لحظه  بروز رسانی 
آوا
آوا

آخرین روز خزان هم چه گریزان شده است آذرم رفت

آخرین روز خزان هم چه گریزان شده است آذرم رفت

آخرین روز خزان هم چه گریزان شده است
آذرم رفت و دی سرد زمستان شده است

باد سردی شده و پنجره را می‌کوبد
گربه را کشته دم حجله و طوفان شده است

شمع و شام شب یلدا و قلم در دستم
بیت بیت غزل از دست تو گریان شده است

به چه احساس قشنگی شده ابری غمگین
بغض بشکسته و همدرد خیابان شده است

با اشارات قلم دست و دلم می‌لرزد
چشم‌های تر من گوش به فرمان شده است

شب یلدای من افکار تو و اشعار است
من و این آب اناری که به چشمان شده است

چه شبی بهتر از امشب که تو را یاد کنم
حال و احوال تو بر قافیه مهمان شده است

گروه عاشقی
مشاهده همه ی 1 نظر
عاطفه
آروم و عادیآروم و عادی
عاطفه

شعر مینویسم نمی خوانی بغض میکنم نمیبینی توبگو

شعر مینویسم نمی خوانی
بغض میکنم نمیبینی
توبگو حس تازه ی خودرا ازچه راهی به تو بفهمانم؟
یک سوال ساده من دارم
خوب فکرکن وبعدجواب بده:
نکند دوستت دارم و نمی دانی؟
نکنددوستم داری و نمیدانم؟!

الهام_صالحی

گروه عاشقی
مشاهده همه ی 2 نظر
آوا
آوا
پست شماره 315939878 از آوا

.

گروه عاشقی
مشاهده همه ی 1 نظر
آوا
آوا
پست شماره 315939876 از آوا

.

گروه عاشقی
مشاهده همه ی 1 نظر
آوا
آوا
پست شماره 315939870 از آوا

.

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آوا
آوا
پست شماره 315939867 از آوا

.

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آوا
آوا
پست شماره 315939863 از آوا

.

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آوا
شادشاد
آوا
**

**

گروه عاشقی
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید