لحظه  بروز رسانی 
بهشت دوست داشتنی من
آروم و عادیآروم و عادی
بهشت دوست داشتنی من

برگرد دوباره ببینمت آه . ای مهربان من . خداحافظی تو

برگرد دوباره ببینمت آه . ای مهربان من .
 خداحافظی تو

برگرد دوباره ببینمت

آه .... ای مهربان من ....


خداحافظی تو ، گرم تر از سلام ت هست !

برگرد


سلام هایت را همه پس خواهم داد

من دلبسته خداحافظی گرم تو هستم


دوباره خداحافظی کن !

گرم و ماندگار


بگذار از حس واپسین تو

گرم بماند خاطر من ...{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}


مشاهده همه ی 3 نظر
بهشت دوست داشتنی من
آروم و عادیآروم و عادی
بهشت دوست داشتنی من

هیچ میدانی چرا چون موج د رگریز از خویشتن پیوسته

هیچ میدانی چرا چون موج د رگریز از خویشتن پیوسته

هیچ میدانی چرا چون موج
د رگریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟

- زان که بر این پرده ی تاریک
این خاموشی نزدیک

آنچه میخواهم نمی بینم
وآنچه می بینم نمی خواهم...


شفیعی کدکنی

مشاهده همه ی 3 نظر
بهشت دوست داشتنی من
آروم و عادیآروم و عادی
بهشت دوست داشتنی من

تازگی ها از خواب که بیدار می شوم                                                          

تازگی ها از خواب که بیدار می شوم                                                          

تازگی ها از خواب که بیدار می شوم

                                                             تازه کابوس هایم شروع میشود . . .

من هنوز غرق گذشته ای هستم

                                                       که نمی گذرد . . .

مشاهده همه ی 2 نظر
بهشت دوست داشتنی من
آروم و عادیآروم و عادی
بهشت دوست داشتنی من

دلـگـیـــر دلـگـیــــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر از غصـه مـی‌مـیــرم

دلـگـیـــر دلـگـیــــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر از غصـه مـی‌مـیــرم

دلـگـیـــر دلـگـیــــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر
از غصـه مـی‌مـیــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر


بـا پـای از ره مـانــده در ایـن دشــت تــب‌دار
ای وای مـی‌مـیــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر


سـوگنــد بر چشمـت  که از تـو تــا دم مــرگ
دل بــر نمـی‌گیـــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر


بالله که غیــر از جــرم عــــاشق بــودن ای دوســت
بی‌جـرم و تقصیــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر


بـا شـهـپــر انـدیـشـــه دنـیـــــا گــردم امـــا
در بـنــد تـقــدیـــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر


آشــفـــتـــه تــر ز آشـفــتـــگـــــان روزگـــارم
از غــم بـه زنـجـیـرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر

مشاهده همه ی 3 نظر
بهشت دوست داشتنی من
آروم و عادیآروم و عادی
بهشت دوست داشتنی من

نامم را به خاطر ندارم و نمی‌دانم لب که باز

نامم را به خاطر ندارم و نمی‌دانم لب که باز

نامم را به خاطر ندارم
و نمی‌دانم لب که باز کنم
به کدام زبان سخن خواهم گفت،
به کدام زبان دعا خواهم خواند،
به کدام زبان دشنام خواهم داد...

تختِ بیمارستانی را می‌مانم
که به خاطر نمی‌آورد
بیماران مرده‌اش را...

رنگِ چشمان مادرم را به یاد ندارم
و نمی‌دانم که پدر
پیپ می‌کشید، یا سیگار؟
من در تابستان به دنیا آمدم
یا پاییز؟
در سال هزار و سیصد و پنجاه و چهار،
یا پنجاه و چهار هزار و سیصد و یک؟

...

به اتوبوسی قراضه می‌مانم
که چهره‌ی یکی از مسافرانش را حتی
در یاد ندارد...

تو را اما به خاطر می‌آورم
و می‌دانم روسری‌ات
در دیدار نخست‌مان چه رنگی داشت
و یشمِ ناخن کدام انگشتت را
در اضطراب آمدن جویده بودی!
به حافظه دارم هنوز
عطر فرانسوی تو
و زنگِ ایرانی صدایت را
وقتی سلام مرا جواب می‌گفتی!

می‌توانم به تو بگویم که در آن لحظه
چند برگ
از چنارهای خیابانی که در آن بودیم
به زمین افتادند
و چند کلاغ
بر نرده های خاک گرفته‌ی پارک نشستند
حتی می‌توانم خبرت بدهم
قلبت چند بار در دقیقه می‌زد
و چند مژه
تیله‌ی چشمانت را درخود گرفته بودند!

جهان را می‌شود از یاد برد دقیقه‌ای
و می‌توان فراموش کرد
شماره‌ی شناسنامه،
حسابِ بانکی
و نمره‌ی تلفن خانه‌ی خود را
اما کارِ دشوارِ به خاطر نیاوردن تو
تنها از دستِ مرگ ساخته است.چ


مرگ هم که وقتی تو با منی
از کنارم می‌گذرد
و خود را به ندیدن می‌زند
آن‌گاه در بهشت
فرشته‌گان کوچک را توبیخ می‌کند
برای نشانی اشتباهی که به او داده‌اند
و در دل
به لپ‌های گُل انداخته‌شان می‌خندد!

فراموش کردن تو ساده نیست
چون فراموش کردن این نفس‌ها
که گویی تکرار می‌شوند
تا تو را بسرایند...


"یغما گلرویی"

مشاهده همه ی 4 نظر
بهشت دوست داشتنی من
آروم و عادیآروم و عادی
بهشت دوست داشتنی من
مشاهده همه ی 5 نظر
بهشت دوست داشتنی من
آروم و عادیآروم و عادی
بهشت دوست داشتنی من

عکست را با خودم دارم همراه صدای ضبط

عکست را با خودم دارم همراه صدای ضبط

عکست را با خودم دارم

همراه صدای ضبط شده ات را

و هر روز

به انجمن های ادبی سر می زنم !!

گوشه ای به التماس شاعری را گیر می آورم ..

عکست را نشان می دهم

و سکوت ضبط شده ی صدایت را ..!!

همان دوستت دارم هایی که هیچ وقت نگفتی

و بعد اصرار می کنم

تو را بسراید .!

دیروز بلاخره شاعری قبول کرد

مدتی عکست را نگاه کرد و

با لبخندی روی تکه کاغذی نوشت:

" برگرد، این دیوانه دلش تنگ است..."

مشاهده همه ی 10 نظر
بهشت دوست داشتنی من
آروم و عادیآروم و عادی
بهشت دوست داشتنی من

 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم / ولی دل به

 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم / ولی دل به

 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم / ولی دل به پاییز نسپرده ایم


چو گلدان خالی لب پنجره / پر از خاطرات ترک خورده ایم


اگر داغ دل بود ما دیده ایم / اگر خون دل بود ما خورده ایم


اگر دل دلیل است آورده ایم / اگر داغ شرط است ما برده ایم


اگر دشنه ی دشمنان,گردنیم / اگر خنجر دوستان,گرده ایم


گواهی بخواهید:اینک گواه / همین زخم هایی که نشمرده ایم


 دلی سربلند و سری سر به زیر /از این دست عمری به سر برده ایم

مشاهده همه ی 4 نظر
بهشت دوست داشتنی من
آروم و عادیآروم و عادی
بهشت دوست داشتنی من

انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ میرود

انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ میرود

انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ میرود

دست و دلم می لرزد

اما به خواجه میسپارم تا  امید را از دلم نگیرد

دلم میخواهد همیشه بگوید

" یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم نخور "

 

مشاهده همه ی 4 نظر
بهشت دوست داشتنی من
آروم و عادیآروم و عادی
بهشت دوست داشتنی من

همه در دنیا کسی را دارند برای خودشان: خسرو و شیرین

همه در دنیا کسی را دارند برای خودشان: خسرو و شیرین

همه در دنیا کسی را دارند برای خودشان:
خسرو و شیرین
لیلی و مجنون
ویس و رامین
پیر مرد و پیرزن
"تو" و اون
من و "تنهایی"…

مشاهده همه ی 2 نظر