لحظه  بروز رسانی 
elham
elham

مردم میگویند:ادم های خوب را پیدا کنید  وبد ها را

مردم میگویند:ادم های خوب را پیدا کنید 
وبد ها را رها اما باید اینگونه باشد:خوبی را در ادم ها پیدا کنید وبدی انها را نادیده بگیرید

چون هیچکس کامل نیست!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
elham
elham

میون این همه سرگردونی دل من گرفته ماه پیشونی بیا باز

میون این همه سرگردونی دل من گرفته ماه پیشونی بیا باز

میون این همه سرگردونی

دل من گرفته ماه پیشونی

بیا باز دوباره بی تابم کن

منو تو رنگ چشمات خوابم کن

نگو قصه آخرش مرگ منه

داره چشمات منو آتش میزنه

نگو از تلخی دنیا سیرم

نگو میرم، نگو که می میرم

ای گل بهار ام، دشت لاله زارم

قلب داغدارم، سنگ بی مزارم

درد ماندگارم، روز ناگذارم

زخم بی شمارم، زهر روزگارم

خنده هام و با تو از نو ساختم

باز به حرف های تو دل می باختم

میون این همه سرگردونی

اومدم تو قلب تو مهمونی

بی ستون قلب مو می کندم

شکل خنده هات شدم می خندم

چشم هات از صدتا غزل بهتر شد

خنده هات غنچه ولی پرپر شد

ای گل بهارم دشت لاله زارم

قلب داغدارم سنگ بی مزارم

درد موندگارم روزگذارم

زخم بی شمارم زهر روزگارم

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
elham
elham

تو با قلبِ ویرانه ی من چه کردی  ببین عشقِ دیوانه

تو با قلبِ ویرانه ی من چه کردی 

ببین عشقِ دیوانه ی من ، چه کردی؟

در ابریشمِ عادت، آسوده بودم

تو با حالِ پروانه ی من چه کردی؟

ننوشیده از جام چشمِ تو مستم

خمار است میخانه ی من ، چه کردی؟

مگر لایق تکیه دادن نبودم

تا با حسرتِ شانه ی من چه کردی؟

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی

سفر کرده، با خانه ی من چه کردی؟

جهانِ من از گریه است خیسِ باران

تو با سقف  کاشانه ی من چه کردی ؟

از: برگرفته از سریال شهرزاد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
elham
elham

با خنده اگر از من بازنده گذشته شادم که مرا

با خنده اگر از من بازنده گذشته
شادم که مرا دیده و با خنده گذشته !
بخشیده ام او را به رقیبو نتوان گفت
از انچه به روز من بخشنده گذشت
(حسین زحمتکش)

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
elham
elham

قشنگ بخونید عزیزان راز شقایق شقایق گفت با خنده ،

قشنگ بخونید عزیزان
راز شقایق
شقایق گفت با خنده ، نه تب دارم نه بیمارم
اگر سرخم چنان آتش، حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی ، نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که ، زمین تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت ، تمام غنچه ها تشنه
و من بی تاب و خشکیده ، تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته ، به پایش خار بنشسته


و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود
ز آنچه زیر لب می گفت
شنیدم سخت شیدا بود

نميدانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود ، اما
طبیبان گفته بودندش، اگر یک شاخه گل آرد  
از آن نوعی که من بودم
بگیرند ریشه اش را و بسوزانند

شود مرحم ، برای دلبرش آندم ، شفا یابد
چنانچه با خودش ميگفت : بسی کوه و بیابان را
بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده
و یک دم هم نیاسوده ، که افتاده چشم او

ناگه به روی من ، بدون لحظه ای تردید
شتابان شد به سوی من
به آسانی مرا با ریشه ، از خاکم جدا کرد
به ره افتاد...

و او می رفت و من در دست او بودم
و او هر لحظه سر را رو به بالاها
تشکر از خدا میکرد

پس از چندی ، هوا چون کوره آتش
زمین می سوخت و دیگر داشت در دستش
تمام ریشه ام می سوخت
به لب هایی که تاول داشت

گفت اما ، چه باید کرد؟؟؟
در این صحرا که آبی نیست
به جانم هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد ، که وای بر من

برای دلبرم هرگز دوایی نیست
و از این گل که جایی نیست
خودش هم تشنه بود اما
نمیفهمید حالش را

چنان می رفت و من در دست او بودم
و حالا تمام هست او بودم
دلم میسوخت، اما راه پایان کو؟؟؟
نه حتی آب ، نسیمی در بیابان کو؟؟؟

و دیگر داشت در دستش تمام جان من میسوخت
که ناگه ، روی زانوهای خود خم شد
دگر از صبر او کم شد
دلش لبریز ماتم شد

کمی اندیشه کرد ، آنگه
مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
نشست و سینه را با سنگ خارجی ، ز هم بشکافت  
صدای قلب او گویی ، جهان را زیر و رو میکرد

زمین و آسمان را پشت و رو میکرد
و هر چیزی که هر جا بود با غم روبرو میکرد
نميدانم چه میگویم !! بجای آب خونش را
به من میداد

و بر لب های او فریاد بمان ای گل
که تو تاج سرم هستی
دوای دلبرم هستی
بمان ای گل

و من ماندم
نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی
و نام من شقایق شد
گل همیشه عاشق شد

مشاهده همه ی 3 نظر
elham
elham

فروهر(فره وشی)نشان ایرانیان باستان واژه فروهر (نگار بالا )به چم

فروهر(فره وشی)نشان ایرانیان باستان واژه فروهر (نگار بالا )به چم

فروهر(فره وشی)نشان ایرانیان باستان

واژه فروهر (نگار بالا )به چم (معنی) پیش برنده می باشد و یکی از نیروهای پنج گانه انسان می باشد فروهر در حقیقت ذره ای از پرتواهورایی (نور الهی) می باشد که در وجود انسان از طرف خداوند به ودیعه گذاشته شده است و باعث پیشرفت و تکامل انسان بوده تن و روان را به سوی رسایی و جاودانی راهنمای می کند باید یاد اور شد که پس از مرگ فروهر انسان به همان صورت اولیه خود به اصل خیش می پیوندد زرتشتیان برای فروهر شکل نگاره ای درست کرده آن را نشان خود قرار داده که هر قسمت آن مفهوم ویژه ای دارد  
1.پیر مرد نگار فروهر از سر تا سینه همانند پیری جهان دیده و دانا و کامل می باشد .
2.دست افراشته به طرف بالا نشان ستایش به درگاه اهورا مزدا می باشد.   
3.حلقه دست نشان پیمان با خداوند یکتا می باشد.
4.بالهای گشاده و سه طبقه نشانه اندیشه و گفتار و کردار نیک می باشد که انسان به کمک آن به درجه کمال و بالا می رسد .
5.دایره میان نگاره نشان بی پایانی روزگار و برگشت اعمال و کردار انسان به خود او می باشد .
6.دو رشته آویخته که نشان سپانتامینو (مینوی خوبی)وانگره مینو(مینوی بدی)می باشد.
7.دامان سه طبقه نشان بد اندیشی (دژمت)بدگفتاری(دژوخت)و بدکرداری(دژورشت)می باشد که باید به زیر افکنده شود.


برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
elham
elham

این متن زیبابرای دخترهای عزیز. خیلی قشنگه تو دختر شدي

این متن زیبابرای دخترهای عزیز...
خیلی قشنگه
تو دختر شدي نه براي در حسرت ماندن يک بوسه,,,,دختر شدي براي خلق بوسه اي از جنس ارامش.....تو دختر نشدي که همخواب ادم هاي بيخواب شوي,,دختر شدي که براي خواب کسي رويا شوي!..تو دختر نشدي که ,,در تنهاييت حسرت اغوشي عاشقانه را داشته باشي,,دختر شدي تا اغوشي در تنهاييه عشقت باشي!!.....نه براي چشم هاي هرزه اي که پاکي تو را ارزان ميخرند......دختر باش و مغرور.......عروسک نباش. در دست کولي هاي عروسک باز....پاکي ات را ارزان نفروش به دورگردهاي عروسک پرست.....ب هر کسي دل نبند..!

مشاهده همه ی 5 نظر
elham
elham

چه زیبا گفت فروغ فرخزاد    اگر مستضعفی ديدی،  ولي از

چه زیبا گفت فروغ فرخزاد    اگر مستضعفی ديدی،  ولي از

چه زیبا گفت فروغ فرخزاد
 
 اگر مستضعفی ديدی،
 ولي از نان امروزت

 به او چيزی نبخشيدی.
 به انسان بودنت شک کن

 اگر چادر به سر داری،
 ولي از زير آن چادر

 به يک ديوانه خنديدی
 به انسان بودنت شک کن

 اگر قاری قرآنی،
 ولي در درکِ آياتش

دچارِ شک و ترديدی.
 به انسان بودنت شک کن

 اگر گفتی خدا ترسي،
 ولي از ترس اموالت

 تمام شب نخوابيدي.
 به انسان بودنت شک کن

 اگر هر ساله در حجّي،
 ولي از حال همنوعت

 سوالي هم نپرسيدي.
 به انسان بودنت شک کن

 اگر مرگِ کسی ديدي،
 ولي قدرِ سَري سوزن

ز جاي خود نجنبيدي
به انسان بودنت شک کن...

مشاهده همه ی 8 نظر
elham
elham

چیزی نمیتونم بگم جز اینک تولد کوروش بر تمام ایرانیان مبارک

چیزی نمیتونم بگم جز اینک تولد کوروش بر تمام ایرانیان مبارک

چیزی نمیتونم بگم جز اینک تولد کوروش بر تمام ایرانیان مبارک باد. تولدت مبارک کوروش بزرگ

مشاهده همه ی 6 نظر
elham
elham

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت
که ناآگاهانه به زنی تنه زد ..
زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد ..
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد
تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت :
مادمازل من لئون تولستوی هستم ..
زن که بسیار شرمگین شده بود، عذر خواهی کرد و گفت :
چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟!
تولستوی در جواب گفت:
✚ شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید! 

                                                                                                                                                      

مشاهده همه ی 5 نظر