لحظه  بروز رسانی 
amir
مهربونمهربون
amir

نباید شیشه را با سنگ بازی داد نباید مست را ،

نباید شیشه را با سنگ بازی داد نباید مست را ،

نباید شیشه را با سنگ بازی داد نباید مست را ، در حال ِ مستی...دست ِ قاضی داد ! نباید بی تفاوت ! چتر ماتم را به دست ِ خیس ِ باران داد کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند ! ... ... ... نباید در حصار ِ میله ها با دانه ای گندم ، به او تعلیم ِ ماندن داد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
amir
مهربونمهربون
amir

معشوق من چنان لطیف است كه خود را به « بودن

معشوق من چنان لطیف است كه خود را به « بودن

معشوق من چنان لطیف است كه خود را به « بودن » نیالوده است كه اگر جامه ی وجود بر تن می كرد نه معشوق من بود

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید