لحظه  بروز رسانی 
ℳÅĦÐЇ
آروم و عادیآروم و عادی
ℳÅĦÐЇ

می خواهم در شعرهایت قدم بزنم، ترانه بخوانم ،

می خواهم در شعرهایت قدم بزنم، ترانه بخوانم ،

می خواهم در شعرهایت قدم بزنم،
ترانه بخوانم ،
می خواهم در شعرهایت بشکفم.
عطر تنت را اما...
برای شب های تنهایی ام می گذارم.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ℳÅĦÐЇ
آروم و عادیآروم و عادی
ℳÅĦÐЇ

مهربانیت را به دستی ببخش که می دانی با او می

مهربانیت را به دستی ببخش که می دانی با او می

مهربانیت را به دستی ببخش که می دانی با او می مانی
وگرنه حسرتی می گذاری بر دلی که دوستت دارد !

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ℳÅĦÐЇ
آروم و عادیآروم و عادی
ℳÅĦÐЇ

من از كجا بايد مى دانستم؛ چقدر بايد بگذرد

من از كجا بايد مى دانستم؛ چقدر بايد بگذرد

من از كجا بايد مى دانستم؛
چقدر بايد بگذرد
تا باور كنم
گاهى يك نداشتن
همه دلتنگيت مى شود
و گاهى يك تو
همه چيزت را با خودش مى برد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ℳÅĦÐЇ
آروم و عادیآروم و عادی
ℳÅĦÐЇ

آدم ها بالاخره یک روزی یک جایی در

آدم ها بالاخره یک روزی یک جایی در

آدم ها
بالاخره یک روزی یک جایی
در یک لحظه تمام می شوند
نه که بمیرند ... نه!
جوهر احساسشان تمام می شود ...!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ℳÅĦÐЇ
آروم و عادیآروم و عادی
ℳÅĦÐЇ

یا خاطره نسازید یا بمونید و پاش وایسید

یا خاطره نسازید یا بمونید و پاش وایسید

یا خاطره نسازید
یا بمونید و پاش وایسید
آدم نمیتونه حافظه یِ ذهنشو ،
حافظه گوش و چشم و قلبشو پاک کنه .. مگه میشه صدا رو پاک کرد؟
نگاهو پاک کرد .. دوست داشتنُ پاک کرد ؟
مگه میشه عطریُ که با تک تک سلولات عجین شده رو پاک کرد ؟
مگه میشه موسیقی قلبُ پاک کرد ؟
یا خاطره نسازید
یا پای خاطره های لعنتی‌تون وایسید ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ℳÅĦÐЇ
آروم و عادیآروم و عادی
ℳÅĦÐЇ

گیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی من گیسوان تو شب

گیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی من گیسوان تو شب

گیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی من
گیسوان تو شب بی پایان
جنگل عطرآلود
شکن گیسوی تو
موج دریای خیال
کاش با زورق اندیشه شبی
از شط گیسوی مواج تو، من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ℳÅĦÐЇ
آروم و عادیآروم و عادی
ℳÅĦÐЇ

آنکه می آید تا بماند اصلا دل شکستن بلد نیست

آنکه می آید تا بماند اصلا دل شکستن بلد نیست

آنکه می آید تا بماند
اصلا دل شکستن بلد نیست
اصلا پایِ رفتن ندارد
خلوت می خواهد با کسی که می داند
می فهمد بودنش را...
آنکه می آید صدایِ پاهایش تو را می رقصاند
پس بلند شو...
لبخندت را رویِ صورتت بنشان
آب و جارو کن راهی را که
قرار است با قدمهایتان عبور کنید
و به خلوتتان برسید
بلند شو و محکم به خودت بگو
هیچکس دلی که قرار است عمری
برایِ - او- یِ قصه عاشقی کند را
نمی تواند بشکند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ℳÅĦÐЇ
آروم و عادیآروم و عادی
ℳÅĦÐЇ

انقدر بزرگ شده ام که تعبیر رویاهایم باشم که باشم

انقدر بزرگ شده ام که تعبیر رویاهایم باشم که باشم

انقدر بزرگ شده ام که تعبیر رویاهایم باشم
که باشم و بدانم بودن نه اتفاقی ست
نه اجباری ست
نه به صلاح است نه از روی ملاحظه کاری ست
که بودن تمام هر آنچه که باید باشی ست
تمام آنچه که می توانی
تمام آنچه که میخواهی
...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ℳÅĦÐЇ
آروم و عادیآروم و عادی
ℳÅĦÐЇ

سکوت وصبوریم را پای ضعف وبی کسیم نگذار! دلم

سکوت وصبوریم را پای ضعف وبی کسیم نگذار! دلم

سکوت وصبوریم را
پای ضعف وبی کسیم نگذار!
دلم به چیزهایی پایبنداست
که تویادت نمیاد . . .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ℳÅĦÐЇ
آروم و عادیآروم و عادی
ℳÅĦÐЇ

بی کلام اینجا باش بودنت با دل من

بی کلام اینجا باش بودنت با دل من

بی کلام اینجا باش

بودنت با دل من ، بی صدا هم زیباست !

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید