لحظه  بروز رسانی 
afsane مدیر ارشد گل های با معرفت
مهربونمهربون
afsane مدیر ارشد گل های با معرفت

شب قشنگترین اتفاقے هست! که تکرارمیشود تا آسمان زیبایش را

شب قشنگترین اتفاقے هست!

که تکرارمیشود تا آسمان زیبایش را
به رخ زمین بکشد
خدايا
ستاره هاےآسمانت را
سقف خانه دوستانم كن
تازندگيشان مانند ستاره بدرخشد
شبتون قشنگ
دلتون پراز زیبایے
شب_بخیر

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
afsane مدیر ارشد گل های با معرفت
مهربونمهربون
afsane مدیر ارشد گل های با معرفت

زیبایی مرد به اخلاق👨🏻‍💼 زیبایی زن به مهربانی👩🏻‍💼 زیبایی

زیبایی مرد به اخلاق👨🏻💼

زیبایی زن به مهربانی👩🏻💼

زیبایی زندگی به خوشبختی🌈

زیبایی خانه به احترام و محبت👨👩👧👦

زیبایی کنار هم بودن به

صمیمیت و صداقت❤️🌸

مشاهده همه ی 2 نظر
حمید خان 1992
مهربونمهربون
حمید خان 1992

دیشب با بارون مسابقه دادم اون بارید و من

دیشب با بارون مسابقه دادم

اون بارید و من گریه کردم

باهاش از تو حرف زدم

اون بیقرار خورشید شده بود

و من بیقرار تو

مشاهده همه ی 2 نظر
حمید خان 1992
مهربونمهربون
حمید خان 1992

عزیز دلم تــــو تڪرار نمیشوی ایڹ

عزیز دلم

تــــو
تڪرار نمیشوی
ایڹ مــــــنم که دلبسته تر میشم
نفسم شاید دلیڸ زنده بودنم باشه
ولی
بی شک تــو
تنها دلیل
نفس کشیدڹ منی ...عزیزترینم

مشاهده همه ی 5 نظر
حمید خان 1992
مهربونمهربون
حمید خان 1992

هرکسی یاری درین کاشانه دارد؛ من تو را یک هدف

هرکسی یاری درین کاشانه دارد؛ من تو را
یک هدف از رفتن میخانه دارد؛ من تو را

در طواف عاشقی باید بسوزی دم به دم
کعبه ای اینگونه هر پروانه دارد؛ من تو را

عاشق شوریده دل، در دفتر شعرش نوشت:
هرکسی یک دلبر جانانه دارد؛ من تو را

مشاهده همه ی 1 نظر
حمید خان 1992
مهربونمهربون
حمید خان 1992

آن قدر جای خالیت اینجاست که کنارم دراز می کشد

آن قدر جای خالیت اینجاست
که کنارم دراز می کشد
برایم قصه میگوید
سر بر شانه ام میگذارد
و گاه با هم، گریه می کنیم
آن قدر به نبودنت، عادت کرده ام
که اگر یک روز بیایی،
دلم برای جای خالی ات تنگ می شود
دلم برای دلتنگی ات
دلم برای آوازهایی
که جای خالی ات می خواند
هم دوست دارم که بیایی
هم میترسم که بیایی...

" حمید شرفیه "

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حمید خان 1992
مهربونمهربون
حمید خان 1992

گفتا که می‌بوسم تو را، گفتم تمنا می‌کنم گفتا اگر

گفتا که می‌بوسم تو را، گفتم تمنا می‌کنم

گفتا اگر بیند کسی، گفتم که حاشا می‌کنم



گفتا ز بخت بد اگر، ناگه رقیب آید ز در

گفتم که با افسونگری، او را ز سر وا می‌کنم



گفتا که با تلخی‌های می گر ناگوار افتد مرا

گفتم که با نوش لبم، آن را گوارا می‌کنم



گفتا چه می‌بینی بگو، در چشم چون آیینه‌ام

گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می‌کنم



گفتا که از بی‌طاقتی دل قصد یغما می‌کند

گفتم که با یغماگران باری مدارا می‌کنم



گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می‌خرم

گفتم که ارزان‌تر از این من با تو سودا می‌کنم



گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می‌کنم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حمید خان 1992
مهربونمهربون
حمید خان 1992

دوستـَت دارم آنقدر عميق و دوست داشتنـی آنقدر پر

دوستـَت دارم
آنقدر عميق و دوست داشتنـی
آنقدر پر از حس
كه بودنت
ديدنت
زندگـي من است
من به اميـد ديدن تو لبخند ميزنم
هر چند كه ميدانم
دوری
و من بی نهايت وار دوستت دارم .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حمید خان 1992
مهربونمهربون
حمید خان 1992

بگذار سرنوشت راهــــش را برود .! من همین جا کنار

بگذار سرنوشت راهــــش را برود ..!

من همین جا کنار قــــول هـایـت

درست روبروی دوست داشتنــت

و در عمق نبودنت ، محـــــکم ایــستاده ام . . .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حمید خان 1992
مهربونمهربون
حمید خان 1992

همرنگ تمام آرزوهای منی غارتگر قلب و جان و

همرنگ تمام آرزوهای منی

غارتگر قلب و جان و

دنیای منی

دور از تو نفس کشیدنم

ممکن نیست

من ماهی تشنه ام

تو دریای منی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید