بروز رسانی 
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

ای عشقت ، آذوقه ی روزهای سرد من !

ای عشقت ،
آذوقه ی روزهای سرد من !
تمامِ زمستان را
با دوست داشتنت سر می کنم ؛
واژه واژه هیزم می ریزم ،
نمی گذارم ،
نمی گذارم ،
آتشِ این شعرها خاموش شود...!



💫

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان، دستها

هوا دلگير ، درها بسته ،
سرها در گريبان، دستها پنهان ،
نفس ها ابر ، دلها خسته و غمگين ،
زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،
غبارآلوده مهر و ماه ،
زمستان است



💫

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

دست هایت سرنوشت من است رهایشان نمی کنم

دست هایت
سرنوشت من است
رهایشان نمی کنم ...



‌امجدی
💫

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

نمیدانم؟؟! لای کدام کتاب گذاشتمت تا مـادرم پیدایـت نکند

نمیدانم؟؟!
لای کدام کتاب گذاشتمت
تا مـادرم پیدایـت نکند ..
یا مبادا مأمـوران،
بو ببرند که از تـو!!
مینویسم ..
آخر تو بزرگترین
انـقـلابِ من بودی ..
حیف
که پیـدا نمیشوی ...







💫

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

از به دوش کشيدن من خسته شدي سنگين بودم؟

از به دوش کشيدن من خسته شدي
سنگين بودم؟
از دست هايم خسته شدي
و از چشم هايم!!
و از سايه ام!!
حرف هايم تند و آتشين بودند
روزي مي آيد...
ناگهان روزي مي آيد...
که سنگيني ردپاهايم را
در درونت حس کني...
رد پاهايي که دور مي شوند!!.
و اين سنگيني،
از هر چيزي طاقت فرساتر خواهد بود...



💫

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

از قوّی بودن خسته ام !!! دلم یک شانه می

از قوّی بودن خسته ام !!!
دلم یک شانه می خواهد...
تکیه دهم به آن،
و بی خیال همه دنیا
دلتنگی هایم را ببارم ...









💫

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

‍ می‌خواهم میان دستانم کودک ده ساله شوی. چشم

‍ می‌خواهم میان دستانم
کودک ده ساله شوی.
چشم بِگُذارم،
و تو میان دَستانم پنهان شوی.
پنهانی بخندی،
من بِگردم
و از صدای خنده‌هایت،
تو را لا به لای موهایت پیدا کنم
لبخندت،
تنها "سَر نَخ" بازی بود...


💫

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

خوش آن زمان. که نکویان کنند غارت شهر، مرا

خوش آن زمان...
که نکویان کنند غارت شهر،
مرا تو!!!
گیری و گویی که:
این اسیرِ من است!





💫

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

دلتنگم و حق است که دلتنگ بمانم وقتی که دگر

دلتنگم و حق است که دلتنگ بمانم
وقتی که دگر از «تو» درونت خبری نیست

آنی که مرا عاشقِ خود کردو مرا خواست ؛
از کالبدت رفته و از او اثری نیست



💫

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

نظرے ڪن ڪه به جان آمدم از دلتنگی

نظرے ڪن
ڪه به جان آمدم از دلتنگی

گذرے ڪن
ڪه خیالے شدم از تنهایے

گفته بودے ڪه بیایم،
چو به جان آیے تو !

من به جان آمدم، اینک
تو چرا مے نایے ...؟



💫

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید