بروز رسانی 
arash
خوشتیپخوشتیپ
arash

  بعضیا رو باید همیشه تشنه ی محبت نگه داشت

شیشه

 

بعضیا رو باید همیشه تشنه ی محبت نگه داشت ! 

 

سیر که میشن هار میشن … !

مشاهده همه ی 1 نظر
arash
خوشتیپخوشتیپ
arash

بعضی وقتا مجبوری… تو فضای بغضت بخندی. دلت بگیره ولی

64167-Long-Waves.jpg

بعضی وقتا مجبوری…
تو فضای بغضت بخندی..
دلت بگیره ولی دلگیری نکنی..
شاکی بشی ولی شکایت نکنی…
گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن…
خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری…
خیلی ها دلتو بشکن و تو فقط “سکوت” کنی…!!!!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ΛϤÐΛ ЛΛẔ
لوسلوس
ΛϤÐΛ ЛΛẔ

در این بازاره نامردی به دنبال چه میگردی؟ نمیابی تو

در این بازاره نامردی به دنبال چه میگردی؟

نمیابی تو هرگز نشان از عشق و جوانمردی

برو بگذر از این بازار.از این مستی و طنازی

اگر چون کوه هم باشی،در این دنیا تو می بازی

مشاهده همه ی 26 نظر
arash
خوشتیپخوشتیپ
arash

گفتمش آغاز درد عشق چیست؟گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن

گفتمش آغاز درد عشق چیست؟گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درمانی ندارد بی دواست گفتمش یک اندکی تسکین آن گفت تسکینش همه سوز و فناست

مشاهده همه ی 1 نظر
arash
خوشتیپخوشتیپ
arash

نَتَرس بیـــــا اینجـــا تاریک نیست اینجـــا جاییست رویایی مخصوص

نَتَرس بیـــــا

اینجـــا تاریک نیست

اینجـــا جاییست رویایی مخصوص تو

پشیمان نمیشوی

بدون ترس در آن قدم بُگذار

فقط کمی تَرَک دارد

اینجـــا قلبِ من است !

03386863136115565805.jpg

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
arash
خوشتیپخوشتیپ
arash

عجبــــ وفـــایـــی دآرد این دلتنگــــی…! تنهـــــاش که میـــذآریـــی میــری تو

عجبــــ وفـــایـــی دآرد این دلتنگــــی…!
تنهـــــاش که میـــذآریـــی میــری تو جمـــع و کلّی میگـــی و میخنــــدی…
بعد کـــه از همه جـــدآ شدی از کـُنـــج تآریکـــی میآد بیرون
می ایستـــه بغـــل دستــتــــ …
دســتـــ گرمشـــو میذاره رو شونتــــ
بر میگـــرده در گوشــتـــ میگـــه:
خـــوبــی رفیـــق؟؟!!
بـــآزم خودمـــم و خـــودتــــ …mini23.gif

60469823585084694905.jpg

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ΛϤÐΛ ЛΛẔ
لوسلوس
ΛϤÐΛ ЛΛẔ

من دلهره هایم تمامی ندارند نفس هایم کوتاه شده

من
دلهره هایم تمامی ندارند
نفس هایم کوتاه شده اند
دست هایم میلرزند و قدم هایم کند تر
من پاهایم تحمل وزنم را ندارند من بی تابم برای گم کرده ام
نمیدانم در کدامین دیار آرامش را گم کردم
شاید آن چشم های آلوده آرامش را از من ربودند
هرچه که بود زندگی را سخت کرد
من به رهگذران جاده آرامش میگویم:
به همان لذت آرامش یک خواب لطیف سوگند
من بی خبر مانده ام از نعمت ساده ی خویش…
هرکسی رحم در اندیشه ی خود دارد
با خبر سازد مرا از گم کرده ی خود…
من باران را، گریه ی آسان را،
دست مهربان را، خوابی آرام را،
گم کرده ام …

مشاهده همه ی 2 نظر