه ی 2 نظر
ســـ@AN$ـــــنــا
گرفتارگرفتار
ســـ@AN$ـــــنــا

این متن و خیلی دوست دارم. میدونی موقع

این متن و خیلی دوست دارم...

میدونی موقع تولد وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد چی گفت؟؟؟؟!!!!!!!
گفت داری به دنیایی میری که غرورت را میشکنن وبه احساس پاکت سیلی میزنن!!!!!!
نکنه ناراحت بشی....!!!!
من تو کوله پشتیت عشق گذاشتم....... تا ببخشی!!!!!!
خنده گذاشتم........ تا بخندی!!!!!!!
اشک گذاشتم........ تا گریه کنی!!!!!!!
و
مرررررررگ گذاشتم........ تا بدونی دنیا ارزش بدی کردن نداره!!!!!!!!
پس خوب باش و خوبی کن !!!!!!!!.....{-w67-}{-w67-}

مشاهده همه ی 6 نظر
✿ زهرا ✿
✿ زهرا ✿

آرزوی خیلی ها بودم




از آن دست نیافتنی هایشان….



ساده اسیرت شدم که قدر ندانستی…!!!

مشاهده همه ی 6 نظر
A l m a
آروم و عادیآروم و عادی
A l m a

مهم‌ترین چیزی که در مدرسه یاد گرفتم این بود که هیچ‌وقت

مهم‌ترین چیزی که در مدرسه یاد گرفتم این بود که هیچ‌وقت مهم‌ترین چیزها را در مدرسه یاد نمی دهند ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
One(گـروه ستارگان)
آروم و عادیآروم و عادی
One(گـروه ستارگان)
پست شماره 317141991 از One(گـروه ستارگان)

.

مشاهده همه ی 1 نظر
ســـ@AN$ـــــنــا
گرفتارگرفتار
ســـ@AN$ـــــنــا

هــر کَـس میــرســد مـیــــسوزانـــــد

هــر کَـس میــرســد 
 مـیــــسوزانـــــد

هــر کَـس میــرســد

مـیــــسوزانـــــد

انگارســـینہ ام را با جاسیگارے

اشتبـــــاه گـرفتہ اند !!!!!!
😔💔

مشاهده همه ی 1 نظر
BoOrAnI
BoOrAnI

مردی دیروقت ‚ خسته از کار به خانه برگشت. دم در

مردی دیروقت ‚ خسته از کار به خانه برگشت. دم در پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود.
سلام بابایی ! یک سئوال از شما بپرسم ؟
– بله حتماً.چه سئوالی؟
– بابا ! شما برای هرساعت کالی چخد پول می گیرید؟
مرد با ناراحتی پاسخ داد: این به تو ارتباطی نداره. چرا چنین سئوالی میکنی؟
– فقط میخوام بدونم بابایی……..
– اگر فقط میخای بدونی ‚ بسیار خوب می گم : ۲۰۰۰ تومن
پسر کوچک در حالی که سرش پائین بود آه کشید. بعد به مرد نگاه کرد و گفت : بابایی میشه ۱۰۰۰ تومن به من قرض بدی ؟
مرد عصبانی شد و گفت : اگر دلیلت برای پرسیدن این سئوال ‚ فقط این بود که پولی برای خریدن یک اسباب بازی مزخرف از من بگیری کاملآ در اشتباهی‚ سریع به اطاقت برگرد و برو فکر کن که چرا اینقدر خودخواه هستی. من هر روز سخت کارمی کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه وقت ندارم.
پسر کوچک‚ آرام به اتاقش رفت و در رو بست.
مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد: چطور به خودش اجازه می ده فقط برای گرفتن پول ازمن چنین سئوالاتی کنه؟
بعد از حدود یک ساعت مرد آرام تر شد و فکر کرد که شاید با پسر کوچکش خیلی تند وخشن رفتار کرده است. شاید واقعآ چیزی بوده که برای خریدنش به ۱۰۰۰ تومن نیازداشته است.به خصوص اینکه خیلی کم پیش می آمد پسرک از پدرش درخواست پول کند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.
– خوابی پسرم ؟
– نه بابا ، بیدالم.
– من فکر کردم شاید با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم. بیا این ۱۰۰۰ تومن که خواسته بودی.
پسر کوچولو نشست‚ خندید و فریاد زد : مچکلم باباجونی ! بعد دستش را زیر بالشش بردو از آن زیر چند اسکناس مچاله شده در آورد.
مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته ‚ دوباره عصبانی شد و با ناراحتی گفت : با این که خودت پول داشتی ‚ چرا دوباره درخواست پول کردی؟
پسر کوچولو پاسخ داد: برای اینکه پولم کافی نبود‚ ولی من حالا ۲۰۰۰ تومن دارم. آیا
می تونم یک ساعت از کار شما رو بخلم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟من شام خوردن با شما را خیلی دوست دارم بابایی…

.....

مشاهده همه ی 11 نظر
ســـ@AN$ـــــنــا
گرفتارگرفتار
ســـ@AN$ـــــنــا
مشاهده همه ی 13 نظر
ســـ@AN$ـــــنــا
گرفتارگرفتار
ســـ@AN$ـــــنــا

حوصله ام سر رفته. . .

حوصله ام سر رفته.............{-54-}
.
.
.
.
.
.
هی زندگی!!!!!!!!!!{-40-}

مشاهده همه ی 10 نظر