لحظه  بروز رسانی 
arash
بی‌حالبی‌حال
arash

رفاقت با بعضیا مثل بستن دکمه های پیرهن میمونه.تا آخر که

رفاقت با بعضیا

مثل بستن دکمه های پیرهن میمونه
.
.
.
تا آخر که رفتی

تازه میفهمی که 

((اشتباه)) 

کردی...

مشاهده همه ی 8 نظر
arash
بی‌حالبی‌حال
arash

چه جالب . ناز را میکشیم. آه را میکشیم. انتظار را

چه جالب ...

ناز را میکشیم...

آه را میکشیم...

انتظار را میکشیم...

درد را میکشیم...

ولی بعد از این همه سال انقدر نقاش خوبی نشده ایم که دست بکشیم...

از هر آنچه آزارمان میدهد...

 

(سهراب سپهری)

مشاهده همه ی 5 نظر
arash
بی‌حالبی‌حال
arash

متن پیمان زناشویی ایران باستان   داماد: به نام نامی یزدان

متن پیمان زناشویی ایران باستان

 

داماد:

به نام نامی یزدان

تورا من برگزیدم ازمیان این همه خوبان. برای زیستن باتو میان این همه گواهان.

بر لب آرم این سخن باتو وفادار تو خواهم بوددر هر لحظه هر جا

پذیرا میشوی؟

 

 

عروس:

پذیرا میشوم مهر تورا از جان. هم اکنون باز میگویم  میان انجمن. باتو وفادار تو خواهم بود

در هر دم . هرجا با اجازه...

مشاهده همه ی 6 نظر
arash
بی‌حالبی‌حال
arash

خدایا بابت هرشبی که بی شکر سر بربالین گذاشتم. بابت هر

خدایا

بابت هرشبی که بی شکر سر بربالین گذاشتم.

بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم.

بابت لحظات شادی که به یادت نبودم.

بابت هرگره ای که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم.

بابت هر گره ای که به دستم کور شد و مقصر تورا دانستم.

 

مرا ببخش...

مشاهده همه ی 13 نظر
arash
بی‌حالبی‌حال
arash

روز مرگم   پایه های تابوتم را بر دوش کسانی بگذارید

روز مرگم

 

پایه های تابوتم را بر دوش کسانی بگذارید

که ترکم کردند

 

تا بدانند که بار سنگینی بر دوش آنان نبودم...

مشاهده همه ی 11 نظر
arash
بی‌حالبی‌حال
arash

خدایا   نه شانس دادی نه پول   حداقل یه بوس

خدایا

 

نه شانس دادی نه پول

 

حداقل یه بوس بده...

مشاهده همه ی 5 نظر
arash
بی‌حالبی‌حال
arash

دختره رفته امتحان رانندگی افسره ازش پرسیده : آینه کجاست؟؟ دختره

دختره رفته امتحان رانندگی

افسره ازش پرسیده : آینه کجاست؟؟

دختره : تو کیفمه... بدمش؟؟

 

 

افسر : {-15-}

آینه : {-15-}

رضا صادقی :{-15-}

 وایسا دنیا....

من میخوام پیاده شم.

مشاهده همه ی 9 نظر
arash
بی‌حالبی‌حال
arash

یه پسر بچه 5_6 ساله که توی خونه یه کار

یه پسر بچه 5_6 ساله که توی خونه یه کار بد کرده بود. مادرش دنبالش میفته که کتکش بزنه

پسر بچه دم در حیاط وای میسته و مادرش حسابی کتکش میزنه

پسر بچه میگه: میتونستم فرار کنم و برم بیرون. ولی تو چادر سرت نبود...

.

.

.

سلامتی همه پسرای باغیرت ایرانی.

مشاهده همه ی 25 نظر